در بارانداز
تری مالوی در حالی که از کبوترهایش نگهداری میکند و در اسکله برای جانی فرندلی، رئیس فاسد اتحادیه کارگران، پادویی میکند، در رویای تبدیل شدن به یک بوکسور حرفهای است. تری شاهد قتلی است که توسط دو تن از اراذل جانی انجام شده و بعدها با خواهر مقتول ملاقات میکند و خود را مسئول مرگ او میبیند. دختر، تری را با پدر بری آشنا میکند؛ کشیشی که سعی دارد او را متقاعد کند تا اطلاعاتی را به دادگاه ارائه دهد که منجر به متلاشی شدن باند باجگیران اسکله شود.
سال انتشار: 1954 کارگردان: Elia Kazan ژانر: Crime، Drama، Thriller نویسندگان: Budd Schulberg، Malcolm Johnson، Robert Siodmak امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فکر کردی خدای روی زمینی؟ ولی میدونی چی هستی؟ یه آدم پست و کثیف و عوضی! خوشحالم که اون کار رو باهات کردم، شنیدی؟ خوشحالم!
فیلم «در جبهه بندر» (On the Waterfront) به کارگردانی الیا کازان (Elia Kazan) و نویسندگی باد شولبرگ (Budd Schulberg) است که فیلمنامه را بر اساس مجموعهای از مقالات مالکوم جانسون (Malcolm Johnson) نوشته است. بازیگرانی مثل مارلون براندو (Marlon Brando)، لی جی. کاب (Lee J. Cobb)، اوا ماری سنت (Eva Marie Saint)، کارل مالدن (Karl Malden)، راد استایگر (Rod Steiger) و پت هنینگ (Pat Henning) در آن ایفای نقش میکنند. موسیقی اثر لئونارد برنستاین (Leonard Bernstein) و فیلمبرداری بر عهده بوریس کافمن (Boris Kaufman) بوده است.
تری مالوی (براندو) زمانی بوکسوری با پتانسیل بالا و رویاهای بزرگ بود. حالا که به عنوان کارگر اسکله برای رئیس اوباش، جانی فرندلی (کاب) کار میکند، شاهد قتل یکی از همکارانش میشود و بر سر یک دوراهی گیر میکند: آیا باید آنچه را که میداند به کمیسیون مبارزه با جرم اطلاع دهد یا نه؟ این درگیری ذهنی زمانی شدیدتر میشود که او با خواهر مقتول صمیمی میشود.
این فیلم به اندازه بهترین کارهای کازان، براندو و کافمن درخشان است. «در جبهه بندر» لایههای فساد و تعفنبار بخشی از نیویورک را به تصویر میکشد که در آن مردان سختکوش و صادق برای گذران زندگی زیر سلطه رؤسای فاسد اتحادیه که توسط اوباش اداره میشوند، میجنگند. دیالوگها در عین سادگی، حالتی شاعرانه دارند و تضاد عجیبی با فضای بیروح محیط، خانههای نیمهویران و اسکلههای مهآلود که رازهای وحشتناکی را در خود جای دادهاند، ایجاد میکنند.
اگرچه فیلم به نوعی دفاعیهای برای «لو دادن» است (با توجه به شرایط سیاسی آن زمان کارگردان)، اما یک کلاسیک تمامعیار است که شایسته تکتک جوایز اسکار و نامزدیهایی بود که به دست آورد. از سخنرانی پرشور «میتونستم کسی باشم» (بازی صورت استایگر را اینجا حتماً ببینید) تا صحنه دلخراش کشف کبوترهای کشتهشده تری و آن پایانبندی فراموشنشدنی، این فیلم نهایت کیفیت سینمای کلاسیک است. ۱۰/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه مردم فقط یه لحظه وقت میذاشتن تا ارزش واقعی این فیلم رو درک کنن، این اثر میتونست توی خیلی از نظرسنجیهای بهترین فیلمهای تاریخ، رتبههای اول رو داشته باشه.
2023-10-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با اینکه مارلون براندو ستاره اصلی فیلمه، اما به نظر من کارل مالدن در نقش «پدر بری» داستان رو از آن خودش کرد؛ کشیشی که مصممه کارگرهای اسکله نیویورک رو متحد کنه تا از زیر سایه ظلم رئیسشون، «جانی فرندلی» (لی جی. کاب) بیرون بیان. او بالای سر جسد «دویل» ایستاده؛ کسی که شایعه شده بود با کمیسیون مبارزه با جرم حرف زده و به همین خاطر به طرز مشکوکی از بالای ساختمون پرت شده. دویل عاشق کبوتر بود و همین سرگرمی باعث شد «مالوی» (براندو) بتونه اونو به قفس کبوترها روی پشتبوم بکشونه. ما اینو میدونیم، اما خواهر مقتول، «ایدی» (اوا ماری سنت) نمیدونه. وقتی ایدی تصمیم میگیره ته و توی ماجرا رو دربیاره، او و مالوی به هم نزدیک میشن. مالوی حتی عاشقش میشه، اما کشیش بهش میگه تا وقتی صادق نباشه، این رابطه به جایی نمیرسه. مالوی خوب میدونه که صداقت یعنی در افتادن با جانی و برادر خودش «چارلی» (راد استایگر) که دست راست جانی محسوب میشه.
