Lucky Night
بیل اورتون و کورا جانسون پس از اولین برخورد اتفاقیشان در اداره کار، همان شب دوباره بر حسب تصادف روی یک نیمکت در پارک کنار هم قرار میگیرند. هر دو دنبال کار بودند و دست خالی از اداره کار برگشتهاند، اما ماجرای زندگیشان کمی با هم فرق دارد. بیل مردی معمولی و بیخیال است که به خاطر عشقش به خوشگذرانی و تفریح، هیچوقت نتوانسته شغلی را نگه دارد؛ اما کورا دختر یک خانواده ثروتمند است که میخواهد با کار کردن، هویت واقعی خودش را پیدا کند. کورا پس از رد کردن آخرین پیشنهاد ازدواجش از سوی جو هیلتون، به توصیه پدرش کلوین جردن، که غول صنعت فولاد است، تصمیم میگیرد کار کند تا هیجانی را که هیچکدام از خواستگارانش نتوانستند به زندگیاش بدهند، پیدا کند. او یک قدم هم فراتر میرود و تصمیم میگیرد بدون کمک پدرش شغلی پیدا کند و حتی در صورت بیپولی مفرط هم سراغ خانوادهاش نرود. دیدار آنها روی نیمکت پارک در حالی آغاز میشود که هر دو آه در بساط ندارند، گرسنهاند و سقفی بالای سرشان نیست، اما بیل با گذراندن وقت در کنار کورا، کمکم حس میکند او ستاره بختش است و میتواند همان خوشبختی و لذتی را که همیشه دنبالش بوده برایش بیاورد؛ کورا هم متقابلاً همان هیجان گمشده زندگیاش را در وجود بیل پیدا میکند. حال این سؤال پیش میآید که آیا این شب جادویی میتواند زیر نور واقعیتِ فردا صبح و در دنیای واقعی هم دوام بیاورد؟
سال انتشار: 1939 کارگردان: Norman Taurog ژانر: Drama، Comedy نویسندگان: Vincent Lawrence، Grover Jones، Oliver Claxton امتیاز: 6.1