راه های افتخار

راه های افتخار

بیهودگی و کنایه جنگ در خندق‌های جنگ جهانی اول زمانی به تصویر کشیده می‌شود که فرمانده یک واحد در ارتش فرانسه باید با شورش مردانش و یک ژنرال جاه‌طلب مقابله کند؛ آن هم پس از آنکه بخشی از نیروهایش در یک حمله غیرممکن زیر آتش دشمن عقب‌نشینی می‌کنند.

سال انتشار: 1957 کارگردان: Stanley Kubrick ژانر: Drama، War نویسندگان: Stanley Kubrick، Calder Willingham، Jim Thompson امتیاز: 8.4

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

جنون و قربانی شدن در شاهکار انفجاری کوبریک به هم گره می‌خورن. فیلم «راه‌های افتخار» (Paths of Glory) استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) این روزها هنوز هم خیلی خوب جواب می‌ده، در واقع به اندازه همیشه به جا و مرتبط با واقعیت‌های دنیاست. سال ۱۹۱۶ است و ارتش‌های فرانسه و آلمان در خندق‌های گلی روبروی هم هستن. وقتی به فرانسوی‌ها دستور داده می‌شه که یه حمله انتحاری به تپه‌ای که دست آلمانی‌هاست انجام بدن، خیلی از سربازها زود می‌فهمن که این یه دستور غیرممکنه و عقب‌نشینی می‌کنن؛ چیزی که باعث می‌شه سلسله‌مراتب نظامی اتهام بزدلی بهشون بزنه. یکی باید قربانی بشه... این فیلم که زمانی اکرانش در فرانسه ممنوع بود و در اسپانیا هم پخش نشد، یه کیفرخواست تکان‌دهنده علیه سلسله‌مراتب نظامیه. علیه اون ژنرال‌هایی که از دور با دوربین‌های تلسکوپی تماشا می‌کنن که چطور مردها و پسرها مثل بره به کشتارگاه فرستاده می‌شن، و بعد خودشون می‌رن تو سالن‌های غذاخوری تا با شراب و گوشت مرغوب شکم‌چرانی کنن، در حالی که بوی تعفن گوشت پوسیده همون‌قدر که تو منطقه «نه منس لند» (No Man's Land) هست، تو نفس اون‌ها هم حس می‌شه. ولی از نظر اون‌ها برای پیشبرد جنگ مشکلی نداره، شاید حتی برای یه خوش‌شانس با شلوار اتوکشیده، ترفیع رتبه‌ای هم در کار باشه... فیلم که دو بخشیه، از رمانی نوشته هامفری کاب (Humphrey Cobb) اقتباس شده. نیمه اول دیوانگی حمله رو دنبال می‌کنه؛ وحشت‌های جنگ به شکلی بی‌رحمانه به تصویر کشیده می‌شه و کوبریک و فیلمبردارش، گئورگ کراوزه، نگرانی و خشم فروخورده‌ای که برای تسخیر روح سربازها با هم می‌جنگن رو بیرون می‌کشن. دوربین سرد و حسابگره، که برای این محتوا عالیه؛ بیننده رو با روانیِ مهارت‌آمیزی از میون سیاهی خندق‌ها و ویرانی‌های منطقه جنگی عبور می‌ده. بخش دوم به یه روند قانونی تبدیل می‌شه، جایی که ژنرال‌ها توطئه می‌کنن تا از کسایی که عقب‌نشینی کردن درس عبرت بسازن. بزدلی و کوتاهی در وظیفه ظاهراً یعنی جوخه اعدام باید آبروی ارتش رو حفظ کنه. قربانی‌ها ردیف می‌شن، اما سرهنگ اون‌ها (با بازی فوق‌العاده کرک داگلاس) می‌خواد ازشون دفاع کنه. کلی عرق، اشک و خشم وجود داره، اتهاماتی که پرتاب می‌شه و اشتباهاتی که باز هم غیرقابل جبران ثابت می‌شن. همه این‌ها به اون فینال خیره‌کننده ختم می‌شه؛ دلخراش و در عین حال خشم‌برانگیز، که با یه آهنگ مرثیه‌وار تموم می‌شه و اشک شخصیت‌ها و بیننده‌ها رو در می‌آره. یه شاهکار سیاه و سفید پر از مهارت‌های فنی، بازی‌های درخشان و نویسندگی بی‌نظیر. «راه‌های افتخار» کاندیدای یکی از بزرگترین فیلم‌های ضدجنگ و ضد نظامی‌گریه که تا حالا ساخته شده. ۱۰/۱۰

