The Oklahoman
در سال ۱۸۷۰، دکتر جان برایتون و همسرش لوئیز با کاروانی از کالسکه به سمت کالیفرنیا در حرکتند. با رسیدن به قلمرو اوکلاهما، لوئیز هنگام زایمان از دنیا میرود، اما نوزاد دخترش زنده میماند. لوئیز در شهر کوچک چروکی ولز به خاک سپرده میشود و همسر داغدارش تصمیم میگیرد همانجا بماند و به طبابت بپردازد. او نزد بیوه مسنی به نام خانم فیتزجرالد اتاق و غذا میگیرد و این زن نیز پیشنهاد میکند در بزرگ کردن فرزندش به او کمک کند. با وجود آرام بودن شهر، گلهدار ثروتمندی به نام کاس دوبی و برادرش مل مدام دردسر درست میکنند. وقتی از دامدار رقیبی خوششان نمیآید، قیمتها را میشکنند تا او را ورشکست کنند. از طرفی کاس مخفیانه روی زمین همسایه بومیاش، چارلی اسمیت، نفت کشف کرده است؛ کالایی نسبتاً نوظهور که کمتر کسی ظاهرش را دیده یا ارزش واقعیاش را میداند. کاس دوبی پیشنهاد خرید زمین چارلی را میدهد، اما وقتی چارلی مخالفت میکند، دوبی او را تهدید میکند. دکتر برایتون به خاطر دوستی با خانواده اسمیت ناخواسته وارد این نزاع و شکاف نژادی شهر میشود؛ کشمکشی که ممکن است برای همه طرفها عواقب غمانگیزی به همراه داشته باشد.
سال انتشار: 1957 کارگردان: Francis D. Lyon ژانر: Western نویسندگان: Daniel B. Ullman امتیاز: 6.4نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
دکتر خوشقلب وارد یک مبارزه درست و حسابی میشود!
فیلم «The Oklahoman» به کارگردانی فرانسیس لیون و نویسندگی دانیل اولمن ساخته شده و بازیگرانی چون جوئل مککری، باربارا هیل، برد دکستر، گلوریا تالبوت، مایکل پیت، ورنا فلتون و داگلاس دیک در آن به ایفای نقش پرداختهاند. موسیقی اثر کار هانس سالتر و فیلمبرداری آن بر عهده کارل گاتری بوده است.
داستان از این قرار است که دکتر جان برایتون (با بازی مککری) بعد از فوت همسرش سر زایمان، در شهر کوچک چروکی ولز در اوکلاهما توقف میکند تا او را دفن کند. او تصمیم میگیرد همانجا ماندگار شود و طبابت کند، اما درگیر رفتارهای قلدرهای محلی به سردستگی برادران دوبی (دکستر و دیک) میشود.
این فیلم با فرمت سینمااسکوپ و تکنیکالر، به نظر میرسد از وسترنهای کمتر شناختهشده مککری باشد؛ که البته حیف است، چون هرچند اکشن خیلی پرکشش و زیادی ندارد، اما از نظر پرداخت شخصیتها غنی است و پیام انسانی و ارزشمندی را منتقل میکند. این نقش کاملاً در راستای کاراکتر همیشگی مککری است؛ دکتر برایتون مردی صلحطلب، تکیهگاه جامعه و محبوب همه جز آدمبدهای داستان است. وقتی بوی تعفن نژادپرستی بالا میگیرد و راز آن تکه زمین فاش میشود، برایتون مجبور میشود پای اصولی که به درستیشان باور دارد بایستد و جان خودش را به خطر بیندازد.
شخصیتهای سرخپوست داستان خیلی خوب نوشته شدهاند و به عنوان افرادی سختکوش و بخش مهمی از جامعه نشان داده میشوند. این شهر جایی است که همزیستی و پیوند افراد به خوبی جواب داده و فقط پای منافع مالی برادران دوبی که وسط میآید، مسئله نژادی تبدیل به بهانهای برای درگیری میشود. البته یک جور مثلث عشقی خیالبافانه هم این وسط وجود دارد، چون هم شخصیت هیل و هم تالبوت (که نقش دختر جوان سرخپوست را بازی میکند) به دکتر که سنش خیلی بیشتر است علاقه پیدا میکنند، ولی خوشبختانه چون قضیه خیلی گلدرشت و اغراقآمیز نیست، به ریتم فیلم ضربهای نزده است.
در جبهه منفی داستان هم دکستر حس بدگمانی و خباثت را بدون افتادن در دام کاریکاتور به زیبایی به تصویر کشیده است. با توجه به تمهای داستانی، فیلم خیلی شاهکار و عمیقی نیست؛ بالاخره یک وسترن درجه دو است. اما نماهای زیبا و حس و حال آرامشبخش لوکیشنهای «ایورسون رنچ» جلوه جذابی به اثر دادهاند. حضور مککری هم مثل همیشه دلگرمکنندهترین بخش ماجراست. ۷ از ۱۰.