Three Daring Daughters
روز فارغالتحصیلی تِس از «مدرسه دخترانه میس دریک» فرا رسیده است. هنگام اجرای گروه کُر در مراسم، تس متوجه میشود که مادر زیبا و مطلّقهاش، لوئیز ریتون مورگان، حضور ندارد. لوئیز، که ویراستار نشریه «طراحی مدرن» است، به دلیل فشار کاری بیش از حد و استرس از حال رفته و در مطب دکتر کانن بستری شده است. پس از مراسم، دکتر کانن در خانه با سه دختر لوئیز یعنی تس، ایلکا و الیکس صحبت میکند. او به آنها میگوید که مادرشان شدیداً به یک سفر تفریحی نیاز دارد، اما تنها در صورتی میتواند واقعاً آرامش پیدا کند که بدون بچهها برود. دخترها موافقت میکنند و لوئیز هم با وجود بیمیلی، عازم سفر میشود. دخترها مادرشان را برای یک سفر دریایی یکماهه به مقصد کوبا بدرقه میکنند. پس از بازگشت به خانه، دخترها با هم مشورت کرده و به این نتیجه میرسند که اگر پدرشان را برگردانند، مادرشان دوباره شاد و سلامت خواهد شد. غافل از اینکه لوئیز واقعیت را درباره پدرشان پنهان کرده است؛ پدر آنها در واقع مردی بسیار بیمسئولیت بود که ترکشان کرده و لوئیز را با بزرگ کردن بچهها تنها گذاشته بود. دخترها نزد رئیس پدرشان، رابرت نلسون، میروند تا او را پیدا کنند و به خانه بازگردانند. در همین حال، لوئیز در سفر دریاییاش با خوزه ایتوربی، پیانیست و رهبر ارکستر نامدار، آشنا میشود. خوزه فوراً دلباخته لوئیز میشود؛ لوئیز ابتدا خود را بیمیل نشان میدهد اما در نهایت بهترین روزهای زندگیاش را سپری میکند. وقتی لوئیز بالاخره به خانه برمیگردد رازی دارد که باید با دخترها در میان بگذارد، اما دخترها هم برای او یک راز غافلگیرکننده دارند...
سال انتشار: 1948 کارگردان: Fred M. Wilcox ژانر: Musical، Romance نویسندگان: Albert Mannheimer، Frederick Kohner، Sonya Levien امتیاز: 6.2