ربکا

ربکا

ندیمه یک زن خجالتی که در مونت‌کارلو با کارفرمای مبادی‌آداب خود اقامت دارد، با ماکسیم دو وینتر (Maxim de Winter) ثروتمند (با بازی سر لارنس اولیویه) آشنا می‌شود. او و ماکس عاشق هم می‌شوند، ازدواج می‌کنند و به مندرلی (Manderley)، عمارت بزرگ او در کورنوال بازمی‌گردند. ماکس هنوز از مرگ همسر اولش، ربکا، که سال گذشته در یک حادثه قایق‌رانی جان باخت، پریشان است. همسر دوم دو وینتر (با بازی جوآن فونتین) با خانه‌دار عمارت، خانم دانورز (با بازی دیم جودیت اندرسون) دچار اختلاف می‌شود و متوجه می‌شود که ربکا هنوز نفوذ عجیبی بر همه ساکنان مندرلی دارد.

سال انتشار: 1940 کارگردان: Alfred Hitchcock ژانر: Drama، Mystery، Romance نویسندگان: Daphne Du Maurier، Robert E. Sherwood، Joan Harrison امتیاز: 8.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

فیلم خوب و داستان جالبی داره اما شخصیت‌ها یکم اغراق‌آمیزن و پایانش هم کاملاً قابل پیش‌بینیه.

2013-06-28


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

یک «ندیمه» فقیر که آنقدر فروتن و بی‌ادعاست که حتی نامش را هم نمی‌فهمیم (جوآن فونتین)، ناگهان زندگی‌اش تغییر می‌کند؛ وقتی که یک مرد بیوه بداخلاق به نام ماکسیم دو وینتر (لارنس اولیویه) به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد تا او را به عمارت باشکوهش، مندرلی، ببرد. به نظر می‌رسد یک داستان پریان به حقیقت پیوسته، اما اینطور نیست. با رسیدن به مندرلی، خانم دو وینتر جدید احساس غریبگی می‌کند، چرا که ماکسیم از او فاصله می‌گیرد و خانم دانورز، خانه‌دار متخاصم (جودیت اندرسون)، مدام به او گوشزد می‌کند که هرگز نمی‌تواند جای همسر اول ماکسیم، ربکا، را بگیرد. ربکا واقعاً چطور زنی بود؟ یک بانوی انگلیسی تمام‌عیار یا یک ریاکار که اطرافیانش را فریب می‌داد؟ عشق واقعی ماکسیم کجاست؟ این سوالات نه تنها یک معمای سینمایی بزرگ خلق می‌کنند، بلکه تصویری از یک ازدواج نابرابر بین یک اشراف‌زاده متکبر و یک زن جوان با وابستگی‌های عصبی را به نمایش می‌گذارند.

2017-03-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

یک تریلر گوتیک کاملاً بی‌نقص که تقلیدهای زیادی از آن شده اما کمتر اثری به کیفیت آن می‌رسد. با توجه به اینکه «ربکا» قرار است به زودی روی صحنه برادوی (به صورت موزیکال!) برود، فکر کردم زمان مناسبی برای نوشتن نقد درباره محبوب‌ترین فیلمم از هیچکاک است. اولین باری که این فیلم را حدود ۳۰ سال پیش در تلویزیون دیدم به یاد می‌آورم؛ ویدئو را برای ضبط تنظیم کرده بودم اما بیدار شدم تا کمی از آن را ببینم و در نهایت تمام شب را بیدار ماندم تا تا آخر تماشایش کنم. فیلم تا این حد خوب است. داستان دافنه دوموریه درباره ندیمه‌ای خجالتی که با به دست آوردن دل ثروتمندترین مرد بیوه انگلستان کارفرمایش را شوکه می‌کند، گیرا، پرتعلیق و پر از کنایه است. جوآن فونتین هرگز بازی زیباتری از این عروس دست‌وپاچلفتی ارائه نداده است؛ کسی که کارفرمای خودخواه و عصبی‌اش را ترک می‌کند تا با ماکسیم دو وینتر افسرده ازدواج کند و با دشمنی خانم دانورز سیاه‌پوش روبرو می‌شود. معمای چگونگی مرگ ربکا و اینکه او واقعاً چه زنی بود بررسی می‌شود و با ورود جورج سندرز شرور و توصیه‌های خواهر ماکسیم، خانم دو وینتر جدید (که نام کوچکش هرگز فاش نمی‌شود) با حقایقی روبرو می‌شود که فراتر از انتظارش است. اگر فکر می‌کردید بازی اولیویه در نقش هیت‌کلیف در «بلندی‌های بادگیر» تاریک بود، صبر کنید تا با ماکسیم متمدن‌تر او آشنا شوید. این دو فیلم در کنار هم یک پکیج عالی از داستان‌های گوتیک درباره مردان افسرده و روح‌های گمشده‌شان هستند. فونتین و اولیویه روی پرده عالی عمل می‌کنند، هرچند ظاهراً در واقعیت رابطه نزدیکی نداشتند. با این حال، بازیگران مکمل ستاره‌های واقعی هستند. خانم دانورز با بازی اندرسون یک نقش تک‌بعدی نیست؛ شما از همان ابتدا علاقه او به ربکای فقید را درک می‌کنید و در هر حرکت اندرسون، نمی‌توانید چشم از او بردارید. هر لحظه از این فیلم یک خاطره کلاسیک سینمایی است، از روایت ابتدایی فیلم گرفته تا اولین باری که فونتلی مندرلی را می‌بیند. فیلم با کشف جسدی که ممکن است متعلق به ربکا باشد کمی افت می‌کند، اما این موضوع جزئی است. شات نهایی فیلم برای همیشه در حافظه شما خواهد ماند، همانطور که مندرلی در حافظه خانم دو وینتر دوم ماندگار شد. ۹.۵/۱۰

