غرامت مضاعف

غرامت  مضاعف

در سال ۱۹۳۸، والتر نف، فروشنده باتجربه شرکت بیمه پاسیفیک، با فیلیس دیتریشسون، همسر جذاب یکی از مشتریانش آشنا می‌شود و آن‌ها وارد رابطه‌ای پنهانی می‌شوند. فیلیس پیشنهاد قتل شوهرش را می‌دهد تا پول بیمه حوادث او را دریافت کند و والتر نقشه‌ای می‌کشد تا بر اساس بند «غرامت مضاعف»، دو برابر آن مبلغ را به دست آورند. وقتی جسد آقای دیتریشسون روی ریل قطار پیدا می‌شود، پلیس آن را مرگ تصادفی اعلام می‌کند. با این حال، بارتون کیز، تحلیلگر بیمه و بهترین دوست والتر، این داستان را باور نمی‌کند و شک می‌کند که فیلیس با کمک مرد دیگری شوهرش را به قتل رسانده باشد.

سال انتشار: 1944 کارگردان: Billy Wilder ژانر: Crime، Drama، Film-Noir نویسندگان: Billy Wilder، Raymond Chandler، James M. Cain امتیاز: 8.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

واقعاً سخته که بخوای فیلم محبوبت از وایلدر رو انتخاب کنی، هرچند من بیشتر به سمت شاهکارهای اولیه‌اش مثل «تعطیلات از دست رفته»، «سانست بلوار»... و این یکی گرایش دارم. اون یکی از بهترین‌ها در عبور از حاشیه‌ها و رسیدن به قلب سینمای نوآر بود (همون‌طور که ژان-لوک گدار جاودانه گفته: «برای ساختن یک فیلم، تنها چیزی که نیاز دارم یک مرد، یک دختر و یک تفنگه»). باربارا استانویک یکی از بازیگران محبوب من در اون دوره است و یک «زن فتان» (Femme Fatale) کلاسیکه. من هیچ‌وقت طرفدار پر و پا قرص فرد مک‌موری نبودم، اما وایلدر از پرسونای «آدم خوبِ» اون به بهترین شکل استفاده می‌کنه و اون در نهایت بهترین بازی‌های عمرش رو برای وایلدر (اینجا و در «آپارتمان») ارائه می‌ده و به قهرمان مرد نهایی سینمای نوآر تبدیل می‌شه.

جالبه که یکی از بازیگران محبوبم، ادوارد جی. رابینسون، اون‌قدر از فیلمنامه خوشش اومده بود که از شرط همیشگی خودش مبنی بر اینکه هرگز نقش مکمل بازی نکنه، گذشت. خیلی‌ها وایلدر رو به عنوان کارگردان تحسین می‌کنن، اما اون به عنوان نویسنده هم به همون اندازه در تاریخ سینما مهم و تاثیرگذاره. مثل هر فیلم دیگه‌ای از اون، حداقل اونایی که من شانس دیدنشون رو داشتم، این فیلم ارزش خریدن و چندین بار دیدن رو داره. مخصوصاً دیالوگ‌ها که فوق‌العاده‌ان. من فقط یکی از کارهای قدیمی اون رو به صد تا از فیلم‌هایی که هالیوود این روزها بیرون می‌ده ترجیح می‌دم. اونا واقعاً بهتر و از نظر درونی رضایت‌بخش‌تر هستن. سینمای جاودانه.

2016-09-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

یک فیلم شاخص از دوران کلاسیک فیلم نوآر. «غرامت مضاعف» رو بیلی وایلدر کارگردانی کرده و فیلمنامه رو هم به همراه ریموند چندلر از روی رمانی نوشته جیمز ام. کین اقتباس کرده. فرد مک‌موری، باربارا استانویک و ادوارد جی. رابینسون ستاره‌های فیلم هستن. موسیقی از میکلوش روژا و فیلمبرداری بر عهده جان اف. سایتز بوده.

