پیتر پن
اقتباسی از داستان جی. ام. بری درباره پسری که هرگز بزرگ نمیشود. سه فرزند خانواده دارلینگ با پیتر پن ملاقات میکنند؛ او آنها را به «نورلند» میبرد، جایی که جنگی مداوم بین گروه کودکان فراری پیتر و کاپیتان هوک، دزد دریایی خبیث، در جریان است.
سال انتشار: 1953 کارگردان: Clyde Geronimi, Wilfred Jackson, Hamilton Luske ژانر: Animation، Adventure، Family نویسندگان: J.M. Barrie، Ted Sears، Erdman Penner امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ارزش یه بار دیدن رو داره، احتمالا دوباره نبینمش ولی به طرفدارای پیتر پن که نسخههای دیگه رو دیدن پیشنهاد میکنم. واو، حس میکنم انگار تا حالا این فیلم رو ندیده بودم؛ این اتفاقیه که وقتی یاد میگیری فیلمها رو نقادانه ببینی و دوباره سراغ نوستالژیهای بچگیت میری، میافته. مدام دارم بیشتر میفهمم والت دیزنی چقدر افتضاح بوده. این فیلم پر از مزخرفات توهینآمیزه، مخصوصاً نسبت به بومیهای آمریکا، و اکثر شخصیتها هم آدمهای مزخرفی هستن، از جمله خود پیتر پن و تینکربل. وندی تنها شخصیت «پاک» کل فیلمه، که اونم تازه با ارفاق میگم. تایگر لیلی شاید رقیبش باشه، ولی چون کار خاصی انجام نمیده، سخته بشه نظر داد. با چنین ایده فوقالعادهای و سطح تولید دیزنی، آدم فکر میکنه فیلم حتی بعد ۷۰ سال هم سرپا باشه، ولی صادقانه بگم کمکم دارم فکر میکنم این فیلم فقط به خاطر نبود گزینههای دیگه اینقدر مورد استقبال قرار گرفته بوده. اشتباه برداشت نکنید، خود داستان هم به اندازه کافی به منبع اصلی وفاداره و هم ساختار خوبی داره که یه بازسازی مدرن احتمالاً خیلی شبیه به همین نسخه بشه. مشکل تو انتخابهای سبک انیمیشن، دیالوگها و نحوه ارائه شخصیتهاست که میشد خیلی بهتر و تمیزتر دربیاد و احتمالاً باید هم اینطور میشد. با اینکه میتونم یه ساعت فقط درباره مثلث «عشقی» این فیلم غر بزنم (من کاملاً طرفدار تینکربل هستم)، ولی خب قرار بوده داستان «پسری که هرگز بزرگ نمیشه» باشه. در حالی که این موضوع به فاکتورهای حسادت کمک میکنه، اما مقدار و ناهماهنگی جزئیات درباره جادویی بودن اون مکان، آدم رو از داستان دور میکنه. دقت کنید که پیتر دیگه گوشهای انسانی نداره و گوشهاش مثل پریهاست، و ظاهراً پسرها حیوانات غولپیکر رو کشتن و پوستشون رو کندن تا به عنوان پیژامه بپوشن؛ پس بقیه حیوونا کجا هستن؟ دزدای دریایی اونقدر اونجا بودن که کلافه بشن، هرچند با وجود اینکه هوک هر از گاهی با تیر میکشتشون هنوز تعدادشون زیاده، ولی اونقدر نبودن که شورش کنن یا کل جزیره رو درست بگردن، اما در عین حال اونقدر طولانی بوده که یه تاریخچه عجیب و خاص بین پیتر پن، هوک و کروکودیل شکل بگیره. فیلم عجیبیه؛ هنوز ارزش دیدن داره، ولی پیشنهاد میکنم به جای اینکه بچهها رو تنها بذارید، خودتون هم کنارشون بشینید و ببینید.
2020-07-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه سوژه ایدهآل برای والت دیزنی؛ یه ماجراجویی جذاب و طنز با شخصیتهای عالی. قبل از تماشا، یادتون باشه که جی. ام. بری شخصیت «پیتر پن» رو در اوایل قرن بیستم خلق کرده، پس بعضی از اصطلاحات و نقشها یکم کلیشهای هستن، اما این نباید لذت تجربه فیلم رو خراب کنه. خانواده «دارلینگ» یه خانواده دوستداشتنی ولی تا حدی آشفته هستن که یه سگ بزرگ به اسم «نانا» دارن و سه فرزندشون با هم تو اتاق زیرشیروانی زندگی میکنن. «پیتر» به دیدنشون میاد و با کمک پری مهربونش «تینکربل»، بچهها رو به یه سری ماجراجویی جادویی در «نورلند» میبره، جایی که هیچکس بزرگ نمیشه. «کاپیتان هوک» افسانهای دشمن محلی اونه و بدجوری دنبال تلافیه، چون پیتر باعث شده دستش رو توسط یه کروکودیل از دست بده؛ کروکودیلی که حالا مصممه بقیه بدنش رو هم بخوره! شخصیتپردازیها عمق خوبی دارن؛ داستان ممکنه یه قصه «عاشقانه» به نظر بیاد، اما قطعاً مفاهیمی مثل وفاداری، اعتماد، حسادت و رفاقت رو به شکلی جذاب و باورپذیر به بچهها یاد میده. اکشن فیلم هم زیاده؛ یه شمشیربازی عالی، کلی پرواز کردن و روحیه بیخیال بچهها که واقعاً واگیرداره. انیمیشن مثل همیشه با مهارت و به صورت دستی طراحی شده، با رنگهای زندهای که شادی فیلم رو به خوبی منتقل میکنه. بابی دریسکول هم تو نقش اصلی عالی کار کرده؛ در کل یه فیلم معرکهست.
2024-07-20