Screaming Mimi
ویرجینیا ویلسون، رقصنده کلوب، بلافاصله پس از اینکه مردی قصد جانش را در حمام با چاقو میکند، شاهد تیر خوردن و مرگ ضارب میشود؛ بنابراین برای رواندرمانی پیش دکتر گرینوود میرود. دکتر دلباخته او میشود و تمام زندگیاش را تحت کنترل میگیرد، هرچند ویرجینیا اصرار دارد به کارش در کلوب شبانه «ال مدهاوس» ادامه دهد. مالک سرسخت کلوب کسی نیست جز جیپسی رز لی که در نقش «جیپسی» ظاهر شده و یک شب که ویرجینیا دیر میرسد، ترانهای بهشدت ضعیف میخواند. ویرجینیا که از نظر روحی آسیب دیده، مظنون اصلی یک سری قتل زنجیرهای میشود. هر یک از قربانیان، مجسمه پیچوتابخوردهای از یک زن موسوم به «میمی جیغزن» خریده بودند که چارلی، برادر ناتنی ویرجینیا و همان کسی که به مهاجم شلیک کرده بود، آن را ساخته است. حالا همهچیز به بیل سوینی، ستوننویس خوشتیپ روزنامه بستگی دارد تا ته و توی قضیه را درآورد.
سال انتشار: 1958 کارگردان: Gerd Oswald ژانر: Drama، Film-Noir، Thriller نویسندگان: Robert Blees، Fredric Brown امتیاز: 5.8نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
ملکه زیبایی سوئد و اسکوبی دوو! فیلم Screaming Mimi به کارگردانی گرد اسوالد ساخته شده و رابرت بلس فیلمنامهاش رو بر اساس رمانی از فردریک براون نوشته. آنیتا اکبرگ، فیلیپ کری، جیپسی رز لی و هری تاونز تو فیلم بازی میکنن. موسیقی کار از میشا باکالینیکوف و فیلمبرداریش هم کار برنت گافی هست. داستان درباره زنیه که بعد از حمله نافرجام یه آدم روانی با چاقو، تعادل روانیش به هم میریزه و کارش به آسایشگاه میکشه. همونجا میشه سوژه وسواس فکری و بیمارگونه روانپزشکش.
یه زن جذاب همراه با یه سگ گریت دین! این فیلم یه نوآر روانشناختی عجیب و غریب با مایههای وحشته که زیادی دیوونهبازی درمیاره و به ضررش تموم میشه. بازی نکردن و نمایش ضعیف اکبرگ هم بدجور به فیلم ضربه زده؛ انگار صرفاً آوردنش تا با اندامش جلب توجه کنه. بازی کری هم کاملاً بیروح و خستهکنندهست. با این همه، فیلم بهطرز عجیبی جذابه؛ از اون فیلمهایی که مثل یه صحنه تصادف هولناک میمونه، نمیتونی چشم ازش برداری!
طرح و توطئه روانی. همهچیز زیادی چشمگیر، سکسی و دیوانهواره؛ از اون فیلمهایی که برای تحمل کردنش احتمالاً باید یه نوشیدنی کنارت باشه تا تجربهت چند برابر بهتر بشه. شخصیتهایی که تو این دنیا نفس میکشن جمع عجیبیان که دیدنش سرگرمکنندهست، و وقتی جاهایی مثل «Gay “N” Frisky» و «El Madhouse» تو قصه هست، قشنگ میفهمی وسط یه شهر پر از گناه و هوسهای نفسانی گیر افتادی. متأسفانه اسوالد و بلس انگار گیج شدن و نفهمیدن با این پتانسیلهای تحریکآمیز چیکار کنن، برای همین روایت داستان شلخته و گاهی بیجون از آب دراومده. با این حال رز لی در نقش صاحب کلوب که مدام بین اغواگری و دستکاری آدما بازی میکنه عالیه، هری تاونز هم دقیقاً همون رگههای جنون و روانیبودن رو به تصویر میکشه. کار فنی گافی و باکالینیکوف قرص و محکمه و نوای جَز رد نوروو هم کاملاً به دل میشینه. واقعاً میتونست شاهکار باشه چون ایده و فضاها پتانسیل بالایی داشتن، ولی حیف که در نهایت تبدیل شد به یه فیلم زرد و بازاری شبهفرویدی. ۵ از ۱۰.
Dedoc1967 (منتقد)
فیلم «Screaming Mimi» یه بیمووی (B-movie) عامهپسند و سطحپایینه که با وجود همه ضعفهاش، باز هم از چیزی که انتظار داری بهتر ظاهر میشه. البته آره، این تعریفِ دستبهعصاییه! کلیتش احمقانهست، بدجوری دستوپا میزنه تا یه فیلم نوآر دیرهنگام به نظر بیاد، و رویهمرفته بهشدت ناشیانه و ارزانقیمت ساخته شده. اما اونقدرا هم که فکر میکردم فاجعه نبود و هرچند اکبرگ هیچوقت قرار نبود نامزد اسکار بشه، ولی لحظات خوبی داشت (بهخصوص در پایان فیلم).
پیرنگ داستانی یه خرده نامفهوم و گیجکننده بود (راستش هیچوقت درست نفهمیدم اون سه تا مجسمه دقیقاً چه ربطی به ماجرا داشتن)، شایدم چون داشتم کارهای خونه رو میکردم و فیلم تو بکگراند پخش میشد. خیلی عجیبه که اینهمه مرد بهمراتب مسنتر رو انداخته بودن کنار اکبرگ فوقالعاده جذاب؛ لابد اون زمونا رسم اینطوری بوده. سگه یعنی «دِویل» (Devil) تنها شخصیتی بود که واقعاً نگرانش شدم و برام اهمیت داشت.