مرد سوم
هالی مارتینز (Holly Martins)، رماننویس بیکار داستانهای عامهپسند، به وین پس از جنگ میرسد؛ شهری که توسط متفقین پیروز به بخشهایی تقسیم شده و کمبود منابع به رونق بازار سیاه منجر شده است. او به دعوت دوست قدیمی مدرسهاش، هری لایم (Harry Lime)، که به او کاری پیشنهاد داده بود، میآید، اما متوجه میشود که لایم اخیراً در یک تصادف رانندگی عجیب جان باخته است. مارتینز با صحبت با دوستان و همکاران لایم به زودی متوجه میشود که برخی از داستانها متناقض هستند و تصمیم میگیرد کشف کند که واقعاً چه اتفاقی برای هری لایم افتاده است.
سال انتشار: 1949 کارگردان: Carol Reed ژانر: Drama، Film-Noir، Mystery نویسندگان: Graham Greene، Orson Welles، Alexander Korda امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هالی مارتینز (جوزف کاتن - Joseph Cotten) از دوستش هری لایم (اورسن ولز - Orson Welles) در وینِ اشغالشده پس از جنگ، پیشنهاد کاری دریافت میکنه. اون به اونجا میرسه و متوجه میشه که لایم مرده و هر شاهدی یه داستان متفاوت داره. هالی که یه نویسنده داستانهای عامهپسنده، فکر میکنه میتونه این راز رو حل کنه. اما این یه داستان از گراهام گرین (Graham Greene) هست، و راز فقط یه معمای جنایی نیست، بلکه کاوشی در شرارته. هالی که با یه گروه نیهیلیست از دلالان بازار سیاه که از فساد و ویرانی یه شهر بزرگ بعد از جنگ سوءاستفاده میکنن، درگیر میشه، بهش گفته میشه که خیلی تو این ماجرا غرق شده. فیلم نکات غیرمعمول زیادی داره. فیلمبرداری اکسپرسیونیستی حس ترس رو افزایش میده. همراهی ارکسترال سنتی حذف شده و با یه نوازنده محلی که یه آهنگ مرموز رو با زیتر مینوازه، جایگزین شده. چندین صحنه از فیلم به زبان آلمانی-اتریشی بدون زیرنویس هستن، که باعث میشه تماشاگران هم مثل هالی که سعی میکنه با مردم محلی ارتباط برقرار کنه، گیج بشن. کارآگاهی آماتور هالی اغلب کمدیه، در داستانی که به شدت جدیه. یکی از شاهکارهای سینمای نوآر.
2017-02-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هیچکس به انسانها فکر نمیکنه. دولتها هم همینطور. چرا ما باید فکر کنیم؟ «مرد سوم» (The Third Man) به کارگردانی کارول رید (Carol Reed) و نویسندگی گراهام گرین (Graham Greene) ساخته شده. جوزف کاتن (Joseph Cotton)، آلیدا والی (Alida Valli)، ترور هاوارد (Trevor Howard) و اورسن ولز (Orson Welles) در اون بازی میکنن. موسیقی از آنتون کاراس (Anton Karas) و فیلمبرداری از رابرت کراسکر (Robert Krasker) هست.
وقتی نویسنده هالی مارتینز (کاتن) به وین سفر میکنه تا با دوست دوران کودکیاش هری لایم (ولز) ملاقات کنه، با ناراحتی متوجه میشه که هری در یک تصادف رانندگی کشته شده. بعد از شرکت در مراسم خاکسپاری، هالی به این باور میرسه که مرگ هری تصادفی نبوده و شروع میکنه به تلاش برای پاک کردن نام دوستش. اما هیچ چیز اونطور که اول به نظر میرسه نیست..... بیش از ۶۰ سال از اکرانش میگذره و تریلر نوآر کارول رید همچنان تازه و تحت دقیقترین بررسیهای منتقدانه باقی مونده. یه داستان دلهرهآور که به هر حال هست، دلالان بازار سیاه و اون عوضیهای دستکاریکننده پنیسیلین یه طعم ناخوشایند تو دهن آدم میذارن، اما فیلم با توانایی کارگردان در خلق فضایی نگرانکننده از طریق سبک و صحنههای با ریتم دقیق، بیشتر تقویت میشه. بازیها در تمام بخشها عالی هستن، و فیلم به یک اندازه نمادگرایی و اسطورهسازی شیطنتآمیز تولید میکنه. با ساختار روایی که در وینِ ویرانشده پس از جنگ آشکار میشه و با ماهیت تکهتکه شخصیتهای انسانی همخوانی داره، خیرهکننده است. هزارتویی از خیابانهای سنگفرش مرطوب میزبان تعقیب و گریزهایی با انسان و سایههای بلند هست، یه صحنه شهربازی وجود داره که حالا