پرندگان

پرندگان

ملانی دنیلز یک زن ثروتمند و مدرن از طبقه مرفه است که همیشه به خواسته‌هایش می‌رسد. وقتی میچ برنر وکیل در یک پرنده‌فروشی او را می‌بیند، با او شوخی کوچکی می‌کند و ملانی تصمیم می‌گیرد تلافی کند. او حدود یک ساعت به سمت شمال سانفرانسیسکو تا بودگا بی رانندگی می‌کند، جایی که میچ آخر هفته‌ها را با مادرش لیدیا و خواهر کوچکترش کتی می‌گذراند. اما اندکی پس از ورود او، پرندگان منطقه شروع به رفتارهای عجیبی می‌کنند. یک مرغ دریایی در حالی که ملانی با قایق کوچکی در حال عبور از خلیج است به او حمله می‌کند و سپس، لیدیا همسایه‌اش را مرده پیدا می‌کند که مشخصاً قربانی حمله پرندگان شده است. به زودی، صدها و هزاران پرنده به هر کسی که بیرون از خانه باشد حمله می‌کنند. هیچ توضیحی برای چرایی این اتفاق وجود ندارد و با ادامه حملات وحشیانه پرندگان، بقا به اولویت اصلی تبدیل می‌شود.

سال انتشار: 1963 کارگردان: Alfred Hitchcock ژانر: Drama، Horror، Mystery نویسندگان: Daphne Du Maurier، Evan Hunter امتیاز: 7.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

