اسپارتاکوس

اسپارتاکوس

در سال ۷۳ پیش از میلاد، یک برده تراکیایی شورشی را در مدرسه‌ی گلادیاتوری که توسط لنتولوس باتیاتوس (Sir Peter Ustinov) اداره می‌شود، رهبری می‌کند. این قیام به زودی در سراسر شبه‌جزیره ایتالیا گسترش می‌یابد و هزاران برده را درگیر می‌کند. برنامه این است که بودجه کافی برای خرید کشتی از دزدان دریایی سیلیسی به دست آورند تا بتوانند آن‌ها را از براندیسیوم در جنوب به سرزمین‌های دیگر منتقل کنند. سناتور رومی، گراکوس (Charles Laughton)، توطئه می‌کند تا مارکوس پوبلیوس گلابروس (John Dall)، فرمانده پادگان رم، ارتشی را علیه بردگانی که در وزوویوس زندگی می‌کنند، رهبری کند. هنگامی که گلابروس شکست می‌خورد، مربی او، سناتور و ژنرال مارکوس لیسینیوس کراسوس (Sir Laurence Olivier)، به شدت شرمنده می‌شود و ارتش خود را علیه بردگان رهبری می‌کند. اسپارتاکوس و هزاران برده آزاد شده با موفقیت راه خود را به براندیسیوم باز می‌کنند، اما متوجه می‌شوند که سیلیسی‌ها آن‌ها را رها کرده‌اند. سپس به سمت شمال می‌روند و باید با قدرت رم روبرو شوند.

سال انتشار: 1960 کارگردان: Stanley Kubrick ژانر: Adventure، Biography، Drama نویسندگان: Dalton Trumbo، Howard Fast، Plutarch امتیاز: 7.9