در فولکلور غرق شده، که به نوبه خود گواهی بر ابتذال شر هست، و البته اون فاضلابهای غارمانند، خانه چنین لحنهای غمانگیزی. رید زوایای کج رو به ارمغان میآره، با فساد اخلاقی که دستور کار روزه و کمی سردرگمی برای پر کردن شکمهای گرسنه نوآر شما. کراسکر در کیاروسکوروی اکسپرسیونیستی کار میکنه در حالی که کاراس با زیترش مینوازه تا برای همیشه در گوش شما بنشینه. یه معمای قتل، یه عاشقانه دردناک و یه فیلم نوآر پر از تعلیق، «مرد سوم» در کیفیتهایش ماندگاره. ساعت کوکو و گربه، درگاه سایهدار و راه رفتن تنها و غمگین یک زن، هنوز هم امروز تودههای فیلمباز رو سرگرم میکنه و هنوز هم توسط فیلمسازان داخلی و خارجی مورد بررسی قرار میگیره. «مرد سوم»، به خدا یه شاهکاره. ۱۰/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هیچکس به انسانها فکر نمیکنه. دولتها هم همینطور. چرا ما باید فکر کنیم؟ «مرد سوم» (The Third Man) به کارگردانی کارول رید (Carol Reed) و نویسندگی گراهام گرین (Graham Greene) ساخته شده. جوزف کاتن (Joseph Cotton)، آلیدا والی (Alida Valli)، ترور هاوارد (Trevor Howard) و اورسن ولز (Orson Welles) در اون بازی میکنن. موسیقی از آنتون کاراس (Anton Karas) و فیلمبرداری از رابرت کراسکر (Robert Krasker) هست.
وقتی نویسنده هالی مارتینز (کاتن) به وین سفر میکنه تا با دوست دوران کودکیاش هری لایم (ولز) ملاقات کنه، با ناراحتی متوجه میشه که هری در یک تصادف رانندگی کشته شده. بعد از شرکت در مراسم خاکسپاری، هالی به این باور میرسه که مرگ هری تصادفی نبوده و شروع میکنه به تلاش برای پاک کردن نام دوستش. اما هیچ چیز اونطور که اول به نظر میرسه نیست... بیش از ۶۰ سال از اکرانش میگذره و تریلر نوآر کارول رید همچنان تازه و تحت دقیقترین بررسیهای منتقدانه باقی مونده. یه داستان دلهرهآور که به هر حال هست، دلالان بازار سیاه و اون عوضیهای دستکاریکننده پنیسیلین یه طعم ناخوشایند تو دهن آدم میذارن، اما فیلم با توانایی کارگردان در خلق فضایی نگرانکننده از طریق سبک و صحنههای با ریتم دقیق، بیشتر تقویت میشه. بازیها در تمام بخشها عالی هستن، و فیلم به یک اندازه نمادگرایی و اسطورهسازی شیطنتآمیز تولید میکنه. با ساختار روایی که در وینِ ویرانشده پس از جنگ آشکار میشه و با ماهیت تکهتکه شخصیتهای انسانی همخوانی داره، خیرهکننده است. هزارتویی از خیابانهای سنگفرش مرطوب میزبان تعقیب و گریزهایی با انسان و سایههای بلند هست، یه صحنه شهربازی وجود داره که حالا در فولکلور غرق شده، که به نوبه خود گواهی بر ابتذال شر هست، و البته اون فاضلابهای غارمانند، خانه چنین لحنهای غمانگیزی. رید زوایای کج رو به ارمغان میآره، با فساد اخلاقی که دستور کار روزه و کمی سردرگمی برای پر کردن شکمهای گرسنه نوآر شما. کراسکر در کیاروسکوروی اکسپرسیونیستی کار میکنه در حالی که کاراس با زیترش مینوازه تا برای همیشه در گوش شما بنشینه. یه معمای قتل، یه عاشقانه دردناک و یه فیلم نوآر پر از تعلیق، «مرد سوم» در کیفیتهایش ماندگاره. ساعت کوکو و گربه، درگاه سایهدار و راه رفتن تنها و غمگین یک زن، هنوز هم امروز تودههای فیلمباز رو سرگرم میکنه و هنوز هم توسط فیلمسازان داخلی و خارجی مورد بررسی قرار میگیره. «مرد سوم»، به خدا یه شاهکاره. ۱۰/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جوزف کاتن (Joseph Cotton) با نام «هالی» (Holly) به وینِ پس از جنگ میرسه تا با دوست قدیمی مدرسهاش «هری لایم» (Harry Lime) ملاقات کنه – اما متوجه میشه که اون اخیراً در یک تصادف رانندگی کشته شده. بدون شغل وعده داده شدهاش، شروع میکنه به صحبت با دوستان مرد مرده و به سرعت متوجه تناقضاتی میشه که باعث سوءظنش میشه. اون تصمیم میگیره بفهمه دقیقاً چه اتفاقی افتاده.
