The Wild and the Innocent
داستان جذابِ اولین تجربه «زندگی در شهر بزرگ» برای ینسی (آودی مورفی)، کوهنورد و دامگذار، که روزالی (ساندرا دی) جوان و شیرینزبان را هم همراه خودش دارد. روزالی از دست خانوادهاش که میخواستند او را با چند پوست سمورِ ینسی معامله کنند فرار کرده و به دنبال ینسیِ بیمیل راه افتاده است. آنها در شهر درگیر انواع و اقسام دردسرها میشوند و ینسی مجبور میشود به کلانتر بارتل (گیلبرت رولند) شلیک کند تا روزالی را از شغلش به عنوان رقاصه سالون نجات دهد.
سال انتشار: 1959 کارگردان: Jack Sher ژانر: Western نویسندگان: Sy Gomberg، Jack Sher امتیاز: 6.4راهنمای والدین The Wild and the Innocent
نقدها و نظرات
John Chard (منتقد)
جوان، پیر و بیقرار! فیلم «وحشی و بیگناه» به کارگردانی جک شر ساخته شده و خودش همراه سی گومبرگ فیلمنامه رو نوشته. بازیگرهایی مثل آودی مورفی، ژوان درو، گیلبرت رولند، ساندرا دی، جیم باکوس، جرج میچل و استروتر مارتین توش بازی میکنن. این اثر که با ساختار سینمااسکوپ/ایستمن کالر تولید شده، موسیقیش کار هانس جی. زالتره و فیلمبرداریش هم بر عهده هارولد لیپستین بوده.
داستان درباره ینسی هاکس (با بازی مورفی) یه مرد جوان کوهستاننشینه که برای اولین بار زندگی تو شهر بزرگ رو تجربه میکنه. اون تو مسیرش به شهر، ناخواسته همسفری پیدا میکنه به اسم روزالی استاکر (با بازی ساندرا دی)؛ دختری جوان که پدرش میخواسته اونو با چند تا پوست سمورِ ینسی تاخت بزنه. وقتی وارد شهر میشن، این دو تا آدمِ بیتجربه و غریبه با دردسر روبرو میشن و تو این مسیر بیشتر با حقایق زندگی آشنا میشن.
فیلم یه جورایی عجیبغریبه؛ ترکیبی از لحنهای متضاد و سناریوهای پرریسک که تو یک ساعت اول کاملاً خانوادگی پیش میره، اما تو ربع آخر فیلم، ناگهان تمهای بزرگسالانه وارد کار میشن. مورفی همیشه چهره جوونی داشت، اما خدایی برای این نقش زیادی سنش بالا بود، هرچند مثل همیشه تماشای بازیش لذتبخشه. با این حال، وقتی رابطه بالقوهای بین مورفی (که اون زمان ۳۵ سالش بود) و ساندرا دی (که ۱۷ سالش بود) شکل میگیره، آدم با تعجب از خودش میپرسه این رابطه قراره به کجا برسه؟! بعدش اوضاع وقتی واقعاً زننده و ناراحتکننده میشه که کلانتر پل بارتل (گیلبرت رولند ۵۵ ساله!) شروع میکنه به مخ زدن از ساندرا دی! یادمون نره که ساندرا دی دقیقاً داره نقش همسنوسالهای خودش رو بازی میکنه، پس خدایی یکم زنندهست...
اول فیلم با حمله خرس و چند تا لوکیشن قشنگ توی بیگ بیر ولی/اسنو ولی در سان برناردینو شروع میشه. بعدش استروتر مارتین رو میبینیم که نقش یه آدم موذی و روعصاب رو عالی بازی میکنه، و در نهایت باعث میشه ینسی و روزالی همسفرهای غیرمنتظرهای بشن که کلی جذابیت شیرین و سبک به فیلم میده. دردسرهایی که توش میافتن بامزه و سرگرمکنندهست، اما در حالی که روزالی به ینسی چشم دوخته، ینسی خودش دل باخته به «دختر سالون» یعنی مارسی هوارد (با بازی ژوان درو). و اینجاست که فیلم وارد فاز تاریکتری میشه...
