Vu du pont
ادی کاربونه، کارگر بارانداز در بروکلین، زندگی مشترک سرد و بیروحی با همسرش بیاتریس دارد و ناخودآگاه دلباختهی کاترین، خواهرزادهای شده که از کودکی بزرگش کردهاند. ماجرا از جایی پیچیده میشود که دو برادر به نامهای مارکو و رودولفو که مهاجران غیرقانونی هستند، به خانهی آنها میآیند. با شکلگیری علاقهای میان کاترین و رودولفو، ادی که گرفتار عذابی درونی است و توان پذیرش این حس غیرعادیاش را حتی پیش خودش هم ندارد، این دو مهاجر غیرقانونی را به اداره مهاجرت لو میدهد.
سال انتشار: 1962 کارگردان: Sidney Lumet ژانر: Drama نویسندگان: Arthur Miller، Norman Rosten، Jean Aurenche امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
CinemaSerf (منتقد)
خیلی وقتها وقتی پای چند کشور توی تولید یه فیلم وسط میاد، نتیجه کار بیشتر یه آش شلهقلمکاری میشه که بیشتر از مخاطب، دلش میخواد سرمایهگذارهاش رو راضی نگه داره. ولی اینجا، انتخاب رَف ولونه (Raf Vallone) در نقش «ادی» که هر لحظه آشفتهتر میشه و استفاده از چند بازیگر اروپایی دیگه، اتفاقاً به باورپذیرتر شدن اون فضای قاطیپاتی و «برج بابل»وارِ نیویورک خیلی کمک کرده. ادی یه کارگر سادهست که مدتهاست زندگی مشترکش با همسرش «بی» (مورین استیپلتون) فقط از سر عادته، در حالی که روزبهروز شیفتهترِ برادرزادهش «کاترین» (کارول لارنس) میشه. وقتی سر و کله دوتا از اقوام دختره که دنبال کار میگردن دم در پیدا میشه و روی کاناپه اونها جاگیر میشن، کاترین خیلی سریع به «رودولفو» (ژان سورل) دل میبنده؛ چیزی که حسابی به مذاق ادی تلخ میاد.
کمکم فضای این آپارتمان نقلی مسموم و خفهکننده میشه، و شاید تنها چیزی که جلوی ادی رو گرفته تا دست به خشونت نزنه، حضور «مارکو»ی بزرگتر و پختهتره (ریموند پلگرین). وقتی جوونها خبر ازدواج پیشروشون رو میدن، ادی میره پیش رفیقش تا مشورت حقوقی بگیره ببینه چطور میتونه جلوش رو بگیره، ولی تهش تنها کاری که از دستش برمیاد اینه که اونها رو به اداره مهاجرت لو بده. اما واقعاً این کار چه عاقبتی واسه همهشون داره؟
هرچند داستان فیلم حسابی خلاصه شده و نشد اونطور که دلم میخواست با کاراکترهای مکمل ارتباط بگیرم، اما ولونه واقعاً بازی پرقدرت و درخشانی ارائه داده. استیپلتون هم که متاسفانه نقشش کمه فوقالعادهست؛ زنی که با وجود حس پنهان شوهرش به کاترین، هنوز بهش محبت داره و صبوریش رسماً صبر ایوب رو به چالش میکشه! فیلمبرداری از نمای خیلی نزدیک و صمیمیه، و به نظرم سیدنی لومت خیلی خوب گذاشته بار اصلی داستان روی دوش بازیگرهایی باشه که انگار تکتک سلولهاشون توی نقش عرق ریخته. پایانبندی فیلم رو خیلی نپسندیدم، خیلی هولهولکی و تا حدی ناقص تموم میشه، اما در کل یه نقد تر و تمیز و ملموس از زندگی مهاجرانیه که با کلی امید و آرزو دنبال «رویای آمریکایی» اومدن؛ حتماً ارزش دیدن داره.