کازابلانکا

کازابلانکا

داستان Rick Blaine (ریک بلین)، یک تبعیدی بدبین و خسته از دنیا که در مراحل اولیه جنگ جهانی دوم، یک کلوب شبانه را در کازابلانکا، مراکش اداره می‌کند. با وجود فشارهای مداومی که از سوی مقامات محلی به او وارد می‌شود، کافه ریک به نوعی پناهگاه برای پناهندگانی تبدیل شده که به دنبال نامه‌های عبور غیرقانونی برای فرار به آمریکا هستند. اما وقتی Ilsa (ایلسا)، معشوقه سابق ریک، و همسرش یک روز در کافه او ظاهر می‌شوند، ریک با چالشی سخت روبرو می‌شود که منجر به پیچیدگی‌های پیش‌بینی‌نشده، دلشکستگی و در نهایت تصمیمی بسیار دشوار می‌شود.

سال انتشار: 1942 کارگردان: Michael Curtiz ژانر: Drama، Romance، War نویسندگان: Philip G. Epstein، Julius J. Epstein، Howard Koch امتیاز: 8.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

میگن «همه میان به کافه ریک». وسط جنگ جهانی دومه و یه شب، یه خانمی وارد کافه محبوب ریک بلین میشه. همونطور که نت‌های آشنای آهنگ "As Time Goes By" توی فضای مه‌آلود کافه پخش میشه، زندگی ریک واقعاً پیچیده میشه. به نظرم تیم بازیگری درجه یک، بخش بزرگی از چیزیه که این فیلم رو اینقدر موندگار و پرطرفدار کرده. فیلمنامه واقعاً خوب نوشته شده و تاثیرگذاره. تنها شکایتم اینه که چطور تونستن کار به این بدی بکنن و Peter Lorre (پیتر لوره) رو توی همون ربع اول فیلم بکشن؟ آیا پیشنهادش می‌کنم؟ در کل بله. دلیلی داره که مردم از این فیلم به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ یاد می‌کنن. با اینکه فیلم‌های دیگه‌ای هستن که بیشتر دوستشون دارم، ولی این فیلم واقعاً خیلی خوبه.

2019-10-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

باید اینو یادت باشه... چشم‌های من واقعاً قهوه‌ایه؟ کازابلانکا از اون فیلم‌هاییه که نیاز به معرفی نداره - یا در واقع - نیاز به کالبدشکافی بیشتر برای اثبات ارزشش نداره. در طول سال‌ها، این فیلم به یکی از پرارجاع‌ترین فیلم‌های تاریخ تبدیل شده (گاهی هم به اشتباه)، و در واقع بیشتر از اینکه یه اثر هنری باشه، یه نماد فرهنگی یا آیکونیک هست. با اینکه در سال ۱۹۴۲ یه تولید درجه یک محسوب می‌شد، واقعیت اینه که هیچ‌کس در زمان ساخت فیلم انتظار نداشت چیزی بیشتر از یه اثر خوب باشه که مردم رو به سینماها بکشونه. کازابلانکا که در زمان اکران با استقبال خوبی روبرو شد و با موج پیشروی متفقین در شمال آفریقا همراه بود، کم‌کم بر مشکلات تولید (که خیلی درباره‌ش بحث شده، مثل اینکه فیلمنامه تقریباً هر روز بازنویسی می‌شد) غلبه کرد تا به جایگاه امروزی‌اش برسه: یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های تمام دوران. من اسمی از پاریس نمی‌برم، چون برای فروش خوب نیست! حالا چی در مورد کازابلانکا هست که باعث میشه هر نسلی اینقدر دوستش داشته باشه؟ فقط می‌دونم هر بار که می‌بینمش (سالی یک بار)، انگار دوباره عاشق میشم؛ هر بار دیدنش یه رضایت قلبی و احساسی جدید به همراه داره. اشک‌ها جاری میشن، هم اشک غم و هم اشک شوق؛ یه حس غالب که آرمان‌گرایی عاشقانه هنوز نمرده، و کازابلانکا برای من همون فیلمیه که این رو ثابت می‌کنه. رستگاری تماتیک فیلم پاداش لذت‌بخشی داره، حتی وقتی رویاهای ما درباره فرصت‌های از دست رفته و عشق‌های گمشده، فضای کافه ریک رو سنگین می‌کنه. همه چیز در کازابلانکا درسته، از کارگردانی بی‌نقص Michael Curtiz (مایکل کورتیز) گرفته تا موسیقی نمادین، و البته شخصیت‌های فوق‌العاده‌ای که توسط تیم بازیگری بسیار منسجم و تاثیرگذار زنده شدن. شاید بهترین فیلم تاریخ نباشه، اما برای من و کسانی که اجازه دادن این فیلم وارد زندگیشون بشه، مثل یکی از بهترین دوستاییه که آدم می‌تونه داشته باشه. ۱۰/۱۰