فیلم با یه چرخش ۱۸۰ درجهای تو لحن داستان، غافلگیرمون میکنه و اصلاً از پرداختن به موضوعِ فاحشهخونه ابایی نداره. صاحبان اونجا هیچ ابایی ندارن که دخترای جوان رو برای «کارهای سالون» جذب کنن (لباسهای زنهای شهر هم خدایی جلب توجه میکنه!). خلاصه اوضاع برای ینسیِ سادهلوح داغ میشه؛ کسی که هاجوواج مونده چرا مردم شهر زنی رو که اون دوستش داره طرد میکنن و بهش میگن فاحشه!
خب، تهش داستان برای شخصیتهای اصلی چطور تموم میشه؟ موقعی که دارین به این سوال فکر میکنین، متوجه میشین که همهچیز دقیقاً همونطور که انتظار میره تموم میشه و بیست دقیقه پایانی فیلم واقعاً اونو از یه اثر معمولی یک پله بالاتر میبره. ۶ از ۱۰
drystyx (منتقد)
این فیلم با وسترنهای معمولی که میبینیم فرق داره. معمولاً تو فیلمها یا «شخصیتهای غیرقابلباور در موقعیتهای فوقالعاده» داریم یا «شخصیتهای قابلباور در موقعیتهای فوقالعاده». اما چیزی که اینجا میبینیم «شخصیتهای قابلباور در موقعیتهای قابلباوره»، و با این حال باز هم از اتفاقات روزمرهای که تبدیل به جدالهای مرگ و زندگی میشن، ماجراجویی و هیجان میگیریم. این فیلم کلی جذابیت و شخصیتهای فوقالعاده داره.
شخصیتهای مکمل واقعاً فیلم رو به این کیفیتی که هست میرسونن. شاخصترینشون جیم باکوسه که تو این فیلم میلیونر نیست، اما تو فیلمهای بزرگ دیگهای هم بازی کرده. اون میتونه پدرِ یه «شورشی بیدلیل» باشه یا یه فرمانده رومی که اندروکلس رو میندازه جلوی شیر؛ اما اینجا، نماینده «مردم عادی» یه شهره، کسی که دست بر قضا با قهرمان داستان ما (با بازی آودی مورفی) دوست میشه.
یکی از چیزایی که در مورد آودی مورفی نادیده گرفته میشه اینه که ظاهراً اون نقشهایی رو انتخاب میکرد که توشون «سوپرمن» نبود، بلکه صرفاً آدمی بود با یک استعداد خاص. تو فیلم «Gunsmoke»، اون جرأت نمیکرد وارد دعوای فیزیکی و مشتزنی بشه، چون تنها استعدادش تیراندازی بود. اینجا هم استعدادش چشمان فوقالعاده تیزبینشه. این استعدادش تو زندگیِ دامگذاری تو کوهستان دستنخورده مونده، تا اینکه پاش به شهر باز میشه. شهری با قوانین وسترن که کلانترش گیلبرت رولند هست؛ کسی که نقش یه قانونگذار کاملاً چندبعدی رو بازی میکنه. بیشتر گفتن داستان ممکنه اسپویل باشه.
من با اون نقد دیگه که اینجا ثبت شده یکم اختلاف نظر دارم؛ به نظرم بخش اول فیلم از تقابل نهایی بهتره، هرچند کل فیلم عالیه. پایانبندی هم اصلاً «هالیوودی» نیست؛ جایی که اون به روشی کاملاً قابلباورتر از چیزی که معمولاً میبینیم دوباره به «خانوادهاش» میپیونده. یه فیلم کاملاً پخته برای مخاطبهای بالغ.