واقعاً که کبوتر با کبوتر، باز با باز! فیلم «پرندگان» (The Birds) به کارگردانی آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock) و فیلمنامه‌ی ایوان هانتر (Evan Hunter) که از داستانی به همین نام نوشته‌ی دافنه دو موریه (Daphne du Maurier) اقتباس شده، شاهکاریه. بازیگرانی مثل راد تیلور، تیپی هدرن، سوزان پلشت، جسیکا تندی، ورونیکا کارت‌رایت و اتل گریفیس در اون بازی می‌کنن. فیلمبرداری کار رابرت برکس و تدوین هم بر عهده‌ی جورج توماسینی بوده. عشق مادری؟ طرد شدن بهتره یا دوست داشته شدن؟ وقتی حیوانات حمله می‌کنن! «پرندگان» تنها فیلم کاملاً ترسناکیه که آلفرد هیچکاک کارگردانی کرده و این مرد بزرگ موفق شده از چیزی که توی زندگی ما خیلی عادی و دوست‌داشتنیه، یعنی پرنده‌ها، نهایت وحشت رو بیرون بکشه! منتقدان امروزی هر چقدر دلشون می‌خواد می‌تونن بگن فیلم قدیمی شده، ولی این اصلاً از تجربه‌ی پر از اضطرابی که «پرندگان» هنوز هم می‌تونه ایجاد کنه کم نمی‌کنه؛ چه برسه به تاثیری که سال ۱۹۶۳ روی تماشاچی‌های سینما گذاشت! البته باید اعتراف کرد که توی تماشای تلویزیونی خیلی از جزئیات از دست می‌ره یا اون‌طور که باید به چشم نمیاد که واقعاً حیفه. اما آنی، هوا تاریک نیست! ماه کامله. روند داستان از نظر مسیر حرکت ساده‌ست. ملانی دنیلز (هدرن) که یه زن مرفه و شیکه، توی یه پرنده‌فروشی با میچ برنر (تیلور) خوش‌تیپ یه کل‌کل لفظی دوستانه پیدا می‌کنه. نتیجه‌اش این می‌شه که ملانی از روی شیطنت، یه جفت مرغ عشق می‌خره و راهی اقامتگاه آخر هفته‌ی میچ در بودگا بی می‌شه تا اونا رو به عنوان نشونه‌ای از زنانگی جسورانه‌اش بهش بده. اما با رسیدن به بودگا بی، انگار ملانی جرقه‌ای می‌شه برای پرنده‌های منطقه تا شروع به حمله به انسان‌ها کنن و خیلی زود این حملات شدت می‌گیره و بیشتر می‌شه... هیچکاک و هانتر هیچ دلیل یا پاسخی برای اتفاقات بودگا بی ارائه نمی‌دن (برای اینکه فضا مبهم بمونه، اواخر فیلم از طریق رادیو می‌فهمیم که شهرهای دیگه هم درگیر شدن) و پایان فیلم هم که معروفه به باز بودنش، که مخاطب رو مجبور می‌کنه خودش ایده‌ها رو کنار هم بچینه. هیچ موسیقی متنی توی فیلم نیست، به همین خاطر هیچکاک ترس و تنش رو از طریق تدوین، جلوه‌های پرنده‌ها و صداهای وحشتناک ایجاد می‌کنه. ریتم فیلم هم خیلی کلیدیه؛ حدود یک ساعت طول می‌کشه تا اوضاع واقعاً وحشتناک بشه. این انتظار بیننده رو لبه‌ی صندلی نگه می‌داره، ما واقعاً با شخصیت‌های اصلی آشنا می‌شیم (بازیگرها با هدایت هیچکاک عالی کار کردن) و بعد وحشت رها می‌شه. بی‌نقص. مهارت هیچکاک در خلق صحنه‌های موندگار اینجا کاملاً مشهوده. اون قفسه‌ی بازی بچه‌ها که اول یه کلاغ میاد، بعد کات می‌خوره به ملانی که روی نیمکت سیگار می‌کشه، دوباره برمی‌گرده به قفسه و حالا چهار تا کلاغ هستن، کات، برگشت، پنج تا کلاغ - هشت تا - و بعد یه «قتل‌عام کلاغ‌ها». اولین حمله پرنده‌ها توی جشن تولد، کیوسک تلفن، آشوب پمپ بنزین، پرنده‌هایی که بالای سقف مدرسه به پرواز درمی‌ان و اون نمای نقطه‌نظر (POV) وقتی که با یه پرنده بالای شهرِ تحت محاصره معلق هستیم؛ همه‌شون صحنه‌های فوق‌العاده‌ای هستن، درست مثل اوج کار یعنی اون سکوت وهم‌انگیزی که فینالِ نفس‌گیر فیلم رو همراهی می‌کنه. نمادها فراوونن، از مادرها گرفته تا مسائل جنسی، از ظروف شکسته تا شیشه و ترس از رها شدن؛ هیچکاک حسابی خوش می‌گذرونه، مخصوصاً با تعاملات انسانی، یا نبودشون در بعضی صحنه‌ها. این فیلمی هست که داد می‌زنه منو تحلیل کنید، و این دقیقاً همون چیزیه که کارگردان می‌خواد؛ در عین حال یه فیلم ترسناک جذاب و یه معمای زیرکانه هم هست. شاید ایده‌ی اولیه‌اش برای یه فیلم احمقانه به نظر می‌رسید و بعضی‌ها فکر می‌کردن هیچکاک موج فیلم‌های موجودات ترسناک دهه‌ی ۵۰ رو از دست داده. اما «پرندگان» با افتخار به عنوان یه اثر هنری عالی از یه استاد واقعی ایستاده؛ یکی از آخرین کلاسیک‌های واقعی او که هنوز هم بعد از ۵۰ سال، بحث‌های تئوریک و وحشت بصری رو به یک اندازه برمی‌انگیزه. ۹ از ۱۰

2018-12-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

قطعاً یه سری تصاویر ترسناک داره و بازیگری‌ها هم اکثراً قابل قبول بود، و فکر کنم به عنوان یه فیلم ترسناک-هیجانی رده B جواب می‌ده، اما من هیچ‌وقت پرنده‌ها رو اونقدرها هم ترسناک ندیدم. احتمالاً جزو ضعیف‌ترین فیلم‌های هیچکاک بود که تا حالا دیدم. **۳.۲۵/۵**

2020-09-12


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

یه فیلم ترسناک معرکه! اصلاً یه فیلم معرکه! ولی برداشت من اینه که «پرندگان» واقعاً درباره‌ی پرنده‌ها نیست. برای من این فیلم همه‌اش درباره‌ی شخصیت‌ها، داستان‌هاشون و پیدا کردن چیزیه که انتظار نداشتن توی همدیگه پیدا کنن. اونا برام واقعی بودن، در کنار رابطه‌شون با همدیگه تکامل پیدا کردن و تغییر کردن. در نهایت، با اینکه دارن جهنم رو تجربه می‌کنن، موفق شدن به یه جور آرامش و سرانجام برسن.

2021-05-16