San Antonio
کلی هاردین (Clay Hardin) یک دامدار اهل سن آنتونیو است که گلهداران غیرقانونی او را از زمینهایش بیرون راندهاند. جنگی بر سر مراتع در جریان است و هاردین مصمم است مردی را که پشت تمام این ماجراهاست، یعنی روی استوارت (Roy Stuart)، پیدا کند. هاردین که مدتی در مکزیک پنهان شده و دندان روی جگر گذاشته بود، حالا تصمیم میگیرد زمان بازگشتش فرا رسیده است. او موفق شده یکی از دفاتر حسابرسی استوارت را به دست بیاورد که بهوضوح نشان میدهد او داشته گلههایی را میفروخته که متعلق به خودش نبوده است. استوارت و شریکش لگار (Legare) دست به هر کاری میزنند تا پیش از آنکه هاردین مدرک را به دادگاه تحویل دهد، او را متوقف کنند. جین استار (Jeanne Starr)، رقاص زیبای سالن، با قراردادی از سوی استوارت و لگار وارد سن آنتونیو میشود، اما کاملاً مشخص است که دلباخته هاردین جذاب شده است. وقتی ارتش فراخوانده میشود و میرود، هاردین و حامیانش تنها میمانند تا از خودشان دفاع کنند.
سال انتشار: 1945 کارگردان: David Butler, Robert Florey, Raoul Walsh ژانر: Western نویسندگان: Alan Le May، W.R. Burnett امتیاز: 6.3نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
این شهر انگار پر از مردهایی است که جوجههای تازه از تخم درآمده را زیر پا له میکنند! فیلم «سن آنتونیو» (San Antonio) به کارگردانی دیوید باتلر (David Butler) و نویسندگی آلن لو مِی (Alan Le May) و دبلیو. آر. برنت (W. R. Burnett) ساخته شده است. ارول فلاین (Errol Flynn)، الکسیس اسمیت (Alexis Smith)، پل کلی (Paul Kelly)، اس. زد. ساکال (S.Z. Sakall)، فلورنس بیتس (Florence Bates) و ویکتور فرانسن (Victor Francen) در آن بازی کردهاند. موسیقی کار مکس استاینر (Max Steiner) و فیلمبرداری برت گلنون (Bert Glennon) است. مقایسه کردن فیلمهای وسترن ارول فلاین همیشه جذاب است، بهویژه در ژانری که او خیلی هم علاقهای به آن نداشت. البته بسته به سلیقهتان در فیلمهای وسترن، با ترکیبی از سبک قدیمی روبهرو میشوید که در آن ارول عشوه میآید و قهرمانبازی درمیآورد، یا فیلمهای جدیتری که در آنها قهرمانبودنش زیرپوستیتر است. «سن آنتونیو» از دسته اول است. داستان حول محور شخصیت کلای هاردین با بازی فلاین میچرخد؛ کسی که میتواند ثابت کند روی استوارت (با بازی کلی)، مدیر سالن شهر، عامل اصلی دزدیهای گسترده گله در ایالت است. ماجراهای فرعی و انگیزههای پنهانی هم در داستان جریان دارد، درامهای عاشقانهای که الکسیس اسمیتِ دوستداشتنی را به مرکز توجه میآورد، و البته طنز سبک و مفرحی که شرطش این است که شوخیهای ساکال و بیتس روی اعصابتان نرود! فلاین فوقالعاده است؛ با چابکی و چهرهای جذاب که در هالیوود کم نظیر است. او اینجا در قالب یک مرد رند و دوستداشتنی ظاهر شده و بازی متقابلش با اسمیت بسیار جذاب از آب درآمده. اسمیت هم حریف قدرتمندی برای بازیگر نقش مقابلش است و هم در صحنههای جدی و هم در لحظات کمدی خوب از پس نقش برمیآید. با اینکه همیشه دیدن پل کلی در نقش آدمبد داستان لذتبخش است و او با تمام وجود در نقش فرو رفته، اما حیف که فیلم واقعاً به کارگردان بهتری نیاز داشت. ترکیب درام و کمدی در دستان باتلر کمی ناشیانه به نظر میرسد. تقابل بزرگِ میان قهرمان و ضدقهرمان هم خیلی ماستمالیشده و ضعیف تمام میشود؛ که واقعاً مایه تاسف است، چون ما در خرابههای آلامو (The Alamo) هستیم؛ یک اثر معماری تأثیرگذار که حسابی میطلبید پایانی طولانیتر و پرشورتر داشته باشد. از طرف دیگر، فیلمبرداری گلنون دلنشین است اما عظمت فضاهای باز را ندارد، و موسیقی استاینر هم برای هر کسی که با آثار او آشنایی داشته باشد، آشنا به گوش میرسد. فیلم بهشدت زیبا، پرطراوت و رنگارنگ است، از ارزشهای تولیدی قابلقبولی بهره میبرد و بازیگران محکمی دارد؛ اما با وجود تمام سرگرمکننده بودنش، فاقد آن حس فوریت و هیجانی است که بتواند آن را به یک اثر شاهکار تبدیل کند. ۷/۱۰
2018-09-23