The Woman in White
یک نقاش جوان به طور اتفاقی با آدمهای عجیبوغریبی در یک عمارت انگلیسی روبهرو میشود؛ جایی که استخدام شده تا به لورا فِیرلی (Laura Fairlie) زیبا، درس نقاشی بدهد. از جمله این افراد میتوان به آن کاتریک (Anne Catherick) اشاره کرد؛ زن جوان عجیبی که لباس سفید به تن دارد، در جنگل با او برخورد میکند و شباهت عجیبی به لورا دارد. همچنین کنت فوسکو (Count Fosco) مکار که امیدوار است ارثیهای برای نجیبزادهای به نام سر پرسیوال گلاید (Sir Percival Glyde) دستوپا کند که قصد دارد با لورا ازدواج کند؛ آقای فِیرلی، مردی خودبیمارانگار که حتی کوچکترین صدا را هم نمیتواند تحمل کند؛ و کنتس فوسکو، زن عجیبوغریبی که راز تاریک خودش را دارد. این نقاش همچنین شیفته ماریون هالکومب (Marion Halcomb)، از خویشاوندان دور لورا میشود که کنت نقشههایی هم برای او در سر دارد.
سال انتشار: 1948 کارگردان: Peter Godfrey ژانر: Drama، Mystery، Romance نویسندگان: Stephen Morehouse Avery، Wilkie Collins امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
عمارت رمزآلود لیمریج. فیلم «زن سفیدپوش» (The Woman in White) به کارگردانی پیتر گادفری (Peter Godfrey) و بر اساس فیلمنامهای از استیون مورهاوس آوری (Stephen Morehouse Avery) و اقتباس از رمانی به همین نام اثر ویلکی کالینز ساخته شده است. در این فیلم الکسیس اسمیت (Alexis Smith)، النور پارکر (Eleanor Parker)، سیدنی گرینستریت (Sydney Greenstreet)، گیگ یانگ (Gig Young)، اگنس مورهد (Agnes Moorehead)، جان ابوت (John Abbott) و جان امری (John Emery) به ایفای نقش پرداختهاند. موسیقی کارِ ماکس اشتاینر (Max Steiner) است و فیلمبرداری را کارل ای. گوتری (Carl E. Guthrie) بر عهده داشته است. انگلستان، سال ۱۸۵۱؛ والتر هارترایت (یانگ)، نقاشی که راه خود را از میان جنگل به سمت عمارت لیمریج کج کرده تا به لورا فِیرلی (پارکر) نقاشی یاد بدهد. اما ناگهان زنی سراپا پوشیده در لباس سفید جلوی راهش سبز میشود؛ زنی آشفته و ترسان که با شنیدن صدای نزدیک شدن یک کالسکه فرار میکند. والتر به زودی میفهمد که وقتی به عمارت لیمریج برسد، اوضاع حتی از دیدار با آن زن مرموز سفیدپوش هم عجیبتر خواهد شد... این از آن دسته فیلمهای نوآر گوتیک دوره تاریخی است که مخاطب خاص خودش را دارد؛ از یک طرف، اتمسفر و راز و رمز تعلیقآمیز فراوانی دارد و از طرف دیگر، بهشدت کند است و برای به رخ کشیدن خودش کمی بیش از حد پیچیده شده است. از نظر داستانی، کلی خط فکری شرورانه در جریان است؛ جنون، هیپنوتیزم، قتل، طمع، خودبیمارانگاری و رگههایی از کارهای ناسالم دیگر که در این عمارت ترسناک در حال جوشش هستند. فیلم از نظر بصری و صوتی یک شاهکار است؛ اشتاینر با مهارت و استادی تمام، فضایی دلهرهآور خلق کرده و گوتری و گادفری با سایهبازیهای تهدیدآمیز و نماهای اثیری، به همه چیز جان بخشیدهاند. گرینستریت با یکی از آن بازیهای زیرکانه و شوم خود، افتخار بازیگری را از آن خود میکند، اما مورهد هم بدون شک یک بانوی باکلاس است، و در این میان پارکر در نقشی دوگانه، ظرافت و بیانی را به نمایش میگذارد که خیلی از کارگردانها در طول دوران کاریاش نتوانستند از آن بهره ببرند. طراحی صحنه (جورج ساوتهم) واقعاً برای آن دوران لذتبخش است، همینطور طراحی لباس (برنارد نیومن / میلو اندرسون). در مجموع، این یک اثر فوقالعاده چشمگیر است؛ فیلمی که هم سرشار از جو و اتمسفری گورستانی است و هم بوی عجیبی از غریب بودن میدهد. قطعاً فیلم عجیبی است، حتی حالت هیپنوتیزمکننده دارد؛ بخش میانیِ کشدارش باعث شده بینقص نباشد، اما کسانی که به نوآر گوتیک و رازهایی به سبک آثار لینچ علاقه دارند، احتمالاً از این فیلم لذت خواهند برد. ۷/۱۰
2013-12-29