The Battle at Apache Pass
هنگامی که کوچیس با جرانیمو و سایر قبایل سرخپوست متحد میشود، سرگرد کولتون قلعهاش را رها کرده و از طریق گذرگاه آپاچی راهی فورت شریدان میشود. تنها مانع سر راه او، سرخپوستانی هستند که روزگاری آنها را دوست خود مینامید.
سال انتشار: 1952 کارگردان: George Sherman ژانر: Western نویسندگان: Gerald Drayson Adams امتیاز: 6.4راهنمای والدین The Battle at Apache Pass
نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
کوچیس زیر حرفش نمیزند، این جرانیمو است که پیمانشکنی میکند. «نبرد در گذرگاه آپاچی» را جورج شرمن کارگردانی کرده و فیلمنامهاش کار جرالد دریسون آدامز است. جف چندلر، جان لوند، بروس کولینگ، جان هادسون، سوزان کابوت، جی سیلورهیلز، گرگ پالمر و جک ایلام در این فیلم بازی میکنند. موسیقی اثر کار هانس جی. سالتر و فیلمبرداری آن بر عهده چارلز پی. بویل بوده است. این اثر که با تکنیک تکنیکالر تولید شده، در موآب ایالت یوتا فیلمبرداری شده و مناظری مثل پارک ملی آرچز، رودخانه کلرادو، کورتهاوس واش، آیدا گولچ و پروفسور ولی پسزمینه داستان را شکل دادهاند. فیلم روایتی داستانی از «ماجرای باسکوم» در سال ۱۸۶۱ و «نبرد گذرگاه آپاچی» در سال ۱۸۶۲ است؛ نبردی که در آن سرخپوستان منطقه برای اولین بار شاهد حمله توپخانهای با خمپارهاندازهای کوهستانی بودند. فیلم به وقایعی میپردازد که به نبرد انجامید و روی اختلافات داخلی میان جنگجویان چیریکاهوا یعنی کوچیس و جرانیمو تمرکز میکند. با اینکه هم چندلر و هم سیلورهیلز نقشهای خود را از فیلم «پیکان شکسته» (Broken Arrow 1950) تکرار کردهاند، وقایع «نبرد در گذرگاه آپاچی» قبل از اتفاقات آن فیلم رخ میدهد.
از نظر داستانی کاملاً محکم و قرص است و با مناظر زیبای تکنیکالر همراه شده، اما چیزی که به فیلم شرمن ضربه میزند، نبود وقار و اقتدار بازیگری در نقش شخصیتهای آمریکایی است. آقایان لوند، کولینگ و هادسون کارشان بد نیست، ولی متن فیلم به بازیگران مسلطتری نیاز داشت تا در کنار چندلرِ عالی خودی نشان دهند. از طرفی در بین بازیگران زن، کابوت با همان نقش کوتاهی که به او داده شده سنگ تمام میگذارد، در حالی که بورلی تایلر که نقشی بسیار مهم از نظر روایی دارد، صرفاً به یک عروسک خیمهشببازی خوشقیافه در این کشمکش تقلیل یافته است. با این حال، راحت میشود از کمبودهای دراماتیک بازیها چشمپوشی کرد چون صحنههای اکشنی که شرمن چیده واقعاً فوقالعادهاند؛ مخصوصاً نبرد اصلی که در عنوان فیلم هم آمده، در درهای صخرهای به شکلی درخشان ساخته و پرداخته شده است: پر از سیاهیلشکر، صحنههای جنگی پرشمار و غرش خمپارهاندازهایی که گوش را پر میکند. فیلمبرداری بویل (فیلمهای افقهای غرب و تاماهاوک) هم چشمنواز و نشانه استادی او در پشت دوربین است. موسیقی سالتر اما صرفاً یک کار استاندارد معمولی است که برای سرخپوستها همان ملودیهای کلیشهای را دارد و برای صحنههای سوارهنظام، ضربهای نظامی آشنا مینوازد. در کل فیلم بسیار دیدنی و چشمنوازی است که داستان پرکششی آن را به جلو میراند، هرچند حیف که بخش قابل توجهی از گروه بازیگران آنطور که باید و شاید پرحرارت و محکم ظاهر نشدند. ۶.۵ از ۱۰.