برای عاشق فیلمی مثل من، نوشتن نقد برای «غرامت مضاعف» بیهوده به نظر می‌رسه، چون خیلی ساده بگم، هیچ حرفی نمونده که قبلاً گفته نشده باشه. احترامی که برای این فیلم قائلن کاملاً به جاست؛ این یه نوآرِ بُرنده در تمام زمینه‌هاست و می‌شه اون رو به عنوان یکی از کلاسیک‌هایی معرفی کرد که باعث شد مردم در وهله اول به این سبک علاقه‌مند بشن. وایلدر و چندلر با الهام از پرونده بدنام اسنایدر/گری در سال ۱۹۲۷، داستان رو با بدبینیِ تاریکی پر کردن که تا مغز استخوان حس می‌شه. با فیلمنامه‌ای که پر از دیالوگ‌های تیپیکال و جذابِ نوآره، یه پرونده قتل ساده به چیزی فراتر تبدیل می‌شه؛ هزارتویی از مکر و حماقت، با سه بازی درخشان که این اثر رو به اوج می‌رسونه.

از نظر فنی هم کار صدا و تصویر به داستان جذابیت بیشتری داده. روژا موسیقی‌ای ساخته که رو اعصاب آدم راه می‌ره و اون حس شومی و اضطرابی که برای داستان لازمه رو القا می‌کنه. سایتز هم عالی عمل کرده؛ فیلمبرداریش امضای سبک نوآره: سایه‌های سنگین، زوایای تند دوربین و تکه‌های تهدیدآمیز نور. و از همه مهم‌تر، فیلم از خیلی چیزها قسر در می‌ره و قشنگ با سانسورچی‌ها بازی می‌کنه. داستان سفریه به نیمه تاریک اخلاقیات، و سازنده‌ها با شیطنت کدهای تولید رو دور می‌زنن تا به طرفدارهای فیلم نوآر دلیلی برای شادی بدن. یه اثر درجه یک. ۱۰/۱۰

2017-11-05


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

شاید بهترین نمونه از یک فیلم نوآر، «غرامت مضاعف» (۱۹۴۴) با بازی فرد مک‌موری، باربارا استانویک و ادوارد جی. رابینسون باشه. این فیلم بر اساس رمانی از جیمز کین ساخته شده و فیلمنامه‌اش رو بیلی وایلدر و ریموند چندلرِ شگفت‌انگیز نوشتن. داستان که در کالیفرنیای سال ۱۹۳۸ می‌گذره، بر اساس یک قتل واقعی در سال ۱۹۲۷ ساخته شده؛ جایی که شوهرِ یک زنِ اهل کوئینزِ نیویورک توسط دوست‌پسرِ زن کشته شد، اون هم بعد از اینکه زن یک بیمه عمر بزرگ با بند «غرامت مضاعف» برای شوهرش گرفته بود.

توی این فیلم، فیلیس دیتریشسون (با بازی استانویک) با کمک والتر نف (با بازی مک‌موری) که یه فروشنده بیمه‌ست و قراره به قاتل تبدیل بشه، برای شوهرش بیمه عمر می‌گیره. رابینسون نقش بارتون کیز رو بازی می‌کنه، همکار نف و یه بازرس خسارتِ خیلی شکاک که حدس می‌زنه فیلیس ممکنه توی مرگ ناگهانی شوهرش دست داشته باشه. این فیلم یک ساعت و چهل و هفت دقیقه عشقِ خالص به سینماست. فیلم نامزد هفت جایزه اسکار شد (بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین فیلمبرداری، بهترین صدابرداری و بهترین موسیقی متن)، هرچند که هیچ‌کدوم رو نبرد.

2021-02-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

یه فیلم نوآر خیلی خوش‌ساخت از دهه ۱۹۴۰ با بازی‌های عالی از فرد مک‌موری، باربارا استانویک و ادوارد جی. رابینسون، همراه با فیلمبرداری و کارگردانی خوب از بیلی وایلدر. من این فیلم رو قبلاً دیده بودم اما حداقل ۲۰ سال ازش می‌گذشت، هرچند بر حسب اتفاق، یه صحنه از این فیلم رو توی فیلم «زن فتان» (Femme Fatale) که اخیراً دوباره دیدم، دیده بودم. **۴.۵/۵**

2022-05-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

تام پاورز بیچاره با «فیلیس» (باربارا استانویک) سرد و حسابگر ازدواج کرده. وقتی فیلیس رابطه‌ای رو با «والتر» (فرد مک‌موری)، کارگزار بیمه کاریزماتیک شروع می‌کنه، این دو نفر نقشه‌ای زیرکانه می‌کشن تا از شر شوهر خلاص بشن و پول بیمه عمر رو بگیرن. والتر که توی این کارها خبره‌ست، راهی پیدا می‌کنه که مبلغ پرداختی رو دو برابر کنن. در حالی که دارن دست‌هاشون رو به هم می‌مالن، جسد مرد روی ریل قطار پیدا می‌شه و وقتی پلیس باور می‌کنه که تصادف بوده، پول‌ها سرازیر می‌شه.

