Shake Hands with the Devil
در سال ۱۹۲۱ در دوبلین، ارتش جمهوریخواه ایرلند (I.R.A.) با «بلک اند تنز» (Black & Tans)، نیروهای ویژه بریتانیایی که به خشونت و اقدامات سختگیرانه معروف هستند، میجنگد. کری اوشی (Kerry O'Shea) با بازی دان مورای (Don Murray)، یک دانشجوی پزشکی ایرلندی-آمریکایی، امیدوار است که از سیاست دور بماند، اما نجات یک دوست زخمی او را فراری ساخته و ناخواسته پایش را به سازمان شورشیان زیر نظر استاد سابقش، دکتر شان لنیهان (Sean Lenihan) با بازی جیمز کاگنی (James Cagney) باز میکند؛ کسی که «با شیطان دست داده» و مبارزه را به عنوان هدفی در خود میبیند. اوضاع زمانی پیچیده میشود که کری عاشق یک گروگان زیبای انگلیسی میشود و بریتانیاییها معاهده صلحی پیشنهاد میدهند که برای راضی کردن لنیهان کافی نیست.
سال انتشار: 1959 کارگردان: Michael Anderson ژانر: Action، Drama، History نویسندگان: Rearden Conner، Marian Spitzer، Ivan Goff امتیاز: 7.0راهنمای والدین Shake Hands with the Devil
نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
یک سلاح پرقدرت. فیلم «دست دادن با شیطان» به کارگردانی مایکل اندرسون (Michael Anderson) و فیلمنامهنویسی ماریان اسپیتزر (Marian Spitzer) بر اساس رمانی از ریردن کانر (Rearden Conner) ساخته شده است. در این فیلم بازیگرانی چون جیمز کاگنی، دان مورای، دانا وینتر (Dana Wynter)، گلینیس جانز (Glynis Johns)، مایکل ردگریو (Michael Redgrave) و سیبیل تورندایک (Sybil Thorndike) به ایفای نقش پرداختهاند. موسیقی کار ویلیام آلوین (William Alywyn) است و فیلمبرداری را اروین هیلییر (Erwin Hillier) بر عهده داشته است. داستان در دوبلین ایرلندِ دهه ۱۹۲۰ جریان دارد، جایی که ارتش جمهوریخواه ایرلند با نیروهای بریتانیایی بلک اند تنز در جنگ است. کری اوشی (با بازی مورای)، جوانی ایرلندی-آمریکایی، وارد این مخمصه میشود و با وجود اینکه فردی غیرسیاسی است، با اوجگیری خشونتها به عمق این باتلاق کشیده میشود. ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که پای یک گروگانگیری به میان میآید، آن هم در حالی که همه نخها دستِ فرمانده ترسناک IRA، یعنی شان لنیهان (با بازی کاگنی) است که میخواهد کری را زیر بال و پر خود بگیرد. پرداختن به موضوع موسوم به «مشکلات ایرلند» همیشه کار سختی برای فیلمسازان بوده است؛ چون خیلیها یا به خاطر جذابیت سینمایی واقعیات را نادیده گرفتهاند یا آنقدر غرق در انگیزههای دیگر بودهاند که همذاتپنداری با این موضعگیریهای یکطرفه سخت میشود. فیلم مایکل اندرسون، هرچند خودش هم حاملهی مطالب سیاسی مشکوکی است، اما به خاطر تلاشی که میکند تا به موضوع از هر دو طرف نگاه کند، پیچیدگیهای قضیه را درک کند و از خشونتهایی که بخشهایی از ایرلند را تکه پاره کرد روی برنگرداند، مستحق تحسین است؛ حتی اگر در نهایت در اهدافش کمی سردرگم بماند. فیلمبرداری هیلییر (که آثار دیگری چون «نشان قائن» را در کارنامه دارد) بهخصوص با فیلمبرداری لوکیشنمحور در دوبلین، قدرت فوقالعادهای دارد. نماهای شبانه از کوچههای سنگفرششده نمناک و چراغهای گاز، حالتی ماورایی دارند و در طول روز هم مناظر سرسبز، در عین تحمیل ابهت خود، رنگوبویی افسردهکننده به تصویر میبخشند. در زمینه بازیگری، این کاگنی است که با یکی از دیوانهوارترین و زیرکانهترین نقشآفرینیهایش میدانداری میکند؛ او مثل کوه آتشفشان وسوویوس مدام بین نقش یک وطنپرست شرافتمند و یک روانی که صلح را گزینهای منطقی نمیداند، در نوسان است. وینتر و جانز هم حمایتهای بازیگری قدرتمندی ارائه میدهند. «دست دادن با شیطان» یک معجون سیاسی با احساساتی کوبنده و سکانسهای اکشنی است که وقتی کاگنی دست به کار میشود تأثیر خود را میگذارد و ردپایش روی مخاطب میماند. ۷/۱۰
2015-09-24CinemaSerf (منتقد)
نمیدانم آیا لذت بردن از این فیلم ربطی به این دارد که شما بریتانیایی باشید یا ایرلندی؟ آنچه به نظرم به تصویر کشیده شده، همان مثل قدیمی است که «تروریستِ یک نفر، مبارز راه آزادیِ نفر دیگر است» و جیمز کاگنی (در نقش «لنیهان») به زیبایی از عهدهی به تصویر کشیدن این مفهوم برآمده است. شخصیت او، یعنی یک استاد محترم با گرایشهای جمهوریخواهانه، پس از اینکه یکی از دوستان «اوشی» (با بازی دان مورای) توسط نیروهای بدنام «بلک اند تنز» هدف گلوله قرار میگیرد، او را جذب گروه میکند و فیلم روند درگیریاش با انقلاب ۱۹۲۱ را دنبال میکند. داستان از نظر حقایق تاریخی مسیر سادهسازیشدهای را طی میکند، اما به خوبی به پیچیدگیها و خطراتی که مردم در دو سوی این مناقشه با آن روبرو بودند اشاره میکند. بازی کاگنی متقاعدکننده است و -به طرز عجیبی- مایکل ردگریو در نقش «ژنرال» (ملقب به مایکل کالینز) نیز عالی ظاهر شده و فرای نقشهای وطنپرستانه سنتیاش ظاهر شده است. حضور دانا وینتر و بانوی بیهمتا سیبیل تورندایک هم به عنوان بازیگران مکمل به چشم میآید تا طیف سناریوها را گستردهتر کند و نشان دهد این ماجرا صرفاً یک قیام کوچک نظامی نبوده، بلکه نارضایتی عمومی در تمام اقشار جامعه ایرلند بوده است. مایکل اندرسون ضربآهنگ فیلم را سرزنده نگه داشته و دیالوگها به اندازهای گویا هستند که حرف خود را بزنند بدون اینکه ما را خفه کنند. او همچنین تصاویری از مناظر زیبا را ثبت کرده که ارزش دیدن را دارد.
2024-05-04