Arrow In The Dust
بارت لایش، فراری از ارتش، تصمیم میگیرد بهترین راه برای فرار این است که به یک کاروان مهاجران که عازم اورگن هستند بپیوندد. آنها حدود یک هفته از او جلوتر هستند و بارت در طول مسیر با دوست قدیمیاش، سرگرد اندی پپریس روبهرو میشود که بر اثر جراحات ناشی از حمله سرخپوستان در حال مرگ است. او به بارت هشدار میدهد که سرخپوستان هدف بعدیشان کاروان است و بارت در ادامه پایگاه ارتش یعنی کمپ تیلور را ویرانشده مییابد. او هویت پپریس را به خود میگیرد، به کاروان میرسد و فرماندهی سربازان محافظ آن را بر عهده میگیرد. او ثابت میکند که رهبری لایق است و بهسرعت احترام همه را جلب میکند. با نزدیکتر شدن به مقصد، خطر فاش شدن هویت بارت بیشتر میشود و او باید تصمیم بگیرد که آیا و چه زمانی آنها را ترک کند.
سال انتشار: 1954 کارگردان: Lesley Selander ژانر: Western نویسندگان: Don Martin، L.L. Foreman امتیاز: 5.6راهنمای والدین Arrow In The Dust
نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
تاوان لارامی! «تیر در غبار» رو لزلی سلندر کارگردانی کرده و دون مارتین فیلمنامهش رو از رمان ال. ال. فورمن اقتباس کرده. استرلینگ هایدن، کالین گری، کیت لارسن، تام تولی و تودور اوون بازیگرای فیلم هستن. موسیقی کار مارلین اسکایلز و فیلمبرداری تکنیکالرش اثر الس دبلیو. کارتره.
بارت لایش (با بازی هایدن) یه فراری ارتش، قمارباز و قاتله، اما بهزودی فرصتی پیدا میکنه تا گناهانش رو جبران کنه... داستان فیلم کلاً خیلی کلیشهایه، اما با این حال فکر خوبی پشت فیلمنامه بوده. سلندر هم هیچ فرصتی رو برای بالا نگه داشتن ریتم فیلم از دست نداده و مدام صحنههای اکشنِ تر و تمیز وارد کار میکنه.
لایش (که هایدن مثل همیشه تنومند و سرسخت نقشش رو بازی میکنه) خودش رو در مقام فرمانده یک کاروان میبینه؛ با سربازا و غیرنظامیهایی که حالا همهشون به اون چشم دوختن تا جلو موج حمله سرخپوستها رو بگیره (که جالبیش اینجاست که پونیها و آپاچیها با هم متحد شدن). طبیعتاً تو اردوگاه هم مشکلا کم نیست؛ نه فقط از طرف یه مشت تاجر مشکوک که انگیزههاشون موتور اصلی داستان میشه، بلکه از طرف کریستلا برک با بازی کالین گری. انگار مستقیم از توی تبلیغات برند استی لادر اومده بیرون! (البته برامون مهم نیست، ما عاشق وسترنهای دهه ۵۰ هستیم!) و خب، نبض قهرمان داستان و بینندهها با هم بالا میره.
از نظر تم داستانی، اثر شریفیه و مقدار مناسبی از اضطراب و قهرمانبازیهای دردناک توش به چشم میخوره. تاکتیکهای جنگی باحال، تیراندازیهای جذاب و البته اون حس جبران و رستگاری انسانی تو بطن داستان موج میزنه. یه سری مشکلات معمول وسترنهای درجه ب هم هست، مثل دعواهای تنبهتن با طراحی ضعیف، آدمکهایی که از صخره پرت میشن پایین و بازیهای متوسط تو نقشهای مکمل (البته نه لی ون کلیف، که با اون پرستیژ خبیثش این اطراف پلک میزنه!).
با این حال، فیلمبرداری تو لوکیشن بورو فتس خیلی قشنگ انجام شده و کاملاً با موسیقی وسترنِ اسکایلز هماهنگه. هایدن قیافه مردونه و سرسخت جذابی رو به نمایش میذاره که با جذابیتهای گری مکمل خیلی خوبی شده. تولی هم نقش یه پیرمرد بداخلاق رو اونقدر خوب بازی میکنه که بهترین بازی فیلم رو ارائه میده.
خوراک طرفدارای وسترنهای این دورهست. اصلاً تلف کردن وقت نیست. فیلم خوبیه. ۶.۵ از ۱۰.