عصر جدید
آخرین فیلم «صامت» چاپلین (Chaplin)، که سرشار از جلوههای صوتی است، زمانی ساخته شد که همه در حال ساخت فیلمهای ناطق بودند. چارلی علیه جامعه مدرن، عصر ماشینیسم (استفاده از صدا در فیلمها؟) و پیشرفت طغیان میکند. ابتدا او را میبینیم که دیوانهوار سعی میکند با خط تولید همگام شود و پیچها را سفت کند. او برای آزمایش با یک دستگاه تغذیه خودکار انتخاب میشود، اما اتفاقات مختلف باعث میشود رئیسش فکر کند او دیوانه شده است و چارلی به یک بیمارستان روانی فرستاده میشود. وقتی بیرون میآید، در حالی که پرچم قرمزی را تکان میدهد، با یک کمونیست اشتباه گرفته شده و به زندان فرستاده میشود، جلوی فرار از زندان را میگیرد و دوباره آزاد میشود. ما چارلی را در ماجراهای بسیار دیگری تا پایان فیلم دنبال میکنیم.
سال انتشار: 1936 کارگردان: Charles Chaplin ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Charles Chaplin امتیاز: 8.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً فیلم خوبیه از چارلی چاپلین (Charlie Chaplin) رویاپرداز و بامزه که توش صنعت به معنای واقعی کلمه انسان رو میبلعه.
2013-11-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برام سواله که این روزها چند نفر این فیلم رو میبینن و بلافاصله با کارگر بیمهارت چاپلین که سعی میکنه با سرعت بیرحمانه تکنولوژی پیش بره، همذاتپنداری میکنن؟ فیلم با این شروع میشه که اون ناخواسته موش آزمایشگاهیِ گجتی میشه که به همون اندازه که برای تمیز کردن دندونها مفیده، برای غذا دادن بهش هم کاربرد داره؛ یه اختراع زیرکانه که مثلاً قراره در زمان و هزینه صرفهجویی کنه و بهرهوری رو بالا ببره... نیازی به گفتن نیست که این دستگاه یه مشت اراجیفه، اما این تازه شروعِ این ایدههای عجیب و غریب و اغلب مضحکه که باعث میشه قهرمان بیچاره ما کلی انرژی و هوش به خرج بده تا فقط یه قدم از این «پیشرفتها» جلوتر باشه؛ و البته جلوتر از بقیه آدمهایی که توی این مسیر کمدی و پر از تقلا باهاشون روبرو میشه!
در همین حین، یه زن گرسنه، بیخانمان و یتیم به نام پالت گادرد (Paulette Goddard) موقع بلند کردن یه قرص نون توسط یه رهگذر افادهای لو میره. اون موقع فرار توی خیابون به چاپلین برخورد میکنه و این دو نفر خیلی زود برای ماجراجوییهای جذابتر با هم همدست میشن. چاپلین توی این فیلم فوقالعاده است؛ چابکی، زمانبندی و کارگردانیِ رویاپردازانهاش (نه فقط برای فیلم، بلکه برای هشدارهایی که به کل جامعه میده) امروز هم به همون اندازه ۸۵ سال پیش که مردم برای اولین بار دیدنش، تاثیرگذاره. فیلم به مدرنیته تیکه میندازه، اما نه فقط برای مسخرهبازی؛ نگاهش ضد تکنولوژی نیست، بلکه فقط داره ارزیابی میکنه که چه چیزهایی یا چه کسانی دارن نادیده گرفته میشن، و این فقط شامل کارگرهای یقه آبی هم نمیشه...
صحنههای اسکیت روی یخ توی فروشگاه واقعاً دیدنی و لذتبخش هستن؛ جذابیت، طنز و چابکی همه با هم یکی شدن. استایلش موقع خوردن نوشیدنی هم عالیه! قطعاً این فیلم رو باید روی پرده بزرگ دید، چون کلی اتفاق توش در جریانه...