روشناییهای شهر
یک ولگرد عاشق یک دختر نابینای زیبا میشود. خانواده دختر با مشکلات مالی روبرو هستند. دوستیِ گاه و بیگاه ولگرد با یک مرد ثروتمند به او اجازه میدهد تا حامی و خواستگار این دختر باشد.
سال انتشار: 1931 کارگردان: Charles Chaplin ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Charles Chaplin، Harry Carr، Harry Crocker امتیاز: 8.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ویرجینیا چریل (Virginia Cherrill) خیلی دلنشین نقش اون دختر گلفروش نابینا رو بازی میکنه که ولگرد (چارلی چاپلین) بدجور عاشقش میشه. همون شب، ولگرد موقع رد شدن از روی پل با یه میلیونر مست (هری مایرز) روبرو میشه که قصد خودکشی داره. ولگرد راضیش میکنه که بیخیال بشه و اون مرد هم به نشونه قدردانی، ولگرد رو به یه مهمونی تو عمارتش و بعدش به کلی تفریحات شبانه دعوت میکنه. مشکل اینجاست که صبح روز بعد وقتی میلیونر با یه سردرد وحشتناک از خواب بیدار میشه، اصلاً یادش نمیاد ولگرد کیه و به پیشخدمتش میگه که بندازتش بیرون.
در همین حال، ولگردِ مهربون که هنوز مصممه به عشق جدیدش کمک کنه، توی روزنامه میخونه که ممکنه درمانی برای نابینایی اون دختر وجود داشته باشه، اما هزینهش زیاده. رفیقِ دائمالخمرش بهش ۱۰۰۰ دلار قول میده تا کمکش کنه، اما مثل همیشه صبح که از مستی درمیاد، همهچیز رو انکار میکنه. پلیس وارد ماجرا میشه و اوضاع بد پیش میره، جوری که ولگرد مجبور میشه به راههای دیگهای برای جور کردن پول فکر کنه. این چالش وقتی جدیتر میشه که میفهمه دختر دیگه سر جای همیشگیش نیست و حالش خوب نیست و مادربزرگش (فلورانس لی) داره ازش پرستاری میکنه و در خطر تخلیه خونه هستن.
احتمالاً تلاشهای ولگرد برای بوکس بازی کردن بیشترین بخش کمدی فیلم رو تشکیل میده، اما کلی صحنه خندهدار دیگه هم هست؛ مخصوصاً بین اون و مایرز. صحنههای با چریل هم خیلی تاثیرگذار و لذتبخشه. چاپلین ریتم فیلم رو خیلی خوب حفظ کرده و تنوع زیادی به این اثر جواهرمانند داده.