The Sundowners
داستان جنگی بر سر مراتع در منطقه پنهندل تگزاس؛ جایی که برادرِ شرور و بهظاهر «بد» برای احقاق حق میجنگد، اما در این راه دست به قتل میزند؛ و در طرف مقابل، برادر قهرمان و بهظاهر «خوب» از دزدی گسترده احشام چشمپوشی میکند و در نهایت با اکراه به این نتیجه میرسد که شاید راه درستی را انتخاب نکرده است.
سال انتشار: 1950 کارگردان: George Templeton ژانر: Drama، Western نویسندگان: Alan Le May امتیاز: 5.6نقدها و نظرات
Wuchak (منتقد)
یک وسترن قدیمی و مهجور که حس اصالت از تکتک نماهایش موج میزند (به بیشتر از یک معنا)
فیلم «غروبنشینها» (The Sundowners) به کارگردانی جورج تمپلتون محصول سال ۱۹۵۰، وسترنی است که ماجرایش در پنهندل تگزاس میگذرد؛ جایی که تام کلود (با بازی رابرت استرلینگ)، مزرعهدار درستکار و برادر نوجوانش (جان درو بریمور) حسابی با کلانتر مشکوک، المر گال (دان هاگرتی) و چند دزد گاو به مشکل خوردهاند. با این حال، وقتی فردی به نام کید ویچیتا (رابرت پرستون) که ظاهراً خلافکار است به شهر برمیگردد، شروع به پاکسازی منطقه میکند و همین موضوع خشم کلانتر و دزدها را برمیانگیزد. چیل ویلز در نقش همسایهای مهربان ظاهر شده و جان لیتل هم نقش پدر کلانتر را بازی میکند؛ پدری که (ظاهراً) از خلافکاریهای پسرش بیخبر است.
یادداشت: این فیلم نباید با فیلمی به همین نام در سال ۱۹۶۰ اشتباه گرفته شود که درباره چوپانهای استرالیایی بود و رابرت میچام و دبرا کار در آن بازی میکردند.
با اینکه «غروبنشینها» وسترنی کوچک و کمتر دیدهشده است، اما به خاطر شخصیتهای جذاب، فیلمنامه گیرا و واقعگرایی ملموسش، یکی از محبوبترین آثار من به حساب میآید. از نظر واقعگرایی، بر خلاف خیلی از وسترنهای قدیمی که در آریزونا یا کالیفرنیای جنوبی فیلمبرداری میشدند، این فیلم واقعاً در همان پنهندل تگزاس جلوی دوربین رفته است. یکی از منتقدان ایراد گرفته بود که «تشخیص آدمهای خوب و بد در فیلم برایش سخت بوده»؛ اتفاقاً همین مسئله نشانه دیگری از واقعگرایی فیلم است: شخصیتها خاکستری هستند، نه سفید مطلق یا سیاه مطلق. حتی تام کلود، شخصیت اصلی داستان که مظهر خرد و نیکی است، در جایی رفتاری نسنجیده از خودش نشان میدهد که برای لو نرفتن داستان به آن اشاره نمیکنم.
البته افرادی که در باند دزدی احشام هستند کاملاً مشکوک و خبیثاند، هرچند این کار را مخفیانه انجام میدهند. با این وجود، پدر سرکرده باند فاسد نیست و از کارهای پسرش خبری نداشته؛ گرچه شاید شک کرده و خودش را به ندیدن زده باشد. از سوی دیگر، کید ویچیتا درست در مرز سیاه و سفید قرار دارد؛ بیشتر به خاطر گذشته تاریکش و بدگمانیهایی که تام نسبت به بازگشت او دارد. ویچیتا چند بار با لحنی بامزه میگوید: «از آماریلو تا جی ویت، هیشکی نتونست جرمی رو روم ثابت کنه... بهجز دو بار!» این یعنی حداقل دو جرم واقعی و قطعاً خیلی بیشتر از اینها در گذشتهاش مرتکب شده. اما در طول اتفاقات خود فیلم، ندیدم که ویچیتا کار اشتباهی انجام دهد. تمام کاری که میکند کمک به خلاص کردن منطقه از دست باند دزدهاست. چند جا به این اشاره میشود که او کسی را به قتل رسانده، اما در واقع او توطئه آن شخص را برملا کرد و تا زمانی که طرف دست به اسلحه نبرد، شلیک نکرد. این قتل نیست، دفاع از خود است. در صحنهای دیگر هم ماجرا دقیقاً همینطور پیش میرود. شخصاً کاملاً طرفدار این بودم که ویچیتا شهر را از زبالههای دزد پاک کند. شاید او به خاطر گناهان گذشتهاش سزاوار مرگ باشد، اما به خاطر کارهایی که در این فیلم میکند، قطعاً نه.
ضمناً کید ویچیتا نمونه فوقالعادهای از یک ضدقهرمان کلاسیک است؛ آن هم سالها قبل از اینکه ضدقهرمانها با وسترنهای اسپاگتی لئونه در اواسط دهه ۶۰ (که به نظرم بیش از حد تحویل گرفته شدهاند) مد شوند. ویچیتا هفتتیرکشی جسور است که از او اعتمادبهنفس و شور زندگی میبارد؛ تازه بگذریم از اینکه فساد و پلیدی واقعی را که معمولاً پنهان است، خیلی خوب تشخیص میدهد و بیهیچ ترسی با آن روبهرو میشود. جای تعجب ندارد که برادر نوجوان داستان (بریمور) کمکم به او به چشم یک الگو نگاه میکند و کارهایش را تقلید میکند. این ما را یاد بهترین دیالوگ کوتاه فیلم میاندازد: «چرا که نه!»
جک ایلام هم در یکی از اولین فیلمهایش، در ۲۹ سالگی (زمان فیلمبرداری)، نقشی حاشیهای به عنوان شوهری بیعاطفه دارد. بیشتر مردم ایلام را هیولایی خوشقلب و باابهت میدانند، پس دیدن او در قامت یک مرد جوان و نسبتاً خوشسیما جالب توجه است. در بخش بازیگران زن، کتی داونز (بازیگر نقش کلمنتاین در فیلم «کلمنتاین عزیزم» محصول ۱۹۴۶) نقش بسیار پررنگ و جذابی به عنوان همسر موقرمز و زیبای ایلام دارد که طبیعتاً در پی پیدا کردن عشق در جایی دیگر است.
مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۲۳ دقیقه است و در پنهندل تگزاس (پارک ایالتی پالو دورو کانیون و مزرعههای اطراف کانیون، استینت و آماریلو) فیلمبرداری شده و بخشهای استودیویی آن هم در استودیو یونیورسال کالیفرنیا ضبط شده است. نویسنده: آلن لمی. نمره: A