صبحانه در تیفانی

صبحانه در تیفانی

هالی گولایتلی (Holly Golightly)، دختر خوش‌گذران و شیک‌پوش منهتن، پس از یکی از بازدیدهای همیشگی‌اش از جواهرفروشی خیره‌کننده تیفانی در نیویورک و زندان فوق‌امنیتی سینگ‌سینگ برای گرفتن «گزارش هواشناسی» هفتگی از یک گانگستر به نام سالی توماتو، شیفته همسایه جذاب و جدیدش، پل وارجاک (Paul Varjak) می‌شود. پل که در یک بن‌بست خلاقانه طولانی گیر کرده، او هم جذب دنیای سطحی هالی می‌شود؛ البته نه به این خاطر که هالی می‌گوید او شبیه برادرش است، بلکه چون کم‌کم تسلیم جذابیت فریبنده هالی می‌شود. با وجود اینکه آشکارا اعتراف نمی‌کنند، اما این دو دلداده فراری، گذشته‌ای دارند که سعی می‌کنند آن را پنهان نگه دارند؛ با این حال، آیا رازهای پنهان آن‌ها آنقدر قدرت دارند که آن‌ها را از هم جدا کنند؟ در نهایت، پل و هالی برای هم ساخته شده‌اند. آیا یک صبحانه زودهنگام در تیفانی، مقدمه‌ای برای یک عشق جوان و پرشور خواهد بود؟

سال انتشار: 1961 کارگردان: Blake Edwards ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Truman Capote، George Axelrod امتیاز: 7.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

نمی‌دونم چطور این همه سال گذشت و من این فیلم رو ندیده بودم، ولی بالاخره برای اولین بار دیدمش. در کل فیلم سرگرم‌کننده‌ایه. آدری هپبورن (Audrey Hepburn) واقعاً خیره‌کننده‌ست و پاتریشیا نیل (Patricia Neal) هم به همون اندازه خوبه. به نظرم جورج پپارد (George Peppard) می‌تونست انرژی یا احساس بیشتری به نقشش بده. بقیه بازیگرا هم خوبن، مخصوصاً اون گربه! داستان برای زمان خودش جسورانه به نظر می‌رسه، هرچند خیلی با احتیاط درباره موضوعات بزرگسالانه حرف می‌زنن. به نظرم بازی میکی رونی (Mickey Rooney) در نقش یه شخصیت ژاپنی خیلی بدسلیقگی بود و انگار خود کارگردان، بلیک ادواردز، هم بعدها پشیمون شده بود. تقصیر رونی نبود؛ نقش خیلی بدی بود و با نگاه امروزی ما نژادپرستانه به نظر میاد. در کل داستان خیلی منو نگرفت، ولی صحنه آخر با گربه باعث شد بعضی از ایرادهایی که تو طول فیلم دیدم رو فراموش کنم.

2021-02-07


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

آدری هپبورن در اوج توانایی خودش نقش «هالی» رو بازی می‌کنه؛ دختری که زندگی آشفته‌ای داره و از «پل» (جورج پپارد) که تازه به ساختمونشون اومده خوشش میاد. پل یه هنرمنده که تو کارش درجا می‌زنه و خیلی زود، هرچند با کمی ترس، جذب دنیای عجیب و پرجنب‌وجوش هالی می‌شه. هالی می‌گه پل اونو یاد برادرش می‌ندازه، ولی خب زمان و اتفاقات خیلی زود این حس رو عوض می‌کنه. نکته اینجاست که هر دوتاشون کلی راز و گذشته تاریک دارن و چالش اصلیشون اینه که نذارن این چیزها رابطه‌شون رو خراب کنه. به جز آهنگ موندگار «Moon River»، این فیلم در واقع یه مطالعه شخصیتی روی دو آدمه که تا جای ممکن پیچیدگی‌های اخلاقی دارن. دیالوگ‌ها واقعاً خنده‌دارن؛ موقعیت‌ها هم با اینکه گاهی آدم رو معذب می‌کنن، ولی نمی‌شه بهشون نخندید، مخصوصاً اون همسایه بالایی که مدام شاکیه. زمان با بعضی از کلیشه‌های فیلم مهربون نبوده، مخصوصاً شخصیت «یونیوشی» با بازی میکی رونی، اما اگه با دید زمان خودش بهش نگاه کنیم، هنوز هم سرگرم‌کننده و حتی جسورانه‌ست.

2022-06-24