Shoot to Kill

Shoot to Kill

برای دیکسی لوگان، خلافکار، توسط دادستان فاسدی به نام لارنس دیل پاپوش درست می‌شود. همسرش به عنوان دستیار دیل استخدام می‌شود تا مدرکی دال بر فساد این دادستان به دست آورد. در این راه، خبرنگاری به نام میچل که به او دل باخته، به یاری‌اش می‌آید.

سال انتشار: 1947 کارگردان: William Berke ژانر: Crime، Drama، Film-Noir نویسندگان: Edwin V. Westrate امتیاز: 5.5

راهنمای والدین Shoot to Kill

نقدها و نظرات

John Chard (منتقد)

امتیاز: 3

«جسد له‌شده سرایدار در انتهای چاهک آسانسور پیدا شد!» فیلم Shoot to Kill (یا همان خبرنگار پلیس) به کارگردانی ویلیام برک و نویسندگی ادوین وی. وست‌ریت ساخته شده است. رابرت کنت، لوانا والترز، ادموند مک‌دونالد و راسل وید در آن ایفای نقش می‌کنند. موسیقی فیلم اثری از دارل کالکر و جین راجرز است و فیلمبرداری آن را بنجامین اچ. کلاین بر عهده داشته. وقتی برای دیکسی لوگان (با بازی کنت)، گانگستر قصه، توسط دستیار فاسد دادستان لارنس دیل (مک‌دونالد) پاپوش درست می‌شود، همسرش ماریان (والترز) و یک خبرنگار به نام جورج میچل (وید) دست‌به‌کار می‌شوند تا پرده از فساد دیل بردارند.

همین که عبارت «نوآر درجه‌ب نازل و ارزان‌قیمت» را در کنار عناوینی مثل ناروزدن و خیانت می‌بینید، گوش طرفداران فیلم‌های نوآر تیز می‌شود. متأسفانه فیلم Shoot to Kill بدون هیچ دلیل موجه و ملموسی توانسته چندتایی هوادار پر و پا قرص برای خودش دست و پا کند. فیلم رک و پوست‌کنده یک آش شله‌قلمکار تمام‌عیار است؛ بله، پیچش‌های داستانی و ساختار فلش‌بک روی کاغذ جالب به نظر می‌رسند، ولی کارگردانی افتضاح است و بازی بازیگران هم دست‌کمی از آن ندارد! یک پا الفبای فیلم‌سازی آماتوری است؛ حتی یک صحنه کتک‌کاری دارد که آدم را یاد کمدی‌های صامت کیستون پلیس می‌اندازد... شروع فیلم با یک تعقیب‌وگریز و تصادف ماشینیِ نویدبخش همراه است، ولی گول زننده‌ست؛ از آنجا به بعد فقط مجموعه‌ای از شخصیت‌پردازی‌های باسمه‌ای تحویلمان می‌دهد که کارگردان بی‌هدف همه را ریخته توی دیگ و به امان خدا رها کرده.

بهترین بخش‌های فیلم فقط سکانس طولانی پیانونوازی جین راجرز است، چند تیتر درشت روزنامه که لبخند به لب آدم می‌آورند و گهگاهی بازی سایه‌های قشنگ به سبک نوآر. جای شکرش باقی است که کل زمان فیلم کمی بیش از یک ساعت است. فریب نخورید، این فیلم ابداً گنجینه‌ای پنهان برای خورهٔ نوآر نیست، واقعاً خودش هم نمی‌داند با این همه گره‌افکنی داستانی چه خاکی بر سرش کند. ۳ از ۱۰

2014-09-26

CinemaSerf (منتقد)

امتیاز: 6

راستش را بخواهید، این اثر هیجان‌انگیز از جهاتی محتوای خیلی بیشتری از چیزی که فکر می‌کنید دارد. وقتی پای «دیکسی لوگان» (رابرت کنت) با پاپوش دادستان فاسد «دیل» (ادموند مک‌دونالد) به عنوان متهم قتل به پرونده باز می‌شود، نوبت لوانا والترز («ماریان») می‌رسد که به عنوان منشی وارد دم و دستگاه او شود و خودش را جا کند تا به کمک دوست خبرنگار تازه پیداشده‌اش «میچل» (راسل وید)، فسادش را ثابت کند.

نیازی به گفتن نیست که فیلم کشمکش و تعلیق خاصی ندارد؛ از همان لحظه اول می‌دانیم کار چه کسی بوده و پایان ماجرا و آن ماجرای عاشقانه سریع و یهویی‌اش را هم مثل آب خوردن می‌شود حدس زد. بازیگری‌ها در حد رفع تکلیف است و بس، فیلمنامه هم همین‌طور؛ اما ویلیام برک موفق شده بدون دیالوگ‌های اضافه و کش‌دادن بی‌مورد، ریتم کار را در طول کمی بیشتر از یک ساعت زنده نگه دارد؛ حتی یک صحنه دعوای تن‌به‌تن خیلی خوب طراحی‌شده هم تماشا می‌کنیم! در کل با یک فیلم بعدازظهری معمولی طرفیم؛ یا شاید یک هوا بهتر از آن.

2023-08-09