Dakota Incident
تعدادی مسافر در انتظار دلیجان لارامی هستند. برخی از آنها برای رسیدن به مقصد عجله دارند و حاضرند به مسئول ایستگاه رشوه بدهند تا برای این سفرِ تکمیلظرفیت، بلیت جور کند. وقتی دلیجان از راه میرسد، در حالی که تیرهای سرخپوستان شاین بر بدنه آن (و تن مسافرانش) نشسته، جا باز میشود و چند مسافر شجاع راهی سفر میشوند. با حمله سرخپوستان، اسبها میگریزند، دلیجان به آتش کشیده میشود و بازماندگان در آبراههای خشک پناه میگیرند. سرخپوستان و مسافران یکییکی یکدیگر را از پای درمیآورند، تا جایی که تشنگی و خستگی مفرط امانِ سه بازمانده نهایی را میبُرد.
سال انتشار: 1956 کارگردان: Lewis R. Foster ژانر: Drama، Western نویسندگان: Frederick Louis Fox امتیاز: 6.0نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
همه سوار دلیجان رازآلود لارامی بشید! گروهی از آدمهای جورواجور توی کریستین فلتس منتظر دلیجان نشستن تا اونها رو ببره لارامی. وقتی سر و کله دلیجان خالی پیدا میشه، کاملاً معلومه که هدف حمله سرخپوستهای شاین قرار گرفته، اما این مسافرهای سرسخت از روی ناچاری و شجاعت تصمیم میگیرن هر طور شده به دل جاده بزنن و ریسک سفر رو قبول کنن...
توی کارنامه پر و پیمون فیلمهای وسترن دهه ۱۹۵۰، «حادثه داکوتا» یه اثر جمعوجور و کماهمیت به حساب میاد، اما ضعفی رو که توی کیفیت داره با ساختار عجیب و پر رمز و رازش جبران میکنه. در واقع اون «حادثه» اصلی فیلم تا حدود نیمه داستان اصلاً رخ نمیده، چون قبل از شروع اجتنابناپذیر حمله سرخپوستها، تا دلتون بخواد روی شخصیتپردازی کار میشه. راستش شاید این طولانیترین پیشدرآمد در تاریخ سینمای وسترن باشه! ماجرا از این قراره که جان بنر کلاهبردار (دیل رابرتسون) تیر میخوره و به دست دو تا از بهاصطلاح رفقاش توی تپهها به امان خدا رها میشه تا بمیره. اون خودش رو به شهر میرسونه و با رفتارهای نخراشیدهاش همه رو کلافه میکنه و البته میره سراغ اون دونفری که بهش نارو زدن تا حسابش رو تسویه کنه. در خلال همه اینها، ما با اهداف و انگیزههای تکتک کسایی که قراره مسافر دلیجان بشن هم آشنا میشیم. شخصیتهای اصلی شامل امی کلارک جذاب (لیندا دارنل)، جان کارتر (جان لوند)، خنیاگر دورهگرد با بازی رجیس تومی و سناتور بلیکلی (وارد باند) هستن. همهشون هم دلایل و پسزمینههای خودشون رو دارن که چرا حاضر شدن دست به چنین سفر خطرناکی بزنن.
نیمه اول فیلم واقعاً کار درخشانیه؛ راستش باید برای سازندهها کلاهم رو بردارم که به کاراکترها عمق و هویت دادن. شاید از شخصیتها خیلی خوشمون نیاد، ولی دستکم حواسمون رو کامل جمع میکنن و وقتی سوار دلیجان میشن، کنجکاویم ببینیم سرنوشت براشون چی رقم زده. اما نیمه دوم فیلم شترگاوپلنگ و پر از نوسانه؛ صحنههای اکشن سرهمبندی شده و ضعیف ساخته شدن، گرچه لوکیشنهای تماشایی پارک ایالتی رد راک کانیون تا حدی این ضعف رو میپوشونه. استفاده از تکنیک رنگی «تروکالر» (Trucolor) هم واقعاً جلوهای زنده و پرشور به صحنههای اکشن داده. هیچی قشنگتر از تماشای دارنل جذاب و زیبا با اون لباس قرمز درخشان نیست که با تفنگ تازهاش شاینها رو به رگبار میبنده. بازی دیل رابرتسون و جان لوند در بهترین حالت متوسطه، اما باز هم ضربه بزرگی به فیلم نمیزنه چون دارنل، باند و تومی جور کار رو کشیدن. شاید پایان فیلم برای بعضی سلیقهها زیادی لوس به نظر برسه، ولی جواب میده و فیلم رو با حس و حالی قابلقبول میبنده.
کمپانی ریپابلیک پیکچرز قطعاً فیلمهای خیلی بهتری از این ساخته و راستش پیشنهاد کردنش حتی به دوآتیشهترین طرفدارهای وسترن هم کار راحتی نیست. اما فیلم یه جذابیت خاص و عجیبغریب داره که باعث میشه اگه فرصتی گیرتون اومد، ارزش یه بار دیدن رو داشته باشه. از نظر من یه ۶ از ۱۰ دستبهعصا میگیره.
CinemaSerf (منتقد)
تبلیغات و معرفی این فیلم یه جورایی گمراهکنندهست. درسته که داستان درباره گروهی از مسافران دلیجانه که توی دره خشکشده یه رودخونه توسط بومیهای خشمگین گیر افتادن، اما این اتفاق تازه بعد از یه مقدمهچینی بینهایت طولانی توی شهر نزدیک رخ میده؛ جایی که حسابها تسویه میشه و «امی» (لیندا دارنل)، زن سرزندهای که خواننده و رقاصهست، به آب و آتش میزنه تا با پول، التماس یا زبونبازی راهی لارامی بشه. به نظر میرسه وارد باند حسابی از نقشش در قالب «سناتور بلیکلی» خوشبین لذت برده و رجیس تومی هم در نقش همراه نوازندهاش خوب جا افتاده. اما بازیگرهای مرد اصلی یعنی دیل رابرتسون («بنر») و جان لوند («کارتر») عملاً جز چندتا چهره جذاب اما نچسب و خشن چیزی نیستن که صرفاً یه فیلمنامه کاملاً پیشپاافتاده رو ادا میکنن. لوئیس فاستر کارگردان موفق میشه توی بیست دقیقه پایانی تا حدی کار رو جمع کنه و نجات بده؛ پیامدهای این محاصره مثل بیآبی، گرمازدگی و بیاعتمادی مدامِ افراد به هم، گرهگشایی و پایان نسبتاً آبرومندی رقم میزنه. فیلم میتونست بدون هیچ لطمهای به خط داستانی بیست دقیقهاش رو دور بریزه، و قطعاً به بازیگرهای مرد بهتری نیاز داشت؛ ولی با همه اینها یه وسترن دیدنی اما فراموششدنیه که به شکلی نامعمول، میدون رو به زنِ نقش اولش میده تا حسابی بدرخشه.
2022-06-11