Blues in the Night
"جیگر" پاین (Jigger Pine) یک گروه موسیقی راه میاندازد که اعضای آن عبارتند از: جینجر "کاراکتر" پاول (Ginger 'Character' Powell) خواننده، همسر نوازنده ترومپت او لئو پاول (Leo Powell)، به همراه نیکی هارویان و پپی. همه آنها خودشان را وقف کار گروهی و نواختن موسیقی «بلوز» کردهاند. اما این فداکاریها پولساز نیست و وقتی دار و دسته در حال قاچقی سوار بر واگن باری قطار هستند، با گانگستری به نام دل دیویس (Del Davis) آشنا شده و دوست میشوند. او به آنها پیشنهاد کار در یک رستوران بینراهی در نیوجرسی را میدهد؛ جایی که پاول عاشق کی گرانت (Kay Grant)، دوست دختر قبلی و «واقعاً همهچیتمام» دیویس میشود. اما وقتی پاول میفهمد که «کاراکتر» قرار است بچهدار شود، پیش او برمیگردد. "جیگر" سعی میکند کی را به عنوان خواننده گروه جا بزند و وقتی این کار با شکست مواجه میشود، با او فرار میکند. او کی را در حالی رها میکند که جز یک فروپاشی عصبی چیزی برایش نمانده است. پس از بهبودی، کی دوباره در رستوران بینراهی آفتابی میشود، با دیویس دعوا میکند، او را به ضرب گلوله میکشد و نقشه میکشد که دوباره به سراغ "جیگر" برود؛ مردی که عاقلتر از آن است که گول بخورد اما دست خودش نیست. در حالی که کی توی ماشین منتظر اوست، برد ایمز (Brad Ames) معلول سر میرسد—کسی که کی او را به این روز انداحته بود—سوار ماشین میشود و آن را از روی صخره به پایین پرت میکند، طوری که هیچکس از این تصادف دو نفره زنده بیرون نمیآید. در نهایت گروه دوباره دور هم جمع میشوند و مثل قبل با قطارهای باری سفر میکنند، اما از نواختن بلوز شادند.
سال انتشار: 1941 کارگردان: Anatole Litvak ژانر: Crime، Drama، Music نویسندگان: Edwin Gilbert، Robert Rossen، Elia Kazan امتیاز: 6.7نقدها و نظرات
CinemaSerf (منتقد)
کم پیش میآید که بشود به یک گروه از موزیسینها گفت «دورهگرد»، اما "جیگر" (با بازی ریچارد وورف) و گروه تازهگردآوریشدهاش در حالی که کشور را برای اجرای بعدیشان زیر پا میگذارند، در لوکسترین حالت ممکن داخل یک واگن قطار تمرین میکنند. در طول مسیر، آنها "دل" (با بازی لوید نولان) را نجات میدهند که پس از شروعی طوفانی شامل مقداری آبجو، یک ساندویچ پنیر و یک اسلحه، همه با او دوست میشوند. او کافهای را میشناسد که میتوانند در آن اجرا داشته باشند، و خیلی زود بالاخره پول به جیب میزنند. این خیلی عالی است، چون خواننده زن گروه، یعنی "کاراکتر" (با بازی پریسیلا لین) دارد بچهدار میشود. البته این موضوع مانع از آن نمیشود که شوهر ترومپتنوازش، "پاول" (با بازی جک کارسون)، چشمش "کی" (با بازی بتی فیلد) را بگیرد—غافل از اینکه او و "دل" گذشتهای دارند که هیچکدام نمیتوانند قبول کنند تمام شده است. به هر حال، این ماجرا خیلی زود فروکش میکند چون بعدش "جیگر" سعی میکند کی را خواننده اصلی گروه کند، با او فرار میکند و بعدش مثل یک بید لرزان به آغوش گروه برمیگردد! هنوز رشته کار دستتان هست؟ او و "دل" به جان هم میافتند که عاقبت خیلی تراژدیباری دارد، اما صبر کنید، این آخر خط یا آخر خط آهن نیست... چند تا آهنگ ریتمیک خوب به خصوص آهنگ اصلی اثر هارولد آرلن و جانی مرسر در میان اجراهای بلوز و رقص محلی به چشم میخورد. نولان در نقش لنگرگاه گروه خیلی هم ترسناک نیست و مثلثهای عشقی گاهی شبیه فیلمهای کمدی تعویض همسر میشوند، اما گاهوبیگاه رگههایی از خطر احساس میشود و کل فیلم با تلاشهای قابل قبول همه بازیگران جلو میرود؛ البته این را هم باید اضافه کرد که اجرای سولو و محشر مت مکهیو (Matt McHugh) مست و دو زن دیگر که ممکن است صدایشان آدم را یاد گربههای خیابانی بیندازد، جذابیت فیلم را تکمیل کردهاند. این فیلم اصلاً چیزی نبود که از رویش اسمش انتظار داشتم، و من از این تلاقی ژانرها کلی لذت بردم.
2025-07-24