Strangers When We Meet
معمار جایزهبگیر، لری کوی، زندگی خستهکنندهای با همسرش ایو کوی و دو پسر کوچکش در حومه شهر دارد. لری در حال طراحی و ساخت یک خانه بینظیر روی تپه برای یک نویسنده موفق به نام راجر آلتر (با بازی ارنی کوواچ) است. مارگارت «مگی» گولت یک بلوند جذاب است که از سوی شوهرش کن گولت که در همان محله زندگی میکند، از نظر جنسی نادیده گرفته میشود و آنها یک پسر کوچک دارند. وقتی لری مگی را در ایستگاه اتوبوس مدرسه ملاقات میکند، سعی میکند به او پیشنهاد بدهد که بینتیجه میماند. اما به زودی آنها دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و وارد رابطه عاشقانه میشوند. آنها عاشق یکدیگر میشوند، اما وقتی همسایه فرومایه آنها، فلیکس آندرس، متوجه رابطه آنها میشود، مجبور میشوند بین وفاداری و احترام به خانوادههایشان یا عشق یکی را انتخاب کنند.
سال انتشار: 1960 کارگردان: Richard Quine ژانر: Drama، Romance نویسندگان: Evan Hunter امتیاز: 7.1نقدها و نظرات
CinemaSerf (منتقد)
وقتی معمار موفق «لری» (با بازی کرک داگلاس) پس از پیاده کردن بچههایشان، «مگی» (با بازی کیم نواک) خسته را در ایستگاه اتوبوس مدرسه ملاقات میکند، از همان لحظه میتوانید حدس بزنید که اوضاع کمکم دارد داغ میشود! لری با «ایو» (باربارا راش) ازدواج کرده و مگی با نویسنده سرشناس «راجر» (ارنی کوواچ) زندگی میکند؛ و جالب اینجاست که همین نویسنده، لری را استخدام کرده تا یک خانه جدید روی تپه برای خانوادهاش طراحی کند و بسازد. تا اینجای کار، همهچیز مثل یک ملودرام خانوادگی معمولی پیش میرود که از نظر من حداقل، داگلاس چیز زیادی به آن اضافه نمیکند. خوشبختانه برای ما، حضور همسایه نه چندان خوشسیرت یعنی «فلیکس» (والتر ماتائو) را هم داریم که خیلی کم حرف میزند اما همهچیز را زیر نظر دارد. البته مرغ همسایه همیشه غاز است و این زوج خیانتکار کمکم متوجه میشوند که اگرچه در این راه لذتی هم وجود دارد، اما خوشبختی مقولهای کاملاً متفاوت است. زندگی مخفیانه و سطحی آنها نوعی عشق برایشان به ارمغان آورده، اما عشقی توخالی و ناپایدار است و افراد بیگناه اطرافشان دارند تاوان این بیوفاییها را میدهند. بین داگلاس و نواک یکجورهایی شیمیِ بازیگری برقرار است، ارنی کوواچ هم نسبتاً خوب کار کرده، اما بار اصلی فیلم روی دوش ماتائو است که حضور کوتاهی دارد اما بسیار تأثیرگذار است و حتی در بخشهای پایانی رگههایی از تهدید و خطر در نگاهش دیده میشود. فیلم بیشتر با یک نالهی خفیف تمام میشود تا یک انفجار بزرگ، که به نظرم بعد از دو ساعت موسیقی کشدار و نماهای فراوان از خط ساحلی، کمی توی ذوق میزد. اگر به جای داگلاس یک بازیگر قویتر و با شخصیتپردازی بهتری در فیلم حضور داشت، شاید بیشتر از آن لذت میبردم؛ اما با این حال باز هم روایت بسیار جالبی از عواقب به اصطلاح «بردِ آسان» است.
2023-06-02