یه جلسه توی کلیسا باعث میشه «دوگان» (پت هنینگ) ترغیب بشه کاری علیه این وضعیت ناعادلانه انجام بده، اما وقتی اوضاع خراب میشه، این «بری» هست که با سخنرانیش ورق رو برمیگردونه. اگه فیلم «دریای بیرحم» (The Cruel Sea - 1953) رو دیده باشید، شاید صحنهای رو یادتون بیاد که کشتیشون غرق شده و مردها توی آبِ پر از روغن و زباله شناورن؛ فضایی تاریک و تهدیدآمیز. فیلمبرداری این فیلم هم تقریباً همونقدر تاریکه. فیلم سیاه و سفیده اما تاکیدش بیشتر روی سیاهیهاست. دوربین انگار عناصر تاریک ساختمونها و آب رو جذب میکنه و به رخ میکشه، طوری که فضا حالت خفقانآور پیدا میکنه. کاب در نقش رئیس عالیه و اوا ماری سنت هم برخلاف نقشهای زن کلیشهای اون زمان، شخصیتی قوی و شجاع داره. پایانبندی فیلم گیرا، تاثیرگذار و کاملاً مناسبه. اگه فرصت کردید این فیلم رو روی پرده بزرگ ببینید، حتماً این کار رو بکنید؛ این فیلم مثل یه ترن هواییه که به شخصیتهای نقصدارش هویت میده و بیننده رو کاملاً درگیر بازی خودش میکنه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**_یک شبهنوآر محبوب از اوایل دوران کاری براندو_**
یک بوکسور سابق (مارلون) که حالا در رودخانه هادسون، روبروی منهتن و ساختمان امپایر استیت کارگری میکند، با وجدان خودش در کلنجار است. او به خواهر (اوا ماری سنت) یک کارگر مقتول علاقهمند میشود، در حالی که برادر وکیلش (راد استایگر) از رئیس فاسد اتحادیه (لی جی. کاب) دفاع میکند. کارل مالدن هم در نقش یک کشیش محلی دلسوز حضور دارد.
«در جبهه بندر» (1954) یک درام جنایی سیاه و سفید نمادین است که در زمان اکران جوایز بیشماری درو کرد. این یک اثر نوآر اجتماعی-سیاسی مهم و یکی از سه موفقیت بزرگ براندو در اوایل دهه ۵۰ میلادی است (در کنار «اتوبوسی به نام هوس» و تا حدی «وحشی»). این فیلمها همه از یک جنس هستند، فقط اینجا محیط اسکلههای هابوکن در سایه نیویورک به تصویر کشیده شده. اینکه چرا این فیلم معمولاً در لیستهای فیلم نوآر قرار نمیگیرد، برای من یک معماست.
هرچند فیلم به شکلی قابل درک قدیمی شده و کمی هم ملودراماتیک است، اما جذابیتهای انسانی کافی، به خصوص رابطه عاطفی داستان، در آن وجود دارد و فضای واقعی فیلم بینظیر است. من به خصوص از زاویه دید پشتبومها که آسمانخراشها در دوردست دیده میشوند لذت بردم (یادآور کمیکهای مرد عنکبوتی در دهههای ۶۰ تا ۸۰). فیلم از «آدمفروشی» علیه فساد حمایت میکند و در واقع پاسخ الیا کازان به کسانی بود که او را به خاطر معرفی هشت کمونیست به کمیته فعالیتهای ضدآمریکایی در سال ۱۹۵۲ سرزنش میکردند. با وجود شهرت فیلم، براندو اینجا کمی تپل و نه چندان جذاب به نظر میرسد. به نظرم او در فیلمهای بعدی (و بهترش) مثل «دزیره»، «شیرهای جوان»، «سربازهای یکچشم» و «شورش در کشتی بونتی» خیلی بهتر شد. فیلم حدود ۱ ساعت و ۴۸ دقیقه است و در سواحل هابوکن، نیوجرسی فیلمبرداری شده. نمره: -B