One Potato, Two Potato
جو کالن به دلیل روحیه ماجراجویش، همسرش جولی و دختر نوزادشان الن ماری را رها کرده و از آمریکا به آمریکای جنوبی میرود تا در یک اردوگاه معدنی کار کند. پس از آنکه جو دیگر نامهای نمینویسد و پولی نمیفرستد، جولی که از زندگی زناشویی سابقش ناراضی بوده و امیدی به بازگشت جو ندارد، تقاضای طلاق میدهد. او به همراه الن ماری به شهر هاوارد نقلمکان میکند تا در بخش حسابداری کارخانه هاوارد زندگی جدیدی را آغاز کند. او در هاوارد با همکارش فرانک ریچاردز آشنا و دوست میشود؛ دوستی و علاقهای که آرامآرام به یک رابطه عاشقانه تبدیل میشود. با وجود برخی مخالفتها از سوی خانواده فرانک، بهویژه پدرش، فرانک و جولی با هم ازدواج میکنند. در این میان فرانک به تنها پدری تبدیل میشود که الن ماری در طول زندگیاش شناخته است، آن هم پدری دلسوز و مهربان. پس از آنکه جولی و فرانک صاحب فرزند خود میشوند (پسری که به یاد پدر فرانک، ویلیام نامیده میشود)، جو چهار سال پس از رفتنش بازمیگردد و تنها خواهان برقراری ارتباط با الن ماری است که حالا نوجوانی شده است. اما جو پس از دیدن زندگی جدید جولی، تصمیمش عوض میشود و به جای ارتباط ساده، برای گرفتن حضانت کامل دخترش شکایت میکند. تنها چالش اصلی داستان، چه در مخالفت اولیه پدر فرانک با این ازدواج و چه در درخواست جو برای حضانت کامل، این است که جولی، جو و در نتیجه الن ماری سفیدپوست هستند، در حالی که فرانک سیاهپوست است.
سال انتشار: 1964 کارگردان: Larry Peerce ژانر: Drama نویسندگان: Raphael Hayes، Orville H. Hampton امتیاز: 7.2