Reprisal!
فرانک مدن، مالک جدید مزرعه که دو رگه (نیمهسرخپوست) است اما خود را سفیدپوست جا زده، درست زمانی وارد شهر میشود که هیئت منصفهای متشکل از سفیدپوستان، سه برادر سفیدپوست شیپلی را که سه سرخپوست را اعدام خودسرانه کرده بودند، تبرئه میکند. بهزودی بین فرانک و برادران شیپلی که از زمینهای فرانک برای چرای دامهایشان استفاده میکنند درگیری پیش میآید. وقتی برادر یکی از قربانیان سرخپوست یکی از شیپلیها را میکشد، فرانک متهم و زندانی میشود. برادران شیپلی هم اوباش شهر را جمع میکنند تا به زندان حمله کنند.
سال انتشار: 1956 کارگردان: George Sherman ژانر: Western نویسندگان: Arthur Gordon، David P. Harmon، Raphael Hayes امتیاز: 6.5نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
هرگز از نژاد و رگ و ریشه خودت خجالت نکش. فیلم «تلافی!» (Reprisal!) به کارگردانی جرج شرمن (George Sherman) و نویسندگی دیوید پی. هارمون (David P. Harmon)، رافائل هیز (Raphael Hayes) و دیوید دورتورت (David Dortort) ساخته شده. بازیگرانی مثل گای مدیسون (Guy Madison)، فلشیا فار (Felicia Farr)، کاترین گرانت (Kathryn Grant)، مایکل پیت (Michael Pate)، ادوارد پلت (Edward Platt)، اتو هولت (Otto Hulett)، وین مالوری (Wayne Mallory) و فرانک د کووا (Frank De Kova) در آن به ایفا نقش پرداختهاند. موسیقی اثر کار میشا باکالینیکوف (Mischa Bakaleinikof) است و فیلمبرداری تکنیکالر آن را هنری فرولیچ (Henry Freulich) انجام داده.
فرانک مدن (با بازی مدیسون) نصف سفیدپوست و نصف سرخپوست است، اما برای اینکه بتواند در شهرستان کندال ایالت تگزاس صاحب زمین شود، دو رگه بودنش را مخفی نگه میدارد. فرانک با خرید یک مزرعه و زمین، خیلی زود با برادران شیپلی درگیر میشود؛ سه برادر شرور و قلدر که به سرخپوستکشی معروفند و میخواهند فرانک را هم زیر بلیت خودشان ببرند.
واقعاً فیلم قشنگیه و برای طرفداران سینمای وسترن مثل یک سورپرایزه. شاید از نظر خط داستانی چیز خیلی خاصی به نظر نرسه و شبیه بقیه وسترنهای معمولی دهه ۵۰ باشه، اما در کنار تیراندازیها، دعواهای فیزیکی و عشقهای زیرپوستی، از نظر روانشناختی هم حرفهای زیادی برای گفتن داره. فیلم خیلی قوی و با صحنه دادگاه شروع میشه؛ جایی که برادران شیپلی به جرم اعدام خودسرانه دو سرخپوست محاکمه میشن و با اینکه کاملاً گناهکارن، چون اکثر مردم شهر سرخپوستستیز هستند، تبرئه میشن. همین اتفاق از همون اول فرانکِ دورگه رو درگیر یک جنگ درونی شدید میکنه؛ اون فقط میخواد یه زندگی آرام داشته باشه و نون حلال دربیاره، اما آیا میتونه در برابر ظلمی که به همنژادهاش میشه سکوت کنه؟ اونم توسط همون مردمی که هر روز جلوشون سلام علیک میکنه! فرانک مدام توی موقعیتهایی قرار میگیره که مجبور میشه به دیگران کمک کنه و این موضوع کلافهاش میکنه. وقتی هم که پدربزرگ سرخپوستش وارد داستان میشه تا بهش نصیحت کنه، کشمکشهای روحیاش به اوج میرسه.
فضای کلی داستان توی شهری میگذره که از تنشهای نژادی داره منفجر میشه. حالا انتقام، مجازاتهای خیابانی و اعدام خودسرانه، هوسهای میاننژادی و قتل رو هم بهش اضافه کنید تا ببینید این فیلم توی زمان کوتاه خودش چقدر محتوا جا داده! فیلمبرداری توکسون آریزونا واقعاً چشمنوازه، بازیها در حد و اندازههای یک اثر استاندارده، گرانت و فار فوقالعاده جذابن، و شرمن یک بار دیگه ثابت میکنه که یک کاربلد واقعی توی سبک وسترنه.
این فیلم یکی از بهترین وسترنهای درجه ب (B-Movie) سال ۱۹۵۶ است و اگه طرفدار فیلمهای وسترن هستید، حتماً ارزش دیدن داره. امتیاز: ۷.۵ از ۱۰