2020-03-28


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

بعد از سی سال، برای اولین بار این فیلم رو روی پرده بزرگ دیدم - بدون هیچ دستکاری، بدون 4K یا HD - دقیقاً همونطوری که مایکل کورتیز در سال ۱۹۴۲ دید، و باید بگم یه اثر سینمایی معرکه‌ست. Rick Blaine (ریک بلین) با بازی Humphrey Bogart (همفری بوگارت) کافه‌ش رو توی کازابلانکا مثل یه واحه واقعی توی بیابون شمال آفریقا اداره می‌کنه؛ پناهگاهی برای انواع آدم‌هایی که از ظلم نازی‌ها در اروپا فرار می‌کنن. با ورود Ilsa (ایلسا) با بازی Ingrid Bergman (اینگرید برگمن) و شوهرش، رهبر مقاومت چک یعنی Hector Lazlo (هکتور لازلو) با بازی Paul Henried (پل هنرید)، می‌فهمیم که ریک و ایلسا گذشته‌ای با هم دارن. وقتی سرگرد Strasser (اشتراسر) و رئیس پلیس محلی Capt. Renault (کاپیتان رنو) با بازی Claude Rains (کلود رینز) وارد این معجون فریب و دورویی میشن، اوضاع به شکلی فوق‌العاده و پیچیده به اوج خودش می‌رسه. بوگارت و برگمن واقعاً توی صحنه می‌درخشن؛ شیمی بینشون فوق‌العاده‌ست. برگمن مثل همیشه اصلاً بازی نمی‌کنه، اون فقط خودشه و همین کافیه. رینز در نقش پلیس حیله‌گر عالیه و Conrad Veidt (کنراد فایت) هم دیالوگ‌های کم ولی تاثیرگذارش رو بی‌نقص ادا می‌کنه. مثل اکثر فیلم‌های برتر، کلید موفقیت این فیلم سادگی (به ظاهر بی‌زحمت) اون هست. این فیلم یه موسیقی متن فوق‌العاده هم داره که مکمل کارگردانی پرتعلیق و فیلمبرداری وهم‌آلود داستانه، و با حضور بازیگران مکمل بااستعدادی مثل پیتر لوره و Sydney Greenstreet (سیدنی گرین‌استریت) جذاب‌تر شده. سیستم استودیویی اون زمان مشکلات و محدودیت‌های زیادی داشت، اما وقتی جواب می‌داد، می‌تونست مجموعه‌ای حیرت‌انگیز از آدم‌ها رو پشت و جلوی دوربین جمع کنه و شاهکارهایی مثل این بسازه.

2022-06-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

**یکی از بهترین فیلم‌های تمام دوران.** برخلاف بعضی‌ها، من معتقدم فیلم‌های بی‌نقص وجود دارن. به راحتی به دست نمیان، ولی هستن، و مطمئنم این یکی از اون‌هاست. کلاسیکی که امتحانش رو پس داده و هنوز هم طرفدار پیدا می‌کنه. این یکی از برجسته‌ترین آثار سینمای آمریکاست؛ اثری که از زیبایی‌شناسی، هنر و فرهنگ فراتر رفته و در طول دهه‌ها بخشی از حافظه جمعی و میراث فرهنگی جهانی شده. فیلم در سال ۱۹۴۲، وسط جنگ جهانی دوم ساخته شد و تولیدش به خاطر محدودیت‌های شدید در استفاده از مواد اولیه (که برای جنگ مهم بودن) با سختی همراه بود. برای همین خیلی از دکورها بازیافتی هستن و از فیلم‌های دیگه وارنر آورده شدن. یه نتیجه مستقیم دیگه جنگ روی این فیلم، حضور تعداد زیادی پناهنده واقعی در تیم فنی و سیاهی‌لشکرها بود؛ کسایی که توی اون صحنه معروف سرود ملی فرانسه، با تمام وجودشون خوندن تا صدای افسرهای آلمانی رو خفه کنن و واقعاً از ته دل منقلب شده بودن. فیلمنامه یه داستان عاشقانه رو روایت می‌کنه: ریک و ایلسا در پاریس با هم آشنا و عاشق میشن. اما با ورود آلمانی‌های پیروز به شهر، مجبور به فرار میشن و ایلسا تصمیم می‌گیره به این رابطه پایان بده. سال‌ها بعد، ریک رو می‌بینیم که یه بار در شهر کازابلانکا داره، جایی که پناهنده‌های زیادی میان تا پول و ویزای لازم برای رفتن به پرتغال و بعد آمریکا رو جور کنن. اونجاست که این دو عاشق دوباره همدیگه رو می‌بینن، اونم وسط نقشه‌ای که یه افسر فاسد فرانسوی، یه افسر بی‌رحم آلمانی و دو تا نامه عبور دزدیده شده توش نقش دارن. بازیگران اصلی دو تا از بزرگترین ستاره‌های زمان خودشون هستن: از یه طرف همفری بوگارت جذاب با اون صدا و ژست خاصش که یکی از کامل‌ترین بازی‌های عمرش رو ارائه داده. اون به خوبی تونست دوز مناسبی از بدبینی، خودخواهی و ناامیدی رو به شخصیتش بده. از طرف دیگه، اینگرید برگمن زیبا و باهوش در یکی از ماندگارترین نقش‌های زندگیش. فیلم بازی‌های خوبی هم از بازیگران مکمل داره. از نظر فنی، کارگردانی استادانه مایکل کورتیز واقعاً ستودنیه که با هوشمندی، ریتم و فضای لازم رو به فیلم داده. با وجود بودجه محدود، فیلم اصلاً ارزان به نظر نمی‌رسه. فیلمبرداری خیلی خوبه و زوم‌های استراتژیک روی صحنه‌های دراماتیک و دیالوگ‌های مهم عالی عمل می‌کنن. موسیقی متن شاید تم‌های خیلی متنوعی نداشته باشه، اما غیرممکنه بعد از دیدن فیلم، آهنگ “As Time Goes By” رو فراموش کنید.

2022-07-26