بن هور
جودا بنهور (Judah Ben-Hur) در اوایل قرن اول میلادی، به عنوان یک شاهزاده و بازرگان ثروتمند یهودی در اورشلیم زندگی میکند. همزمان با انتصاب فرماندار جدید، دوست قدیمی او مسالا (Messala) به عنوان فرمانده لژیونهای رومی وارد شهر میشود. آنها در ابتدا از دیدار دوباره پس از سالها خوشحال هستند، اما دیدگاههای سیاسی متفاوتشان باعث جدایی آنها میشود. در طول رژه استقبال، یک سفال از سقف خانه جودا سقوط کرده و باعث مجروح شدن فرماندار میشود. با وجود اینکه مسالا میداند آنها بیگناه هستند، جودا را به بردگی در کشتیهای جنگی میفرستد و مادر و خواهرش را به زندان میاندازد. اما جودا سوگند یاد میکند که بازگردد و انتقام بگیرد.
سال انتشار: 1959 کارگردان: William Wyler ژانر: Adventure، Drama نویسندگان: Lew Wallace، Karl Tunberg، Maxwell Anderson امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از نظر وسعت و داستانسرایی واقعاً باشکوهه. حقیقت اینه که بنهور لایق تکتک جوایزی بود که درو کرد. این فیلم هم از نظر ساختار و هم از نظر ابعاد، یه اثر غولآساست. نیازی نیست من دوباره حرفهای تکراری درباره هزینههای ساخت، تعداد سیاهیلشکرها، دکورها و غیره بزنم؛ دیگه همه میدونن که این فیلم با اون حجم از سرمایهگذاری ممکن بود استودیوی MGM رو ورشکست کنه، اما جای نگرانی نبود چون فیلم ۴۰ میلیون دلار فروخت و هنوز هم داره میفروشه. تکتک سنتهایی که خرج شد ارزشش رو داشت چون این یه فیلم فوقالعادهست؛ از اون مدل فیلمهایی که آدم رو غرق خودش میکنه. از همون لحظهای که موسیقی مقدمه شروع میشه، مو به تن آدم سیخ میشه و میفهمی که قراره برای بیش از سه ساعت، ویلیام وایلر (William Wyler) کارگردان و چارلتون هستون (Charlton Heston) بازیگر نقش اول، تو رو مسحور خودشون کنن.
داستان حول محور جودا بنهور (هستون) میچرخه که به خاطر وفاداری سفت و سختش به قوم یهود، با دوست صمیمی رومیاش مسالا (استیون بوید) به مشکل میخوره. اون به عنوان برده به کشتیهای جنگی فرستاده میشه و قسم میخوره که از مسالا انتقام بگیره. بعد از حمله دزدان دریایی به کشتی، اون موفق به فرار میشه و در این بین جون دریاسالار رومی، کوئینتوس آریوس (جک هاوکینز) رو نجات میده. این اتفاق باعث میشه جودا به عنوان شهروند رم شناخته بشه و مسیرش برای گرفتن انتقام از دوست قدیمیاش هموار بشه. شاید ساده به نظر بیاد، اما این داستانی در بالاترین سطحه؛ چون نقطه قوت اصلی فیلم، ملاقاتهای جودا با مسیحه و تازه در بخشهای پایانی و تکاندهنده فیلمه که هدف اصلی داستان رو درک میکنیم. مضامین قوی دیگهای مثل عشق به خانواده، وفاداری، دوستیهایی که به خاطر نژاد و عقیده از هم میپاشن و البته باورهای مذهبی هم در فیلم موج میزنه... این فیلم حماسیه، زیباست و دیدنش برای هر عشق سینمای جدی واجبه. صحنههای فیلم حتی امروز هم شگفتانگیزن. مسابقه ارابهرانی (که ۲۰ دقیقه خیرهکننده طول میکشه) شما رو مبهوت میکنه و صحنه مصلوب شدن مسیح، شما رو در سکوتی غمبار فرو میبره. وقتی موسیقی تیتراژ آخر پخش میشه، من شخصاً دلم میخواد به احترام این فیلم فوقالعاده دست بزنم. اگه ندیدینش، حتماً براش وقت بذارید چون هر چیزی که سینما رو بزرگ کرده، توی این فیلم هست. ۱۰/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چی میشه درباره این فیلم گفت که قبلاً گفته نشده باشه؟ من میتونم از تمام صفتهای عالی که میشناسم استفاده کنم و باز هم حق مطلب رو درباره شگفتانگیز بودن این فیلم ادا نکنم. این فیلم مظهر کلمه «حماسی» (EPIC) هست. کاملاً مشخصه چرا ۵۰ سال طول کشید تا فیلم دیگهای بتونه در تعداد جوایز اسکار باهاش برابری کنه (تازه اون فیلمهایی که باهاش برابر شدن، اسکار بازیگری نداشتن و دستهبندیهای بیشتری هم برای انتخاب داشتن). اولین بار بچه بودم که این فیلم رو دیدم و یادمه به زور چشمام رو باز نگه میداشتم تا آخر شب پایانش رو ببینم. با وجود اینکه شاید مثل «ده فرمان» پر زرق و برق نباشه، اما تبدیل به فیلم محبوبم شد که بارها و بارها تماشاش کردم. من عاشق همه چیز این فیلمم؛ از بازی خشک و باصلابت هستون و غرور بازی بوید گرفته تا شخصیتهای فرعی که خوب بهشون پرداخته شده، دکورهای خیرهکننده، موسیقی متن شورانگیز رژا (Rozsa)، لباسهای فوقالعاده و البته سکانسهای عظیم و بینظیر. این خودِ کمال در سینماست و اصلاً حس نمیکنی که زمانش نزدیک به ۴ ساعته.
2021-04-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
احتمالاً این فیلم رو تا مدتها بعد از اینکه بقیه بخشهاش از یادها بره، با مسابقه ارابهرانیاش به یاد میارن، اما بنهور خیلی فراتر از اون سکانسه. این داستانی درباره دوستی، مذهب، قدرت و فرصتهاست؛ و البته درباره لجاجت محض و بیرحمی. فیلم به این خاطر تاثیرگذاره که همه اینها ویژگیهای انسانی هستن که کموبیش در همه ما وجود دارن. ظاهر فیلم واقعاً شگفتانگیزه و میکلوش روژا (Miklós Rósza) با موسیقی متنی که شکوه امپراتوری روم رو به تصویر میکشه، در اوج خودش قرار داره. با این حال، خودِ داستان کمی ضعیفتره. چارلتون هستون و استیون بوید وقتی با هم توی کادر هستن، به زیبایی نشون میدن که چطور عشق میتونه به نفرت تبدیل بشه، اما بقیه زمانها بازیهاشون فراتر از متن فیلمنامه نمیره. جک هاوکینز تلاشش رو میکنه، اما باز هم در نقش کنسول اونطور که باید نمیدرخشه. هیو گریفیت در نقش شیخ ایلدریمِ شیطون و پولدوست عالیه و سام جافه هم انتخاب خوبی برای کست فیلم بوده. فیلم خیلی طولانیه؛ بعد از مسابقه ارابهرانی، داستان بیش از حد به سمت «قصه مسیح» (که نویسنده کتاب در ابتدا بهش اشاره کرده بود) میره و به نظرم یه جورایی مسیرش رو گم میکنه. صحنههای نبرد دریایی عالی هستن و لباسهای مجلل، فیلمبرداری و صداگذاری همگی لایق مجسمههای طلاییشون بودن. یه فیلم حماسی خیلی خوب، اما نه کاملاً بینقص.
2024-06-01