Irene
آیرین اودر که توسط کارفرمایانش برای انجام کاری به خانه خانم وینسنت ثروتمند فرستاده شده، با دان، دوست باب (پسر خانم وینسنت)، آشنا میشود. دان که شیفته آیرین شده، تصمیم میگیرد مقداری پول در کسبوکار جدید باب یعنی مزون لباس «مادام لوسی» سرمایهگذاری کند تا بتواند شغلی به عنوان مدل برای آیرین دستوپا کند. او بسیار موفق میشود و باب نیز به او علاقهمند میگردد. اسمیت، مدیر مزون، از آیرین و دیگر مدلها میخواهد در مجلس خیریه خانم وینسنت لباسهای شب را به نمایش بگذارند، اما لباس آیرین خراب میشود و او در عوض با یک پیراهن آبی قدیمی که متعلق به مادرش بوده ظاهر میشود؛ لباسی که با استقبال بینظیری روبهرو میگردد. یکی از مهمانان، پرنسس مینتی، او را برادرزاده لیدی اودرِ ایرلندی میپندارد و آیرین هم این نسبت را انکار نمیکند. اسمیت تصمیم میگیرد او را به عنوان برادرزاده لیدی اودر در سوئیت مجللی در خیابان پارک اسکان دهد تا بتواند با پوشیدن لباسهای مادام لوسی در مجالس اشرافی شرکت کند. حسادت یکی از مدلها باعث میشود واقعیت به گوش ستوننویس یک روزنامه برسد و با افشای حقیقت، رابطه آیرین و دان که در سفر بوده و از این ماجرا بیخبر است و مالک واقعی مزون به حساب میآید، دچار تنش شود.
سال انتشار: 1940 کارگردان: Herbert Wilcox ژانر: Comedy، Musical، Mystery نویسندگان: Alice Duer Miller، James Montgomery امتیاز: 6.3