The Jayhawkers!
کمی پیش از آغاز جنگ داخلی آمریکا، لوک دارسی، رهبر یاغی کانزاس، رؤیای تشکیل یک جمهوری مستقل جدید در کانزاس را در سر میپروراند. گروه شبهنظامی او «جیهوکِرز» نام دارد و مأموریتشان پایان دادن به بردهداری از طریق زور است. با این حال، دارسی از این گروه برای اهداف خود جهت به دست گرفتن کنترل مطلق کانزاس استفاده میکند. اقدامات دارسی به مذاق فرماندار نظامی کانزاس، ویلیام کلیتون، خوش نمیآید و او خواهان دستگیری و محاکمه دارسی است. برای این منظور، فرماندار یک شورشیِ سابق به نام کم بلیکر را استخدام میکند تا به گروه دارسی نفوذ کرده و رهبرشان را دستگیر کند. بلیکر برای دیدن به دار آویخته شدن دارسی یک انگیزه کاملاً شخصی دارد؛ زیرا دارسی مسبب مرگ همسرش در دورانی بود که او در زندان به سر میبرد.
سال انتشار: 1959 کارگردان: Melvin Frank ژانر: Drama، Western نویسندگان: Melvin Frank، Joseph Petracca، Frank Fenton امتیاز: 6.3راهنمای والدین The Jayhawkers!
نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
ناپلئونِ برعکس!
فیلم The Jayhawkers! به کارگردانی ملوین فرانک ساخته شده و او فیلمنامه رو با همکاری ای. آی. بزاریدس، فرانک فنتون و جو پاتراکا نوشته. جف چندلر، فس پارکر، نیکول موری، هنری سیلوا، لئو گوردون و فرانک دکووا در اون بازی میکنن. موسیقی کار با جروم موروس و فیلمبرداری با لویال گریگز بوده.
منطقه کانزاس... کمی قبل از جنگ داخلی. به طور خلاصه، پلات فیلم جف چندلر رو در نقش لوک دارسی به تصویر میکشه؛ یه امپراتورطلبِ کلهشق که داره از وقایع کانزاس خونین به نفع خودش سوءاستفاده میکنه. کم بلیکر (با بازی پارکر) هم خودش رو وارد دارودسته دارسی میکنه، اما برای این کار یه انگیزه شخصی و پنهان داره.
آسِ پیک!
از اون فیلمهاییه که ایدههای داستانی و ادبی فوقالعادهای داره، با شخصیتپردازیهای خویشتندارانه و اشاراتی ظریف به آشوبی که اون برهه از تاریخ آمریکا رو در بر گرفته بود، ولی با این حال هرگز اونطور که باید از پس پتانسیل بالاش برنمیآد. صحنههای اکشن کمه، واسه همین فیلم خیلی متکی به اینه که مخاطب خودش رو درگیر شخصیتهای کلیدی، انگیزهها، کشمکشها و منطق رفتارشون بکنه؛ در این بین، رابطه بین دارسی و بلیکر و این مرزهای خاکستریه که حواس بیننده رو نگه میداره و داستان رو سر پا حفظ میکنه. عشق و مرگ؛ سرنوشت همهمون همینه رفیق.
یکی دیگه از نکات مثبت، تاکتیکهایی بود که دارسی برای ساخت امپراتوریش به کار میبرد؛ این قضیه وقتی کنار باورهاش و تضادهای درونیِ رو به رشدِ بلیکر قرار میگیره (ظاهراً این پیوندهای برادرانه مردونه چنین تاثیری رو آدم میذاره)، نشون میده که فیلم واقعاً تلاش کرده اثری عمیقتر و معنادارتر باشه.
فیلمبرداری با تکنیکالر/ویستاویژن باعث شده تصاویر چشمنواز باشن، ولی از لوکیشنهای بیرونی استفاده کافی نشده. موروس هم یه موسیقی متن کوبنده و پر سر و صدا خلق کرده که به خودی خود عالیه، اما به درد این فیلم نمیخوره و بیشتر مناسب یه اکشن نفسگیره.
در کل بخوام بگم، فیلم پر از تناقضه؛ اگه پوستهاش رو بردارید، یه داستان نفوذی پلیسیه که لباس آشنای ژانر وسترن رو پوشیده. برای کسایی که از دیالوگهای پرطمطراق و تنشها و حسهای زیرپوستی خوششون میآد جذابه، ولی اثری نیست که بشه با خیال راحت به همه پیشنهادش کرد. راستی، عشقِ تاریخهای دوآتیشه هم بهتره اصلاً سمتش نرن! ۶ از ۱۰.
CinemaSerf (منتقد)
اگه فقط توی انتخاب بازیگرا تصمیمات بهتری میگرفتن، این فیلم میتونست خیلی بهتر از اینها از آب دربیاد. حتی خود منم شاید بازی بهتری در نقش «بلیکر» ارائه میدادم تا این فس پارکرِ به شدت خشک و بیروح! بعضی وقتا آدم رسماً احساس میکنه ملوین فرانک (کارگردان) داره از پشت صحنه سرش داد میزنه «حرکت!» (یا شاید حتی «نفس بکش!»)، چون بیان خشک و مقطعش رسماً شیره جون داستان رو کشیده. ولی انصافاً جف چندلر هم در نقش مردی که میخواد جمهوری مستقل کانزاس رو راه بندازه، بازی خیرهکنندهای جلوی اون ارائه نمیده. متأسفانه برای «دارسی»، فرماندار نظامی ایالت (هربرت رادلی) از این نقشه باخبر شده و «بلیکر» رو فرستاده تا به این تشکیلات نفوذ کنه و این رئیسجمهورِ خودخوانده رو دو دستی تقدیم سوارهنظام کنه. کار سختی هم به نظر نمیرسه، چون روش این جنگسالارِ متوهم اینه که از دارودسته تا دندان مسلحش استفاده کنه تا به مردم حالی کنه راه اون، بهترین و تنها راه ممکنه. از اون طرف «بلیکر» هم کینه شخصی داره، چون این هدفش رو مستقیماً مسئول مرگ همسرش میدونه. حالا سؤال اینه: آیا موفق میشه تله نهایی رو برای «دارسی» پهن کنه، یا این مرد زرنگ به دورویی اون پی میبره و پاتک میزنه؟
اکشن به اندازه کافی توی فیلم هست، و تا حدی به عنوان پیشدرآمدی بر جنگ داخلی خوب کار میکنه؛ دورانی که ایالات متحده هنوز چیزی فراتر از یه سری جامعههای پراکنده و متخاصم نبود که افراد نظامی و کاریزماتیک با درجات مختلفی از دموکراسی بهشون حکومت میکردن. تنها حس خطری که واقعاً احساس میشه از طرف کاراکتر «لوردان» با بازی هنری سیلواست، اما در کل این یه وسترن اداری و ناامیدکننده است که با فیلمنامه متوسط و حضور چندلری که بیشتر شبیه «کاپیتان نمو» بود تا یه فاتح بیرحم، ضربه خورده.