آلفرد هیچکاک تقدیم می کند
سر آلفرد هیچکاک، استاد تعلیق، میزبان برنامه تلویزیونی خودش است. هیچکاک برنامه را معرفی میکرد و پس از آن یک اپیزود کوتاه نیمساعته پخش میشد که شامل تعلیق، وحشت و طنز بود. پس از پایان داستان، هیچکاک دوباره بازمیگشت تا برنامه را به پایان برساند.
سال انتشار: 1955–1962 کارگردان: ژانر: Crime، Drama، Mystery امتیاز: 8.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**بهترینهای آلفرد هیچکاک تقدیم میکند، جلد ۱**: آلفرد هیچکاک نه تنها میزبان این سریال آنتولوژی بود، بلکه چند اپیزود رو هم خودش کارگردانی کرد. سه اپیزودی که در این ویدیو هست همگی توسط استاد تعلیق کارگردانی شدن، اما در حد کارهای سینمایی برترش نیستن. اپیزود اول که توسط رولد دال نوشته شده، «برهای برای سلاخی» (۱۹۵۸) نام داره. باربارا بل گدس نقش زن باردار جوانی رو بازی میکنه که خیلی سعی داره همسرش رو راضی نگه داره، اما شوهر پلیسش یک شب به خونه میاد و غافلگیرش میکنه؛ اون عاشق کس دیگهای شده و طلاق میخواد. زن سعی میکنه با نادیده گرفتن این وضعیت دردناک به وظایف خانهداریش برسه. مرد تصمیم میگیره بره و زنش رو به چالش میکشه که جلوش رو بگیره. و زن هم همین کار رو میکنه. تام ایول در اپیزود «پرونده آقای پلهام» (۱۹۵۵) بازی میکنه. اون موقع ناهار با دکتری صحبت میکنه و داستان عجیبی رو براش تعریف میکنه؛ به نظر میرسه پلهام همزمان در چند جای مختلف شهر دیده شده. اون در حالی که خارج از شهره، به یکی از مشتریهای محلی بیمحلی میکنه. صبحها کارها رو انجام میده و بعدازظهر که به دفتر میاد، چیزی از کارهای انجام شده یادش نیست. به پیشخدمتش دستوراتی میده و بعد یادش نمیره. پلهام فاش میکنه که هیچکدوم از این کارها رو انجام نداده و یک «همزاد» رو مقصر میدونه. داستان آخر یک معمای قتل ضعیف به نام «صندلی بانکو» (۱۹۵۹) است. در انگلستان سال ۱۹۰۳، یک بازرس بازنشسته مظنون قتلی رو که هرگز متهم نشده فرا میخونه. اون مظنون رو در دومین سالگرد قتل عمهاش به شام دعوت میکنه و یک بازیگر رو در اتاق دیگه قرار میده تا نقش روح عمه رو بازی کنه تا بالاخره بتونه اعتراف بگیره. بل گدس در نقشش خیلی خوبه. نگاهش وقتی شوهرش ترکش میکنه واقعاً دلخراشه. مشکل اینجاست که شما دقیقاً میدونید تا آخر داستان چه اتفاقی قراره بیفته. فرض اولیه داستان واقعاً منطقی نیست. تام ایول در نقش مرد پارانوئیدی که همزاد داره خیلی خوب عمل کرده. اون بدون اینکه زیادهروی کنه، کاملاً باورپذیره. داستان آخر ستاره واقعی نداره، فقط بازیگران شخصیتپرداز انگلیسی که همون کاری رو میکنن که درش استادن. بد ساخته نشده، فقط معمولی ساخته شده و چالشی برای کست نداره. کارگردانی هیچکاک هم چیز خاصی نیست. اون تمام ابزارهایی که در سینما داشت رو اینجا در اختیار نداره تا کارش رو با بقیه کارگردانهای تلویزیونی متفاوت کنه. اون در «صندلی بانکو» سعی میکنه کارهایی انجام بده، اما حتی سکانس روح هم نمیتونه هیجانی ایجاد کنه. به جز اپیزود دوم، بهترین بخشها همون مقدمه و نتیجهگیریهای هیچکاک بعد از اپیزود سومه. اون درباره شکار در هالیوود حرف میزنه و جناسهای کلامیش واقعاً خندهدارن. کارهای هیچکاک همیشه یا خیلی عالی بودن (مثل «پنجره پشتی»، «طناب»، «روانی») یا خیلی خیلی بد (مثل «توپاز»، «مارنی»). این اثر جایی در میانه قرار میگیره، اما چون یک اپیزود خوب نمیتونه جای دو تا اپیزود بد رو بگیره، نمیتونم این مجموعه رو پیشنهاد بدم.
2022-05-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فکر کنم قویترین چیزی که میتونم بگم اینه که یادمه وقتی بچه بودم، خانوادهام هر هفته دور تلویزیون جمع میشدن تا این رو تماشا کنن. و جالبه که این سریال زمانی پخش میشد که پدرم فقط ۲ سالش بود. به عبارت دیگه، ماندگاری عجیبی داره، اما دلیلش اینه که مثل نسخه اصلی «منطقه نیمهروشن» (و تا حدی ریبوت دهه ۸۰ اون)، از هر سبکی یه چیزی تو خودش داره و هر هفته یه داستان جدید برای تعریف کردن داره. این دقیقاً همون چیزیه که «داستان ترسناک آمریکایی» میخواد باشه، اما انگار نمیتونه یه داستان رو توی یه اپیزود جمع کنه... یا حداقل نمیتونه اونقدر خوب انجامش بده که تضمین کنه بینندهها هر هفته برمیگردن. همه چیز توش پیدا میشه، از داستانهای سرگرمکننده گرفته تا ترسناک، که خب بستگی داره کدوم اپیزود رو تماشا کنید.
2023-01-11