پنجره پُشتی
عکاس حرفهای، ال.بی. «جف» جفریز، هنگام گرفتن یک عکس اکشن در مسابقات اتومبیلرانی دچار شکستگی پا میشود. او که در آپارتمان خود در نیویورک زمینگیر شده، وقت خود را با نگاه کردن از پنجره عقبی و زیر نظر گرفتن همسایهها میگذراند. او کمکم شک میکند که مردی در آن سوی حیاط خلوت ممکن است همسرش را به قتل رسانده باشد. جف از دوستدخترش لیزا فرمونت که مشاور مد است و پرستارش استلا برای تحقیق در این باره کمک میگیرد.
سال انتشار: 1954 کارگردان: Alfred Hitchcock ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: John Michael Hayes، Cornell Woolrich امتیاز: 8.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ال.بی. جفریز (L.B. Jeffries) با بازی جیمی استوارت، یه عکاس ماجراجوئه که به خاطر آسیبدیدگی شدید پا موقتاً زمینگیر شده. اون که حوصلهاش سر رفته و توی دورانی زندگی میکنه که تلویزیون و اینترنت برای سرگرمی نبوده، از پنجرهاش حیاط خلوت رو دید میزنه و درباره زندگی همسایهها خیالبافی میکنه. مخصوصاً به همسایهاش توروالد (Thorvald) مشکوک میشه که شاید زنش رو کشته باشه. هیچکاک این موقعیت رو از زوایای مختلف بررسی میکنه. از یه طرف، جف میتونه یه کارآگاه نابغه باشه که فقط با مشاهده دقیق یه پرونده رو حل میکنه. از طرف دیگه، میشه اون رو یه آدم چشمچران و پارانوئید دید که شک و تردیدش ممکنه به بقیه آسیب بزنه. این دیدگاهها از زبون اطرافیانش مثل پرستارش و نامزدش (گریس کلی) هم شنیده میشه. در نهایت شواهد فیزیکی پیدا میشه که تکلیف توروالد رو روشن میکنه اما انگیزه جف هنوز جای سوال داره. هیچکاک از این موقعیت استفاده کرده تا کلی داستان فرعی مینیمال معرفی کنه که ما هم مثل جف فقط از پنجره میبینیمشون. (خطر لو رفتن داستان) زوجهای تازه ازدواج کرده دعوا میکنن، یه زن افسرده به خودکشی فکر میکنه اما همسایهاش نجاتش میده و... نکته جالب فیلم حضور بازیگرهایی مثل استوارت و کلی هست که بعدها خیلی مشهورتر شدن.
2017-02-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«باید قتل میبود». ال.بی. جفریز عکاسی است که روی ویلچر نشسته و برای رفع بیحوصلگی، شروع به دید زدن زندگی همسایهها از پنجره آپارتمانش میکند. هر چه بیشتر در زندگی آنها غرق میشود، بیشتر متقاعد میشود که یکی از آنها مرتکب قتل شده و خودش و نزدیکانش را در خطر مرگ قرار میدهد. مثل بقیه آثار تحسینشده آلفرد هیچکاک، «پنجره عقبی» هم توسط آدمهای خیلی باسوادتر از من کالبدشکافی و بررسی شده. پس من چطور نقد فیلمی رو بنویسم که به نظرم یکی از بهترینهای هیچکاکه؟ خب، شاید بهتر باشه فقط از چیزهایی بگم که دوست داشتم، بدون اینکه وارد بحثهای روانشناختی بشم! هیچکاک و نویسندهاش جان مایکل هیز، این فیلم رو از داستان کورنل وولریچ اقتباس کردن. فیلم ما رو مجبور میکنه که تبدیل به چشمچران بشیم و یه چشمچران دیگه رو تماشا کنیم. ترفند خیلی هوشمندانهای از هیچکاک بود. هیچکاک با محدود کردن داستان به یک لوکیشن واحد، یه اثر پرتعلیق، جذاب و جسورانه ساخته. چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشه، طنز تلخ موقعیت جفریزه؛ وسواس اون فقط به خاطر قتل نیست، بلکه اول از همه به زندگی عاطفی همسایهها علاقه داره و این باعث میشه بالاخره عشق زنی که میخواد توی زندگیش باشه رو ببینه. تکتک شخصیتها، حتی اونهایی که فقط از دور میبینیم، توی داستان نقش دارن. پایان فیلم هم جاییه که هیچکاک همه رشتهها رو به هم میبافه و ما رو با یه لبخند کج و کوله رها میکنه، در حالی که حس میکنیم بازیچه دست این کارگردان بزرگ شدیم. شک نکنید که ما تحت سلطه یه نابغه بودیم. ۱۰/۱۰
2020-02-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
احتمالاً تا حالا شش باری در طول این سالها دیدمش و هنوز هم فیلم هیچکاک مورد علاقمه؛ دقت کنید گفتم «مورد علاقه» و نه لزوماً «بهترین». یه داستان ساده که توی یه لوکیشن اتفاق میافته، اما بازیهای جیمز استوارت و گریس کلی عالیه. **۴.۵/۵**
2020-09-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جیمی استوارت در نقش عکاس زمینگیری که روزهاش رو با تماشای فعالیتهای روزمره همسایههاش میگذرونه، فوقالعاده است. کمکم به یکی از اونها مشکوک میشه چون زنش یهو غیبش میزنه و شوهر (ریموند بر) شبها سفرهای مشکوکی میره. گریس کلی (دوستدخترش) اولش فکر میکنه این کارها زشته، اما کمکم وارد بازی اون میشه و خودش هم توی تحقیقات شرکت میکنه. تلما ریتر در نقش «استلا» عالیه. این یه درام منسجم و پر از تنش زیر نظر استاد این ژانره.
2022-03-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
منم مثل بقیه عاشق غافلگیری و پیچش داستانیام، اما شاید قدیما این چیزا بیشتر میچسبیده.
2023-10-20