Campbell's Kingdom
بروس کمپبل (با بازی دیرک بوگارد) برای تصاحب ارثیه پدربزرگش، منطقهای در کوههای راکی معروف به «قلمرو کمپبل»، وارد کانادا میشود. پزشکان به او گفتهاند که فرصت زیادی برای زندگی ندارد، بنابراین او فقط میخواهد در آرامش در خانه پدربزرگش زندگی کند. اما او به زودی متوجه میشود که سدی در حال ساخت است که قلمرو کمپبل را به زیر آب خواهد برد. مردم محلی که به امید وجود نفت به پدربزرگ او پول داده و سرمایهشان را از دست داده بودند، اکنون همگی خواهان ساخت سد هستند تا برایشان شغل ایجاد شود. نامهای از پدربزرگ به دست بروس میرسد که در آن نوشته شده او معتقد است در قلمرو کمپبل نفت وجود دارد؛ کشفی که میتواند جلوی ساخت سد را بگیرد. بروس تصمیم میگیرد برای اعاده حیثیت از پدربزرگش و اثبات ادعای او درباره نفت تلاش کند. در این مسیر، او باید با نیروهای طبیعت و پیمانکار بیرحمی به نام اوون مورگان (با بازی استنلی بیکر) مقابله کند.
سال انتشار: 1957 کارگردان: Ralph Thomas ژانر: Adventure، Drama نویسندگان: Hammond Innes، Robin Estridge امتیاز: 6.3نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
یه جورایی شبیه «سدشکنان» (Dam Busters) ولی از یه جنس دیگه. فیلم «قلمرو کمپبل» رو رالف توماس کارگردانی کرده و رابین استریج فیلمنامهش رو از روی رمان هموند اینس اقتباس کرده. بازیگرایی مثل دیرک بوگارد، استنلی بیکر، مایکل کریگ، باربارا موری، جیمز رابرتسون جاستیس، آتین سیلر، رابرت براون، جان لوری و سید جیمز توی فیلم بازی میکنن. موسیقی کار از کلیفتون پارکر و فیلمبرداریش هم اثر ارنست استوارده.
بروس کمپبل (با بازی بوگارد) که فقط شش ماه دیگه زنده میمونه، وارد شهر کوچک «کام لاکی» تو کوههای راکی میشه تا ارثیه پدربزرگش رو تحویل بگیره. این ارثیه یه درهست که به «قلمرو کمپبل» معروفه؛ جایی که پدربزرگ بروس تا آخرین نفسش اصرار داشت توش نفت هست، و همین ادعا هم باعث اختلاف شدیدی تو شهر شده بود. بروس با استقبال سرد و خصمانه مردم روبرو میشه و بهش میگن که ارثیهش نمیتونه جلوی ساخت سد جدید رو بگیره؛ سدی که ساختنش شاید از نظر اخلاقی درست نباشه، ولی منبع درآمد و کار برای بیشتر مردم شهره. بروس که هم بدنش ضعیفه و هم دوستی نداره، مصممه ثابت کنه پدربزرگش مرد شریف و راستگویی بوده و به خاطر همین شاخبهشاخ میشه با سدسازهای بیرحمی که اوون مورگان (با بازی بیکر) رئیسشونه.
فیلمسازها برای شخصیتپردازی و جا انداختن نقش هر کاراکتر تو داستان عجله نمیکنن. بعد فیلم تو نیمه دومش خیلی خوب جون میگیره و با ترکیب کارهای کثیف و سکانسهای اکشن، هیجان واقعی رو به مخاطب تزریق میکنه. فیلمبرداری ایستمنکالر استوارد فوقالعادهست (منطقه کورتینا دامپتزو تو ایتالیا به جای کوههای راکی استفاده شده). فیلم در واقع یه جور بازسازی از کلیشههای سینمای وسترنه؛ همون تقابل دو گروه کاری رقیب (گلهدارها در برابر کشاورزها یا راهآهن و...) که تهش کلی درد و رنج به همراه داره. اینجا ما ظرافت و وقار بوگارد رو در مقابل هیکل و قدرت بیکر داریم و هر دو بازیگر هم نقشهاشون رو عالی بازی کردن. بقیه بازیگرها هم بازیهای خیلی خوبی ارائه دادن که به پویایی شخصیتها کمک کرده. بخش طراحی صحنه هم دکورها و ماکتهای خیلی خوبی برای سکانسهای خارج از طبیعت ساخته. شاید همه چیز صددرصد باورپذیر نباشه، اما اکشن و جلوههای ویژه از نظر سرگرمکننده بودن ارزش تماشا دارن. یه مقدار ماجرای عاشقانه هم به پیشبرد داستان کمک میکنه، هرچند که در نهایت به یه پایانبندی و پیچش داستانی رو مخ ختم میشه.
شاید لهجههای بازیگرا که به اون منطقه نمیخوره یکم رو مختون بره، یا حتی اخلاقیات هر دو طرف دعوا رو زیر سوال ببرید چون دارن طبیعت رو نابود میکنن، اما واقعاً چرا باید با این بهانهگیریها لذت تماشای این اثر به شدت سرگرمکننده رو از دست داد؟ نمره: ۷.۵ از ۱۰
CinemaSerf (منتقد)
«بروس کمپبل» (با بازی دیرک بوگارد) زمینهای پدربزرگش رو تو کانادا به ارث میبره و مصممه که اونجا رو سر و سامون بده. اما وقتی از اسکاتلند میرسه و با باربارا موری و جیمز رابرتسون جاستیسِ فوقالعاده متحد میشه، میبینه که با یه سری مشکلات محلی روبروئه. استنلی بیکر حاضره دست به هر کاری بزنه تا اونها رو از اون زمین بیرون کنه تا بتونه یه سد برقآبی پرسود بسازه. این اقتباس سینمایی از رمان هموند اینس خیلی زیبا فیلمبرداری شده (البته تو ایتالیا، نه کانادا) و بوگارد هم اون اراده محکم و روحیه خستگیناپذیر «کمپبل» رو در مواجهه با این همه دشمنی خیلی خوب نشون میده. اما داستان یکم بیش از حد سبک و سطحی روایت میشه؛ پرحرفیهاش زیاده و اکشنش کمه، البته تا قبل از اون سکانسهای پایانی.
2024-07-08