فرار بزرگ
بر اساس یک داستان واقعی؛ گروهی از اسرای جنگی متفقین که در فرار مهارت دارند، همگی در یک اردوگاه «ضد فرار» زندانی میشوند. رهبر آنها تصمیم میگیرد تا نقشه فرار صدها نفر را به طور همزمان اجرا کند. نیمه اول فیلم حال و هوای کمدی دارد، زیرا زندانیان با زیرکی نگهبانان خود را فریب میدهند تا تونل فرار را حفر کنند. نیمه دوم به یک ماجراجویی پرهیجان تبدیل میشود، چرا که آنها برای خروج از اروپای اشغالی از هواپیما، قطار و قایق استفاده میکنند.
سال انتشار: 1963 کارگردان: John Sturges ژانر: Adventure، Drama، Thriller نویسندگان: Paul Brickhill، James Clavell، W.R. Burnett امتیاز: 8.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فقط عالی نیست، واقعاً باشکوهه! «یه لحظه صبر کن، جدی داری میگی اگه من از سیمخاردارها رد بشم و همه جا رو چک کنم و گیر نیفتم، بعدش خودم رو تسلیم کنم تا بندازنم انفرادی که بتونی اطلاعاتی که لازم داری رو به دست بیاری؟» هوشمندانه، شوخطبعانه و با کارگردانی ماهرانه جان استرجز (John Sturges)؛ فرار بزرگ به عنوان یک اثر محبوب خانوادگی با تیمی از بازیگران بزرگ، در طول زمان ماندگار شده. فیلم بر اساس گزارشهای واقعی از فرار دستهجمعی سربازان متفقین از اردوگاه اسرای آلمانی در سال ۱۹۴۲ ساخته شده و از ابتدا تا انتها تماشاگر رو درگیر میکنه، که بخش زیادی از اون مدیون شخصیتهای متنوع و جذابیه که میبینیم. ما از لحظه ورودشون به اردوگاه تا اون پایان خیرهکننده همراهشون هستیم و با خوشحالی باید بگم که هیچکدوم از بازیگرها کم نمیذارن؛ همهشون برای استرجزِ باهوش و قدرندیده، عالی کار کردن. چندین سکانس فوقالعاده در کنار موسیقی متن بینظیر المر برنستاین (Elmer Bernstein) باعث میشه هیجان فیلم هیچوقت فروکش نکنه. در کنار طنزهای شیطنتآمیز، تنش ملموسی وجود داره که این اثر رو به یکی از بهترین فیلمها در سبک خودش و اصلاً یکی از بهترین فیلمهای تاریخ تبدیل میکنه. استرجز و نویسندههاش، جیمز کلاول و دبلیو. آر. برنت، فیلم رو از کتاب پل بریکهیل اقتباس کردن؛ کسی که خودش تجربه حضور در اردوگاه فوقامنیتی «استالاگ لوفت ۳» رو داشته، یعنی همون جایی که ایده فرار بزرگ ازش اومده. استرجز شیفته این داستان بود و بعد از ده سال تلاش بیوقفه بالاخره تونست اون رو روی پرده بیاره. موفقیت فیلم وسترن «هفت دلاور» در سه سال قبلش، به استرجز این امکان رو داد تا رویای خودش رو محقق کنه و نتیجهاش اثریه که هنوز هم نسلهای جدید رو مجذوب میکنه. تیم بازیگری از چهرههای برجسته و قهرمانان نمادین تشکیل شده: استیو مککوئین (که حس میشه برای جذب مخاطب آمریکایی انتخاب شده)، ریچارد اتنبرو، چارلز برانسون، جیمز دونالد، دونالد پلیسنس، جیمز کابرن، جیمز گارنر، دیوید مککالوم، جان لیتون و گوردون جکسون. لیست خیلی ردیفیه، اما نباید از تاثیر هانس مسمر در نقش فرمانده اردوگاه، سرهنگ فون لوگر، غافل شد. صحنههای او کیفیت انسانی واقعی داره که جنبه نرمتری از آلمان رو نسبت به اون دیکتاتور معروف نشون میده؛ نویسندهها با هوشمندی و به درستی، کل یک ملت رو با یک چوب نزدن. یه فیلم فوقالعاده درگیرکننده که احساسات رو با یه داستان پر از اکشن و تعلیق ترکیب کرده. ۱۰ از ۱۰
2019-09-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دیگه نمیتونم این فیلم رو تماشا کنم. فیلم سرگرمکنندهایه، از اونهایی که پدرم وقتی بچه بودم مجبورم میکرد ببینم و منم عاشقش بودم... تا اینکه ادی ایزارد (Eddie Izzard) گند زد بهش برام! حالا هر وقت سعی میکنم ببینمش، فقط به استندآپ اون فکر میکنم. فکر کنم توی برنامه «Dressed to Kill» یا شاید «Circle» بود، اما هر کدوم که بود، نشون میده چقدر یه نفر میتونه خندهدار باشه که با مسخره کردن یه فیلم کلاسیک، اون رو برای همیشه برات خراب کنه چون شوخیهاش از خود فیلم بهتره. به هر حال، ایزارد حرف حساب میزد، برای همین منصفانه است که هر وقت فیلم رو میبینم یاد اون بیفتم. اون شخصیت استیو مککوئین رو تبدیل به یه جوک کرد و من بابت این عاشقشم. اما اگه استندآپش رو ندیدید، فیلم خیلی مفرّحیه. به خوبیِ «استالاگ ۱۳» نیست، اما بیشتر اکشنه و خب، با اینکه ایزارد راست میگفت، هنوزم فیلم جذابیه.
2023-01-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم تعریف واقعی یک تیم بازیگری پر ستاره است (هرچند همهشون مرد هستن)؛ نمایشی گیرا از اینکه آدمها وقتی زندانی میشن و با آیندهای تاریک روبرو هستن، چقدر میتونن خلاق و باهوش باشن. هر شخصیت در این درام جنگی، ویژگی متفاوتی به این مجموعه اضافه میکنه. ریچارد اتنبرو در نقش کسی بازی میکنه که با فرارهای مکررش حسابی روی اعصاب نگهبانان نازی راه میره؛ اون سازمان «X» رو راه میاندازه تا هر نقشه ممکنی رو برای فراری دادن آدمها از این اردوگاه فوقامنیتی که مثلاً غیرقابل فراره، اجرا کنه. استیو مککوئین یک اتحاد غیرمنتظره با آنگوس لنی (ملقب به موش کور) تشکیل میده؛ جیمز گارنر (مرد همهفنحریف) با دونالد پلیسنس که یک جاعل حرفهای و عاشق چای خوردنه و بیناییاش داره به سرعت ضعیف میشه، همراه میشه. چارلز برانسون، جیمز کابرن و کلی بازیگر باسابقه بریتانیایی به این پروژه با سبکی خشن، گاهی خندهدار اما در نهایت مصمم، جان میدن. هانس مسمر در نقش «فرمانده» هم شایسته تقدیره، چون به نظر میرسه هنوز به برخی اصول اولیه انسانیت پایبنده و سعی میکنه جلوی گشتاپو رو برای اجرای راهحلهای وحشیانهشون بگیره. المر برنستاین هم با اون موسیقی متن معرکهاش همه چیز رو تکمیل کرده. فیلم طولانیه، بله، اما حداقل مطمئنیم که در آخرش آزاد میشیم...
2024-06-01