2017-12-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

«فکر می‌کنی مرده‌ها برمی‌گردن و زنده‌ها رو تماشا می‌کنن؟» ربکا به کارگردانی آلفرد هیچکاک و اقتباس شده از رمان دافنه دوموریه، یک شاهکار احساسی گوتیک است. اولین فیلم آمریکایی هیچکاک شاید گاهی بیش از حد در خدمت متن به نظر برسد، اما ارزش‌های تولیدی آن بسیار بالاست و داستان به شکلی عالی روایت می‌شود. در طول داستان می‌توانیم ویژگی معروف هیچکاک یعنی بی‌اعتمادی به زنان را ببینیم، اما در کل، این اثر داستان تراژیک زن جوانی است که در سایه شوم همسر قبلی زندگی می‌کند. فضای فیلم اغلب دلهره‌آور است و کارگردان به خوبی تنش‌های روان‌شناختی منبع اصلی داستان را درک کرده است. عمارت مندرلی یکی از بهترین عمارت‌هایی است که تا به حال در سینما دیده شده؛ هیچکاک و فیلم‌بردارش جورج بارنز موفق شده‌اند آن را در یک لحظه باشکوه و زیبا و در صحنه بعد مثل یک کابوس سنگی نشان دهند. لارنس اولیویه تاثیرگذار است و بازیگران مکمل هم عالی هستند، به خصوص جودیت اندرسون در نقش خانم دانورز سرد و ترسناک. اما برای من، این فیلم همیشه متعلق به جوآن فونتین خواهد بود؛ او نقش را بی‌نقص اجرا کرده، زنی آسیب‌پذیر که گاهی آدم را کلافه می‌کند و لحظه‌ای بعد می‌خواهی او را در آغوش بگیری. پایان فیلم نسبت به رمان تغییر کرده که به خاطر کدهای اخلاقی تولید در آن زمان بود، اما فیلم همچنان قدرت خود را حفظ کرده است. این اثر برنده اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلم‌برداری شد و در ۹ رشته دیگر هم نامزد بود. ربکا تصویری است زیبا و فراموش‌نشدنی که با مهارتی تمام‌عیار ساخته شده است. ۹.۵/۱۰

2019-07-24


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

ما این فیلم رو اخیراً روی پرده بزرگ توی لندن دیدیم. یکی از اون اکران‌های فضای باز بود و با اینکه بارون شدیدی روی سر صدها نفر از ما می‌بارید، اصلاً برامون مهم نبود. اولیویه و جودیت اندرسونِ فوق‌العاده، یکی از پیچیده‌ترین زوج‌های ترسناک سینما رو می‌سازن و این فیلم رو به محبوب‌ترین اثر هیچکاکی من تبدیل می‌کنن. جوآن فونتین هم توی نشون دادن معصومیت و آسیب‌پذیری همسر دوم عالی عمل کرده. دو ساعت سینمای خالص، ترسناک و کاملاً مجذوب‌کننده.

2022-06-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

**یکی از بزرگترین فیلم‌های دوران کاری هیچکاک.** آلفرد هیچکاک واقعاً یک استاد بود. جالب اینجاست که او حتی یک اسکار هم برای کارگردانی نگرفت و حتی این فیلم که یکی از پر افتخارترین آثارش بود، فقط دو اسکار برد. فیلم توسط دیوید سلزنیک تهیه شد که در آن زمان درگیر «بربادرفته» بود. او می‌خواست هیچکاک کاملاً به رمان وفادار بماند، اما هیچکاک متدهای خاص خودش را داشت که باعث اصطکاک بین آن‌ها شد. فیلم‌برداری سیاه و سفید با دقت و زیبایی خیره‌کننده‌ای انجام شده و موسیقی متن هم بسیار اتمسفریک است. دکورهای عمارت و لباس‌ها هم برای ایجاد واقع‌گرایی بیشتر، بسیار پرهزینه بودند. فیلم‌نامه به شدت موثر است: مردی ثروتمند با زنی جوان و ساده ازدواج می‌کند و او را به عمارتش می‌برد، اما سایه همسر اول که به تازگی فوت کرده، همه جا حس می‌شود. جوآن فونتین بازی بسیار متقاعدکننده‌ای ارائه می‌دهد و انگار همیشه در آستانه یک فروپاشی عصبی است. لارنس اولیویه هم با وجود اینکه در ابتدا از انتخاب فونتین راضی نبود، اما در مقابل او بازی فوق‌العاده‌ای دارد. جودیت اندرسون هم لایق تمام تحسین‌هاست.

2024-04-12


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

ما این فیلم رو اخیراً روی پرده بزرگ در سامرست هاوس لندن دیدیم. با وجود بارون شدیدی که می‌بارید، تماشای بازی اولیویه و جودیت اندرسون روی پرده بزرگ واقعاً لذت‌بخش بود. این فیلم با اختلاف محبوب‌ترین کار هیچکاک برای منه. جوآن فونتین خیلی خوب تونسته اون حس سادگی و بی‌پناهی همسر دوم رو منتقل کنه که داره با دشمنی می‌جنگه که هیچ امیدی به شکست دادنش نداره. دو ساعت هیجان و ترس خالص.

2024-05-29