شاهدی برای محاکمه
سر ویلفرید رابرتس (Sir Wilfrid Robarts)، وکیل مدافع سالخورده و بیماری است که برای یکی از عجیبترین و پرحادثهترین پروندههای قتل دوران حرفهایاش به دادگاه بازمیگردد. او باید از لئونارد وول (Leonard Vole) دفاع کند؛ مردی که به اتهام قتل یک زن ثروتمند تحت محاکمه است. در حالی که رابرتس وکالت او را بر عهده میگیرد، این دو با همسر سنگدل لئونارد، کریستین، روبرو میشوند که در چرخشی غافلگیرکننده، تصمیم میگیرد در دادگاه علیه شوهرش شهادت دهد.
سال انتشار: 1957 کارگردان: Billy Wilder ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Agatha Christie، Billy Wilder، Harry Kurnitz امتیاز: 8.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک تریلر عالی با بازیهای کلاسیک فوقالعاده. روند داستان گاهی بیش از حد کند پیش میره.
2012-11-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**چرا دیگه از این فیلما نمیسازن؟** جدا از اینکه یه درام دادگاهی **فوقالعادهست** (که بعضیا اینطور فکر نمیکنن)، تماشای این فیلم واقعاً **لذتبخش** و **سرگرمکننده** است. مخصوصاً به خاطر شخصیتهای چارلز لوتن (Charles Laughton) و السا لنچستر (Elsa Lanchester). اما تایرون پاور (Tyrone Power) و مارلنه دیتریش (Marlene Dietrich) هم در نقشهای خودشون (به ترتیب مردی بیگناه که برای جونش میترسه و همسری بیوفا، بیعاطفه و سنگی) خیلی متقاعدکننده بودن. ممکنه بعضیا بگن پایان فیلم رو از اواسطش حدس زدن، اما من واقعاً مطمئن نیستم چطور تونستن **پایان واقعی** رو قبل از اینکه جلوی چشمشون اتفاق بیفته حدس بزنن؟ این فیلم نه فقط در بخشهای دادگاه، بلکه در صحنههای دفتر سر ویلفرید رابرتس هم عالیه (اونم به خاطر شخصیت دلسوز، دوستداشتنی و در عین حال رویمخِ خانم پلیمزول!). شاید اون دسته از افرادی (که امیدوارم در اقلیت باشن) که فکر میکنن این فیلم لایق این رتبه و امتیاز بالا نیست، این اثر هنری درخشان رو بیشتر به چشم یه تریلر معمایی دیدن. اما من عاشق این فیلم به عنوان یه درامِ معمایی و به شدت سرگرمکننده شدم! من بهش امتیاز ۱۰ میدم چون هیچ درام دادگاهی کلاسیک دیگهای ندیدم که در تمام مدت انقدر پرکشش باشه (به جز چند تا صحنه طنز با سر ویلفرید رابرتس) و در نهایت به جای اینکه ذهنم رو درگیر کنه، حالم رو خوب کرد و لبخند روی لبم آورد. پیام تیتراژ پایانی هم برای زمانه ما که عصر شبکههای اجتماعیه، خیلی معصومانه و جالبه: «مدیریت این سینما پیشنهاد میکند برای لذت بیشتر دوستانتان که هنوز فیلم را ندیدهاند، راز پایان فیلم شاهدی برای تعقیب را برای کسی فاش نکنید!» و یادتون باشه که من طرفدار پر و پا قرص فیلمهای «۱۲ مرد خشمگین» و «کشتن مرغ مقلد» هستم! اما این فیلم هم به روش خودش به همون اندازه خوبه!
2017-05-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من همیشه تعجب میکنم که چطور کلاههای زنونه باعث قتلهای بیشتری نمیشن! لئونارد استیون وول به جرم قتل بیوه ثروتمندی که ثروتش به او ارث رسیده، محاکمه میشه. وکیل تراز اول، سر ویلفرید رابرتس، وکالت متهم رو قبول میکنه، اما او و بقیه وقتی شوکه میشن که همسرِ بهظاهر مهربون وول، یعنی کریستین، برای شهادت علیه شوهرش در دادگاه حاضر میشه. فیلم «شاهدی برای تعقیب» که بر اساس نمایشنامه موفق آگاتا کریستی در سال ۱۹۵۳ ساخته شده، از بازنگریهای استادانه بیلی وایلدر کارگردان و شریک نویسندهاش هری کورنیتز بهره برده. اینجا دیالوگها مثل تیغ برنده هستن و شخصیتها به زیباترین شکل ممکن پرداخته شدن، اما شاهکار اصلی اینجاست که اجازه ندادن یه درام دادگاهی، فقط یه درام دادگاهی خشک و خالی بمونه. فیلم بدون هیچ صحنه اضافی یا لحظه خستهکنندهای پیش میره و انقدر شور و حال داره که گاهی یادتون میره واقعاً یه داستان درام پشتشه. بازیگرا در اوج هستن؛ وایلدر مدتها بود که میخواست با چارلز لوتن کار کنه و واضحه که هر دو دارن بهترین بازی رو از هم میگیرن. لوتن در نقش رابرتس یه لذت خالصه؛ زبوندرازیها، تشر زدنها و شیطنتهاش معرکهست. کلکلهای او با خانم پلیمزول (که در واقعیت هم همسر لوتن بود) عالیه و نشونه دیگهای از نبوغ وایلدر در کنار هم قرار دادن اونهاست. تایرون پاور در آخرین فیلمش قبل از مرگ زودهنگامش، در نقش وول خیلی باهوش عمل میکنه، در حالی که تورین تچر هم در نقش وکیل دادستان، مایرز، عالیه. اما با وجود خوب بودن همهشون، همگی زیر سایه مارلنه دیتریش و نقشآفرینیاش در قالب کریستین وول قرار میگیرن؛ یه اجرای داغ و فریبنده که این فیلم دلپذیر رو به اوج میرسونه. به نظرم این فیلم نزدیکترین اثر وایلدر به سبک هیچکاکه و مطمئنم خودِ استاد تعلیق هم ازش لذت میبرد. این یه معمای دراماتیک، یه تریلر خندهدار و در واقع یه کلاسیک چندژانره است. امتیاز ۹ از ۱۰.
2019-10-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
شاید حرفم عجیب باشه، اما مگه چارلز لوتن اصلاً فیلم بد هم بازی کرده؟ او در این فیلم نقش وکیل مدافع باهوش اما بدقلق، «سر ویلفرید رابرتس» رو با کلی جذبه و استایل بازی میکنه. مارلنه دیتریش نقش «کریستین وول» خبیث و حیلهگر رو فوقالعاده ایفا میکنه و حتی تایرون پاور هم در نسخه درخشان بیلی وایلدر از داستان آگاتا کریستی، همونطور که انتظار میره ظاهر میشه. داستان درباره مردیه که متهم به قتل پیرزنی شده که اتفاقاً ثروت زیادی رو در وصیتنامهاش برای او گذاشته. السا لنچستر در نقش پرستاری که سعی میکنه موکل بیمارش رو وسط دادگاه زنده نگه داره، به اندازه کافی رومخ، ترسناک و دوستداشتنیه. بقیه بازیگران بریتانیایی هم نقشهای فرعی رو به خوبی پر کردن. این از اون موارد نادریه که همهچیز به بهترین شکل با هم جور درمیآید و تماشای فیلم واقعاً لذتبخشه. بعضی از تیکهها و جملات کنایهآمیز لوتن واقعاً خندهدار هستن. اگه این فیلم با «پل رودخانه کوای» همزمان نمیشد، مطمئنم حداقل یک اسکار میگرفت!
2022-11-03