برای «هالی» سختتر و سختتر میشه که جوابهای درست بگیره – حتی از کسانی که باید بتونه بهشون اعتماد کنه – نه «سرگرد کالووی» (ترور هاوارد - Trevor Howard) و نه حتی «آنا» (آلیدا والی - Alida Valli)، معشوقه مرد مرده – به نظر نمیرسه که بتونن (یا بخوان) کمک کنن. به تدریج، اون همچنین شروع میکنه به شک کردن که داره تعقیب میشه. نقطههای نور سیگار در سایهها، بدنهای متحرک که به درگاههای کمنور چسبیدهاند – و اون شروع میکنه به درک اینکه شاید دوستش اونقدر که آرزو میکرد یا به نظر میرسید، باوجدان و شرافتمند نبوده. درست از همان ابتدا که آنتون کاراس (Anton Karas) تم متمایز زیتر رو در ابتدای فیلم مینوازه، ما با اقتباسی فوقالعاده تأثیرگذار از تریلر معمایی گراهام گرین (Graham Greene) روبرو میشیم و کارول رید (Carol Reed) هم واقعاً با ریتم فیلم خوب عمل میکنه. ما پیشرفت میکنیم، اما «هالی» – و ما هم – باید برایش سخت کار کنیم، و شخصیتهای مشکوک اون به طور واقعاً مؤثری در سایهها باقی میمونن. این یه داستان عالی از اعتماد، وفاداری و طمع هست که واقعاً هنوز هم به خوبی ۷۰ سال پیشه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**آیا یه فیلم خوب میتونه با یه موسیقی متن نامناسب خراب بشه؟ بله، میتونه، و این فیلم اثبات این حرفه.**
من فیلم نوآر رو خیلی دوست دارم و این فیلم رو با لذت دیدم. این یکی از اون فیلمهاست که نمیتونین از دستش بدین: یه داستان عالی، شخصیتهای پیچیده، کلی تعلیق و یه دوز خوب از طنز، خیلی ظریف، تقریباً در هم تنیده با داستان اصلی، جایی که یه نویسنده جوان آمریکایی سعی میکنه مرگ خیلی بد توضیح داده شده دوستش رو در شهر نیمهویران وین در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم کشف کنه. پلیس محلی، به جای کمک، به نظر میرسه بخشی از مشکله و هرچه اون در تحقیقات پیش میره، نشانههای بیشتری از یک جنایت پیدا میشه. فیلم خیلی خوبه و توسط کارول رید (Carol Reed) خیلی خوب کارگردانی شده. رایجترین جنبههای نوآر همگی اونجا هستن: نور، سایههای غلیظ، محیط شهری پرتنش و تاریک، یک جنایت، کلی مظنون و مجرم بالقوه، یه پلیس ظاهراً فاسد و یه زن جوان ظریف که دلها رو میدزده، اما ممکنه اونقدر که به نظر میرسه بیگناه نباشه. فیلم حتی برای یک دقیقه هم ما رو ناامید نمیکنه و دقیقاً همون چیزی رو بهمون میده که میخوایم ببینیم و حس کنیم، و این واقعاً رضایتبخشه. برای اینکه اوضاع بهتر هم بشه، ما صحنهپردازیهای خوب و لباسهای باورپذیر، استفاده خوب از صحنههای خارجی و شهری رو داریم که حتی ویران شده هم زیبایی و ظرافتش رو از دست نمیده. فیلمبرداری نمیتونست بهتر از این باشه، کار دوربین شایسته مطالعه در مدارس فیلمسازی هست، و جلوهها به ندرت و به طور مؤثر استفاده میشن. بازیگران واقعاً شایسته هستن: با وجود اینکه اورسن ولز (Orson Welles) پرآوازهترین اسمه، اما پررنگترین بازیگر نیست. هنوز جوان و نسبتاً خوشقیافه (همونطور که میدونیم، در سالهای بعد وزن بیشتری اضافه کرد)، بازیگر کم ظاهر میشه، اما هر وقت که ظاهر میشه توجه ما رو به خودش جلب میکنه. جوزف کاتن (Joseph Cotten) قهرمان واقعی فیلمه و کارش رو به همان خوبی انجام میده. اون یکی از اون بازیگرانیه که امروز فراموش شده، اما کارش شایسته بازبینی و بازنگریه. تنها چیزی، و واقعاً فقط همینه، که این فیلم رو پایین میکشه، موسیقی متنش و اصرار بر یه تم ماندولین هست که نمیتونست نامناسبتر از این باشه. حتی میتونست به عنوان تم آغازین، در طول تیتراژ استفاده بشه، اما نه… موسیقی آزاردهنده در تمام طول فیلم تا جایی که غیرقابل تحمل میشه، مزاحمت ایجاد میکنه. مثل یه ملودی ساخته شده برای فیلم برادران مارکس (Marx Brothers) به نظر میرسه، و اینجا متوقف نمیشه! واقعاً آزاردهندهست و حال و هوای فیلم رو خراب میکنه!