2015-05-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«سرهنگ دکس» (با بازی کرک داگلاس) توسط «ژنرال برولار» متقاعد می‌شه تا هنگ خسته از جنگش رو برای آخرین مأموریت در فرانسه اشغالی ببره. راستش رو بخواید، این مأموریت چیزی بیشتر از یه خودکشی نیست، اما فرمانده عملیاتی اون، «ژنرال میرو»، مصممه که به هر قیمتی پیروز بشن. جنگ شروع می‌شه! اما سربازهای فرانسوی خیلی زود می‌فهمن که با یه دشمن آلمانی تا دندان مسلح و غیرقابل نفوذ روبرو هستن و یا کشته می‌شن یا مجبور به عقب‌نشینی. «میرو» که برای انگیزه دادن به مردانش ناامیده، دستوری می‌ده که خوشبختانه اجرا نمی‌شه. با شکست مأموریت و برگشتن سربازها به امنیت نسبی خندق‌ها، ژنرال دستور تشکیل دادگاه نظامی برای سه نفر از بازمانده‌ها به جرم بزدلی رو می‌ده. «دکس» شوکه می‌شه اما دادگاه باید برگزار بشه... آیا آدم‌های درستی دارن محاکمه می‌شن یا نتیجه از قبل تعیین شده؟ من نسخه ۱۶ میلی‌متری این درام جنگی گیرا و غم‌انگیز رو دیدم و این نسخه حس خطر واقعی که این مردها باهاش روبرو بودن رو بیشتر می‌کرد؛ صدای توپخانه، زندگی خفقان‌آور در خندق‌ها و بی‌کفایتی افسرهاشون به خوبی به نمایش گذاشته می‌شه. فیلم تاریک، خیس و خشنه و وقتی به پایان می‌رسیم، بیهودگی این مرحله از جنگ رو کاملاً نشون می‌ده. کرک داگلاس (Kirk Douglas) ستاره فیلمه و بازیش خوبه، اما به نظر من «مک‌ریدی» (Macready) واقعاً صحنه رو از آن خودش می‌کنه. همسر کارگردان هم یه نقش خیلی کوتاه به عنوان خواننده آلمانی داره. باز هم فکر می‌کنم سینما این فیلم رو بهتر از تلویزیون نشون می‌ده، اما در هر صورت، این یه افشاگری تامل‌برانگیز درباره جنگه که بعد از ۶۰ سال هنوز هم سرپاست.

2023-11-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

**یه فیلم کوتاه و واقع‌گرایانه، با پیامی شفاف که هنوز هم صدق می‌کنه، به همراه بازی غول‌آسای کرک داگلاس.** فیلم‌های زیادی درباره جنگ جهانی اول وجود داره، اما این فیلم از نظر عموم مردم جزو بهترین‌ها نیست. در واقع، به نظرم امروز کمی فراموش شده. با این حال، پیام صلح‌طلبانه‌اش که تو اون پوچیِ مطلق جنگ در قالب یه داستان نیمه‌واقعی نشون داده می‌شه، کاملاً به روزه. داستان درباره سه سرباز فرانسویه که بعد از شرکت در یه حمله بی‌ثمر به مواضع خیلی قوی‌تر آلمانی‌ها، به جرم بزدلی تیرباران می‌شن. استنلی کوبریک کارگردانیه که هیچ‌کس نسبت بهش بی‌تفاوت نیست؛ یا عاشقشی یا ازش متنفری. اون انگار با انتخاب موضوعات سخت و فیلم‌های ناراحت‌کننده و بحث‌برانگیز، از این حس لذت می‌بره. این فیلم هم یکی دیگه از همون‌هاست. نسبت به کارهای بعدی کوبریک خیلی مستقیم‌تر و فهمش راحت‌تره، اما با سوالاتی که مطرح می‌کنه آدم رو به هم می‌ریزه. مثلاً تضاد بین یه سرباز معمولی که تو گل و لای خندق مثل حیوان می‌میره، با ژنرال‌هایی که کیلومترها عقب‌تر تو کاخ‌های زیبا هستن و حتی یه تیر هم از کنارشون رد نمی‌شه. کوبریک هوشمندانه روی بی‌عدالتی آشکار مجازات تمرکز می‌کنه تا پوچی غیرانسانی جنگ و رهبران نظامی رو ثابت کنه. فیلم ساده، مستقیم، کوتاه (حتی یک ساعت و نیم هم نیست) و گزنده‌ست. فیلمبرداری سیاه و سفید خیلی شفاف و درخشانه و بازی با نور و سایه توش عالیه. تدوین موثره و موسیقی متن هم خیلی نامحسوس و با احتیاط کار شده. دکور و لباس‌ها در حد یه تولید بزرگ هستن. با این حال، صحنه‌های اکشن و رزمی روی شدت جنگ تمرکز ندارن، بلکه روی جنبه انسانی‌اش زوم کردن. این یه زاویه دیگه از جنگه: کسایی که دنبال اکشن هستن به چیزی که می‌خوان نمی‌رسن، اما کسی که یه فیلم عمیق می‌خواد، اینجا حسابی کیف می‌کنه. کرک داگلاس قهرمان داستانه، سرهنگی که مسئولیت دفاع از نظامی‌های تحت محاکمه رو بر عهده داره. تلاش‌های ناامیدانه‌ای که تا آخرین لحظه انجام می‌ده تحسین‌برانگیزه، اما چون حکم از قبل صادر شده، دادگاه فقط یه نمایش مسخره و کثیفه. داگلاس اولش خیلی مبادی آداب و خویشتن‌داره، یه افسر مطیع که بخشی از ماشین جنگیه، اما کم‌کم با دیدن اون همه وحشی‌گری تغییر می‌کنه و این واقعاً یه تلاش ارزشمند برای هر بازیگریه. من هنوز کارهای داگلاس رو خوب نمی‌شناسم، اما تعجب نمی‌کنم اگه این یکی از بهترین فیلم‌هاش باشه. متاسفانه، بدون بی‌احترامی به تلاش‌های آدولف منژو و جو تورکل، بقیه بازیگرا اصلاً در حد اون نیستن.

2023-12-12