Return of the Bad Men
هنگامی که بخشی از قلمرو سرخپوستان به ایالات متحده ملحق میشود، ونس کوردل (Randolph Scott)، دامدار خوشقلب، با هجوم قانونشکنان بدنام که این منطقه جدید را بستری مناسب برای راهزنی میبینند، با بیمیلی نشان کلانتر فدرال را میپذیرد. در میان این اشرار، باندهای دالتون و یانگر، بیلی د کید و ساندنس کید به رهبری وایلد بیل دولین بدنام حضور دارند. کوردل به دلیل قتل یکی از دوستانش و سرقت از بانک محلی متعلق به پدرزن آیندهاش، انگیزهای شخصی برای نابودی این مردان شرور دارد.
سال انتشار: 1948 کارگردان: Ray Enright ژانر: Western نویسندگان: Charles O'Neal، Jack Natteford، Luci Ward امتیاز: 6.3نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
«شما بیاخلاقترین و بدقلقترین راهزنهایی هستین که تا حالا باهاشون معامله کردم.» فیلم «بازگشت مردان شرور» (Return of the Bad Men) رو ری انرایت کارگردانی کرده و فیلمنامهش رو چارلز اونیل، جک ناتفورد و لوسی وارد با هم نوشتن. بازیگرای اصلی فیلم راندولف اسکات، رابرت رایان، آن جفریس، جورج هیز و جکلین وایت هستن. موسیقی متن اثر پل ساتل و فیلمبرداری هم کار جی. روی هانت هستش. سال ۱۸۸۹، منطقه برکستون در قلمرو اوکلاهما؛ جایی که به زودی با هجوم مردم برای تصاحب زمینها و تغییر چهره غرب وحشی، به یه شهر ارواح تبدیل میشه. اما این هجوم فقط مهاجرها رو با خودش نمیاره، بلکه پای یه مشت از بیرحمترین قانونشکنها رو هم به منطقه باز میکنه. زیر سایه رهبری «وایلد بیل دولین»، اشراری مثل ساندنس کید، برادران یانگر، دالتونها، وایلد بیل یگر، بیلی د کید، جورج میسون، آرکانزاس کید و برادرزاده دولین یعنی شاین دور هم جمع شدن. حالا کی جلوی راهشونه؟ ونس کوردل، رنجر بازنشسته تگزاس که قراره به زودی کلانتر موقت شهر تازهتاسیس گاتری بشه؛ مردی که یه حساب شخصی هم داره که باید با ساندنس کید تسویه کنه. ایده داستان خیلی سادهست؛ کمپانی RKO که از موفقیت فیلم «قلمرو مردان شرور» (Badman's Territory) در سال قبل حسابی کیفور شده بود، تصمیم گرفت برای قسمت دوم این سهگانه (که قسمت سومش یعنی Best of the Badmen سال ۱۹۵۱ اکران شد) سنگ تموم بذاره و شخصیتهای بیشتری رو بیاره. اونا یه مشت از بدترین خلافکارهای غرب وحشی رو دور هم جمع کردن و انداختنشون به جون راندولف اسکات، نماد اون گاوچرونهای صبور و باصلابت. فیلم به عنوان یه اثر وسترن استاندارد خوب کار میکنه؛ همیشه جذابیتش رو حفظ میکنه، دوز اکشنش مناسبه، از نظر فنی و فیلمبرداری بینقصه و موتور محرکهش هم تقابل سرنوشتساز و پرتعلیق بین اسکات و رایان هستش. مشکل اینجاست که جمع کردن این همه شخصیت بدنام توی یه فیلم باعث شده اثر نتونه به تمام پتانسیلها و وعدههاش عمل کنه. البته توی یه فیلم ۹۰ دقیقهای رسیدن به چنین هدفی غیرممکن هم بود، مخصوصاً وقتی که باید ماجرای عاشقانه قهرمان داستان، خط داستانی اصلاح و توبه یکی از کاراکترها و پسزمینه هجوم مردم برای زمینها رو هم بهش اضافه کنی. خوشبختانه بازیهای عالی اسکات و رایان جور فیلم رو میکشه و اون رو از یه داستان کلیشهای و غیرواقعی نجات میده. این یه تقابل کلاسیک بین خیر و شره؛ جایی که کوردلِ اسکات مردی در تاروپود روشنایی و از جنس مردمه، و ساندنسِ رایان مردی در تاریکی و یه روانی خونسرد و عصبیه. بله، پایان کار کاملاً قابل پیشبینیه و همه میدونیم کی برنده میشه، اما مسیر رسیدن به این پایان خیلی خوب چیده شده و یه فینال پرجنبوجوش و پر از زدوخورد رو رقم میزنه. بازی کل تیم بازیگری خوبه و رو مخ نیست؛ هرچند دوست داشتیم به شخصیتهای شرور فرعی بیشتر پرداخته میشد، اما داستان با وجود تمام جنبههای تخیلیش، اصلاً افت نمیکنه و از دقیقه اول تا آخر سرگرمکنندهست. برای طرفدارای ژانر وسترن، قطعاً راههای خیلی بدتری هم برای گذروندن یک ساعت و نیم وقت وجود داره! ۶.۵ از ۱۰.
2017-10-10