همه چیز خوب به نظر می‌رسه تا اینکه یکی از همکارهاش به اسم «کیز» (ادوارد جی. رابینسون) بو می‌بره و شروع می‌کنه به فضولی کردن. من همیشه فکر می‌کردم باربارا استانویک بازیگر دست‌کم گرفته شده‌ایه؛ اون اینجا فوق‌العاده‌ست، رابینسون هم با اون بازی کنترل‌شده‌اش عالیه. حتی مک‌موری که معمولاً معمولی بود، اینجا بازی قدرتمندی ارائه می‌ده. بیلی وایلدر با فیلمبرداری پر تنش و دیالوگ‌های فوق‌العاده تاثیرگذار، رشته‌های این درام هوشمندانه و تهدیدآمیز رو به هم گره می‌زنه. میکلوش روژا هم موسیقی‌ای ساخته که با تنشِ رو به افزایش داستان خیلی خوب هماهنگه و ما رو تا لحظه آخر و پایان فیلم، گوش به زنگ نگه می‌داره. این یه فیلم عالیه.

2022-06-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

**یک «نوآر» باشکوه با بازیگران بزرگ که توی جوایز بدشانس بود، اما توسط مردم جاودانه شد و تا به امروز تازه مونده.** قبلاً هم گفته بودم که عاشق فیلم‌های نوآر هستم و این هم یکی دیگه از اون فیلم‌هاییه که از دیدنش لذت بردم و برای تماشای مجدد نگهش می‌دارم. فیلم بر اساس یک رمان پلیسی خوب ساخته شده و بسیار هوشمندانه، تاریک و دقیق طراحی شده. این فیلم که در سال ۱۹۴۴ و در زمان جنگ جهانی دوم ساخته شده، سال بعدش نامزد هفت جایزه اسکار شد. من اون زمان زنده نبودم، اما تصور می‌کنم یکی از فیلم‌های محبوب مراسم اون سال بوده. جالبه و البته ناعادلانه که همه جوایز رو باخت.

فیلم که توسط بیلی وایلدر (یکی از بزرگترین کارگردان‌های دوران طلایی هالیوود) به شکلی بسیار هوشمندانه کارگردانی شده، فیلمبرداری فوق‌العاده‌ای داره؛ با وضوح عالی و بازی با نوری که از خورشید، کرکره‌ها و بقیه ابزارها برای تلطیف روشنایی در مواقع لازم استفاده می‌کنه. موسیقی متن میکلوش روژا هم بسیار اتمسفریک و به جاست. فیلمنامه عالیه و بر اساس یه داستان دراماتیک خیلی خوب نوشته شده: یه مامور بیمه توسط یه زن وسوسه می‌شه و بعد فریب می‌خوره تا بهش کمک کنه شوهرش رو بکشه و پول بیمه حوادث رو بگیره. اما معلوم می‌شه که شرکت‌های بیمه می‌تونن از پلیس هم دقیق‌تر باشن و در حالی که مقامات به یه «تصادف» راضی شدن، بعضی‌ها توی شرکت دست‌بردار نیستن.

می‌تونست بهتر از این باشه؟ شاید اگه مرگ مرد مبهم‌تر بود و قاتل از اول مشخص نبود. فرد مک‌موری توی این فیلم فرصت پیدا کرد تا بهترین بازی کل دوران حرفه‌ایش رو ارائه بده. با اینکه بازیگر خوبیه و پروژه‌های دیگه‌ای هم داشته، اما این فیلم بود که اون رو موندگار کرد. بازیش بی‌نقص نیست و گاهی زیادی تئاتری می‌شه، اما اینجا جواب داده. نقش زن فتان رو هم باربارا استانویک با استادی تمام بازی کرد؛ بازیگر بزرگی که لایق تشویقه. اون علاوه بر زیبایی، به شخصیتش هاله‌ای از خیانت و سنگدلی داد و شیمی فوق‌العاده‌ای با مک‌موری داشت، پر از تنش و میل مهار شده. بازیگران مکمل مثل ادوارد جی. رابینسون و جین هدر هم با اینکه کمتر توی چشم هستن، کارشون رو عالی انجام دادن.

2024-03-05