The Night Has Eyes
دو معلم، دوریسِ مشتاق ازدواج و ماریانِ خوددار، یک سال پس از ناپدید شدن دوستشان اِولین در دشتهای یورکشایر، به آنجا سفر میکنند. در شبی طوفانی، آنها به کلبهی دورافتادهی استیون، پیانیست سابق که در جنگ داخلی اسپانیا دچار موجگرفتگی شده، پناه میبرند. به محض فروکش کردن سیلاب دوریس فرار میکند؛ اما سوءظن ماریان درباره سرنوشت اِولین و کشمکش آن با عشق فزایندهاش به استیون، او را ترغیب میکند که در میان باتلاقهای مهآلود بماند.
سال انتشار: 1942 کارگردان: Leslie Arliss ژانر: Horror، Mystery، Thriller نویسندگان: Alan Kennington، Leslie Arliss، John Argyle امتیاز: 6.2راهنمای والدین The Night Has Eyes
نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
وقتی ماه کامل میدرخشد… فیلم «شب چشم دارد» (با نامهای دیگر Terror House / Moonlight Madness) توسط لسلی آرلیس کارگردانی شده؛ او همچنین فیلمنامه را بر اساس رمانی از آلن کنینگتون اقتباس کرده است. جیمز میسون، ویلفرید لاوسون، مری کلر، جویس هاوارد و تاکر مگوایر در آن به ایفای نقش پرداختهاند. موسیقی اثر چارلز ویلیامز و فیلمبرداری کار گونتر کرامپف است.
«انگار من رو شبیه یه زیبای خفتهی مرد میبینی که با بوسهی تو به زندگی برمیگرده.»
در طول تعطیلات ترم تحصیلی، دو خانم معلم به دشتهای یورکشایر سفر میکنند تا شاید بفهمند چه بر سر همکارشان که یک سال پیش در آنجا ناپدید شده، آمده است. وقتی شبهنگام به دشت میرسند، طوفانی درمیگیرد و این دو زن خوشحال میشوند که به خانهای دورافتاده میرسند که کسی در آن ساکن است. صاحبخانه استیون درمید (میسون) است، مردی مرموز که شاید کلید معمای سرنوشت همکار ناپدیدشدهی آنها باشد.
خب! فیلم یک اثر در سبک تئاتری «خانهی تاریک و قدیمی» است که مایههای نوآر دارد، اما بیشتر به آثار کلاسیک و گوتیکی مثل «جین ایر»، «عمو سیلاس» و «چراغ گاز» پهلو میزند. لوکیشن فوقالعاده است: عمارتی پر سر و صدا و پر از سایه با یک اتاق مخفی؛ این را اضافه کنید به طوفانی سهمگین، دشتهای مهآلودی که رازی در دل دارند به همراه بخشهایی از باتلاقهای شنی و چسبنده، یک نقش اول مرد بهشدت عبوس و درونگرا که گذشتهاش عذابش میدهد، یک قهرمان زن نترس و جسور برای خط داستانی عاشقانه و چندتایی موقعیت پرخطر… همهچیز برای رقم خوردن کارهای پلید و برملا شدن رازهای قدیمی مهیاست.
آرلیس، کارگردان اثر، تعلیق را خیلی آرام بالا میبرد و قطرهچکانی اطلاعات میدهد تا کنجکاوی مخاطب را دربارهی آنچه در این خانهی تاریک میگذرد قلقلک دهد. استیون یک آهنگساز و از کهنهسربازان جنگ داخلی اسپانیاست که آسیبهای جنگ روی او مانده. چرا قرص مصرف میکند؟ چرا ماه برایش مهم است؟ حالا که خدمتکاران خانهاش پیدا شدهاند، آیا میدانند سال گذشته چه بر سر آن دختر آمد؟ همهی اینها فیلم را به سمت اوجی نفسگیر هدایت میکند؛ جایی که همهچیز برملا میشود و ابداً سطحی و آبکی نیست.
بازیگران تحت هدایت آرلیس همگی عالی کار کردهاند و میسون در نقش یک شخصیت مرد متفکر و تودار درخشیده؛ نقشی که بعدها به امضای کارنامهاش تبدیل شد. گونتر کرامپفِ فیلمبردار (نوسفراتو / دستهای اورلاک) فضایی ترسناک و مهآلود از خطری مبهم در دشتها خلق کرده و فضای داخلی عمارت درمید را هم تاریک، پر از سایه و شوم به تصویر کشیده است.
شاید ریتم کند فیلم به مذاق بعضیها خوش نیاید و لازم باشد یکی دو تا از واکنشهای احمقانهی کاراکترها به موقعیتها را ندیده بگیرید، اما فیلم پاسخِ صبر مخاطب را میدهد و بدون شک برای طرفداران تریلرهای گوتیک اثری است که حتماً باید دیده شود. ۷ از ۱۰.