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

حماسه شمشیر و صندل که همه چیز دارد. اسپارتاکوس برده تراکیایی بود که از تبدیل شدن به بازیچه رومی‌ها سر باز زد. او با فرار از چنگال آن‌ها، شورش بردگان را رهبری کرد که جمهوری روم را در حدود سال ۷۳ قبل از میلاد به وحشت انداخت. این فیلم بر اساس آن دوره تاریخی ساخته شده است. اسپارتاکوس شروع پردردسری داشت؛ کارگردان اصلی، آنتونی مان (Anthony Mann)، پس از اختلاف با بازیگر نقش اول، کرک داگلاس (Kirk Douglas)، اخراج شد، هرچند بخشی از کار مان در فیلم نهایی باقی مانده است، به ویژه برخی از صحنه‌های اولیه در صحرا که گمان می‌رود به کارگردانی مان باشد. سپس استنلی کوبریک (Stanley Kubrick)، که در آن زمان کارگردان استخدامی بود، وارد شد و او به همراه داگلاس، احتمالاً بزرگترین حماسه شمشیر و صندل ساخته شده تا به امروز را خلق کردند. فیلمی که امروز نیز پابرجاست و هر بیننده جدیدی که به این ژانر علاقه‌مند است باید آن را تماشا کند. اقتباس شده توسط دالتون ترومبو (Dalton Trumbo) از رمان هاوارد فاست (Howard Fast) (و همچنین از رمان «گلادیاتورها» اثر آرتور کوستلر نیز بهره برده)، اسپارتاکوس تجربه‌ای هیجان‌انگیز است که قدرت اتحاد را در مواجهه با یک نیروی ستمگر برجسته می‌کند. همچنین دارای تعدادی خط داستانی هوشمندانه و کاملاً جذاب است که اعتبار آن به نویسندگی عالی ترومبویِ زمانی سیاه‌نامه‌شده بازمی‌گردد. سیاست نقش برجسته‌ای دارد، در حالی که داستان یک قلب عاشقانه تپنده در میان خونریزی‌ها و کشمکش‌های قدرت در حال وقوع دارد. پیوندهای برادری در ارتش بردگان به خوبی تثبیت شده و محور داستان عاشقانه بین اسپارتاکوس و وارینیا (Varinia) بسیار کامل شکل گرفته است. به طور خلاصه، ما کاملاً برای زمانی که فیلم در نیمه دوم تمرکز خود را تغییر می‌دهد، آماده می‌شویم. صحنه‌های عالی زیادی در این فیلم وجود دارد؛ مدرسه آموزش گلادیاتورها که اسپارتاکوس و بردگان همکارش درمی‌یابند که در درون خود کرامت دارند - که از طریق یک رژیم سخت طراحی شده برای سرگرمی خونین سلسله مراتب جمهوری در حال تماشا، به آن‌ها تحمیل شده است. خود فرار به دلیل قدرت تأثیرگذاری‌اش فوق‌العاده است، اما حتی آن هم در جایگاه دوم نسبت به سکانس نبرد اصلی قرار می‌گیرد که کوبریک به طرز شگفت‌انگیزی آن را کنار هم چیده است. تشکیل لژیون‌های رومی با دقت نظامی به شدت به یاد ماندنی است (این قبل از CGI بود، و کارگردانی کوبریک برای آن همه سیاهی‌لشکر شایسته تحسین مضاعف ماست). سپس با شعله‌ور شدن خود نبرد، فقط می‌توان گفت که نفس‌گیر است و قطعاً نقطه اوج این ژانر محسوب می‌شود. سپس البته جنبه‌های احساسی اسپارتاکوس نیز وجود دارد. کوبریک البته هرگز به گرمی شناخته نمی‌شد، اما با کمک داگلاس، آن‌ها کار را درست انجام می‌دهند و موفق می‌شوند در حالی که خون را از طریق اکشن به جوش می‌آورند، همزمان احساسات را نیز تحریک کنند، تا پایان فوق‌العاده تأثیرگذار و کلاسیک که به عنوان طلای سینمایی در آزمون زمان سربلند بیرون می‌آید. بازیگران به طرز شگفت‌انگیزی کنار هم قرار گرفته‌اند؛ داگلاس در نقش اسپارتاکوس فوق‌العاده است، بزرگ، لاغر و سرشار از احساس، تا جایی که به من مربوط می‌شود، این یک نقطه برجسته در کارنامه اوست. لارنس اولیویه (Laurence Olivier) وظایف شرور اصلی را در نقش مارکوس کراسوس بر عهده می‌گیرد، با همان مقدار پوزخند و اغراق لازم برای چنین شخصیت منفوری. پیتر اوستینوف (Peter Ustinov) (برنده بهترین بازیگر نقش مکمل مرد) در نقش باتیاتوس در اوج خود است. جین سیمونز (Jean Simmons) (با صورت استخوانی کاملاً بی‌نقص) به طرز ماهرانه‌ای در کنار داگلاس در نقش وارینیا بازی می‌کند، و تونی کرتیس (Tony Curtis) (آنتونینوس)، جان گاوین (John Gavin) (ژولیوس سزار) و چارلز لافتون (Charles Laughton) (گراکوس) به این تصویر فوق‌العاده انگیزه می‌بخشند. اسپارتاکوس همچنین جوایز اسکار بهترین فیلمبرداری رنگی، بهترین کارگردانی هنری و طراحی صحنه و بهترین طراحی لباس را نیز کسب کرد، و نامزدی‌هایی نیز به حق برای الکس نورث (Alex North) برای موسیقی متن و رابرت لارنس (Robert Lawrence) برای تدوینش به دست آورد. اسپارتاکوس فیلم خاصی است، که به طرز عالی کنار هم چیده شده و از نظر مضمونی دینامیت است. در حالی که از نظر فنی نیز ماهرانه است، در نهایت با خود داستان است که واقعاً پیروز می‌شود. حتی با در نظر گرفتن برخی اضافات استاندارد هالیوودی به داستان واقعی (اسپارتاکوس قطعاً آن‌طور که فیلم می‌گوید نمرد)، این فیلم از نظر احساسی پربار و به همان اندازه که الهام‌بخش است، به طرز غم‌انگیزی تراژیک است. ۱۰/۱۰

2019-09-15


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

کرک داگلاس این بینش را داشت که از دالتون ترومبویِ قبلاً سیاه‌نامه‌شده با فیلمنامه عالی‌اش برای این داستان حماسی بردگی و مبارزه برای آزادی حمایت کند. او همچنین گروه بازیگرانی را رهبری کرد که شامل برخی از بهترین بازیگرانی بودند که تا به حال روی پرده نقره‌ای ظاهر شده‌اند. اولیویه (Olivier)، لافتون (Laughton)، اوستینوف (Ustinov)، کرتیس (Curtis) و جین سیمونز (Jean Simmons) فوق‌العاده لطیف، همگی این داستان یک برده را که علیه حکومت ظالمانه اربابان رومی خود شورش کرد و هزاران نفر را الهام بخشید تا او را دنبال کنند، بالا می‌برند؛ در حالی که برای فرار و سپس شکست دادن ارتش‌های روم تلاش می‌کردند. فیلمبرداری، رنگ و لباس‌ها همگی در حد و اندازه آثار هنری هستند و الکس نورث (Alex North) موسیقی متنی خلق می‌کند که صحنه‌های صمیمی و بزرگ را به یک اندازه پیش می‌برد. اصول مبارزه با ظلم و وفاداری برادرانه حتی اکنون نیز صادق است، و این فیلم بسیار فراتر از یک ملودرام شمشیر و صندل است.

2024-05-30