گلوله آتشین

گلوله آتشین

جیمز باند در چهارمین مأموریت خود به دنبال بازیابی دو کلاهک جنگی دزدیده شده است. این کلاهک‌ها توسط سازمان SPECTRE ربوده شده‌اند و جهان به گروگان گرفته شده است. باند به ناسائو، باهاما می‌رود. در آنجا با دومینو آشنا می‌شود و مجبور می‌شود در کشتی امیل لارگو، مأمور SPECTRE، به نام دیسکو ولانته، وارد یک رویارویی هیجان‌انگیز شود.

سال انتشار: 1965 کارگردان: Terence Young ژانر: Action، Adventure، Thriller نویسندگان: Richard Maibaum، John Hopkins، Jack Whittingham امتیاز: 6.9

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

قربان، با احترام درخواست می‌کنم مأموریت من را به ناسائو تغییر دهید.
«گلوله آتشین» (Thunderball) به کارگردانی ترنس یانگ (Terence Young) است و فیلمنامه آن را ریچارد مایبام (Richard Maibaum) و جان هاپکینز (John Hopkins) بر اساس داستانی از کوین مک‌کلوری (Kevin McClory)، جک ویتینگهام (Jack Whittingham) و یان فلمینگ (Ian Fleming) اقتباس کرده‌اند. شان کانری (Sean Connery)، آدولفو چلی (Adolfo Celi)، کلودین اوژه (Claudine Auger)، ریک ون ناتر (Rick Van Nutter) و مارتین بسویک (Martine Beswick) در آن بازی می‌کنند. موسیقی متن توسط جان بری (John Barry) و فیلمبرداری توسط تد مور (Ted Moore) انجام شده است.
در چهارمین حضور جیمز باند (کانری)، مأمور ۰۰۷ برای خنثی کردن عملیات امیلیو لارگو (چلی)، مأمور شماره ۲ SPECTRE، به باهاما فرستاده می‌شود. لارگو دو بمب اتمی ناتو را ربوده و در ازای آن باج‌های هنگفتی می‌خواهد. اگر شرایطش برآورده نشود، شهرهای بزرگ را منفجر خواهد کرد.
قرار بود این فیلم اولین فیلم جیمز باند باشد، اما «گلوله آتشین» درگیر یک نبرد حقوقی طولانی بین کوین مک‌کلوری، جک ویتینگهام و یان فلمینگ شد. در نهایت، توافقی خارج از دادگاه حاصل شد و «گلوله آتشین» در سال ۱۹۶۵ به سینماها آمد.
پس از موفقیت عظیم «گلدفینگر» (Goldfinger) و تبدیل شدن باند به یک پدیده فرهنگ عامه، تهیه‌کنندگان آلبرت بروکلی (Albert Broccoli) و هری سالتزمن (Harry Saltzman) می‌دانستند که باید سطح کار را بالا ببرند تا باند در اوج بماند. آن‌ها همچنین به خوبی آگاه بودند که مقلدان زیادی در فیلم و تلویزیون در حال ظهور بودند. این حقایق باعث شد باند به سمت حماسی شدن برود و تهیه‌کنندگان رویکرد «هر چه بیشتر، بهتر» را در پیش گرفتند. با این حال، «گلوله آتشین» یک قدم قابل توجه پایین‌تر از «گلدفینگر» است.
مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر باند، «گلوله آتشین» نظرات طرفداران را دو قطبی می‌کند. برخی خوشحالند که ارزش سرگرمی محض، تکیه بر سخت‌افزار و گجت‌ها را به عنوان کمکی به شخصیت باند می‌بینند و نه مانعی برای ارزش انسانی او. از نظر فنی، فیلم اغلب استثنایی است، چه در زیر آب و چه روی آن. کارگردان یانگ واقعاً کیفیت باندگونه‌ای خلق کرده است. مکان‌های عجیب و غریب باهاما توسط تد مور به زیبایی به تصویر کشیده شده‌اند، موسیقی پر سر و صدای بری یکی از بهترین کارهای او برای فیلم‌های باند است و کانری کاریزما در فراوانی دارد. دختران فیلم نیز دلربا هستند، به خصوص اوژه که با جذابیت جنسی خود واقعاً می‌درخشد. تعاملات باند با M، Q و فلیکس لایتر (ناتر بسیار لذت‌بخش و کاریزماتیک‌تر از سِک لیندر در گلدفینگر است) به خوبی نوشته و اجرا شده است.
و برای کسانی که عاشق گجت‌ها و بدلکاری‌های جسورانه هستند؟ «گلوله آتشین» با مجموعه وسایل نقلیه ترفنددار، سلاح‌های زیر آب، ابزارها و قرص‌های رادیواکتیو خود عالی عمل می‌کند! بدون شک بودجه نزدیک به ۶ میلیون دلاری کاملاً روی پرده دیده می‌شود.
یت برای طرفداران دیگر، و من در این دسته قرار می‌گیرم، این فیلم ایرادات زیادی دارد که نمی‌توان آن را یکی از آثار بزرگ دانست. در حالی که غیرقابل انکار است که وقتی به اوج می‌رسد، به شدت هیجان‌انگیز است (نبرد طولانی زیر آب یک درخشش خیره‌کننده است)، اما بخش‌های کند زیادی در طول زمان طولانی فیلم وجود دارد. خود یانگ افسوس می‌خورد که به دلیل ساختار داستان نتوانسته سرعت مناسبی به فیلم بدهد.
مشکل اصلی دیگر برای من چلی در نقش لارگو است. از نظر بصری با موهای سفید و چشم‌بندش خیره‌کننده است، کاملاً شبیه یک شرور به نظر می‌رسد، اما از نظر فیزیکی اشتباه است و نمی‌توان او را به عنوان مردی پذیرفت که نه تنها می‌تواند با باند درگیر شود، بلکه بر او غلبه کند! همچنین، پایان‌بندی فاقد شکوهی است که به کسانی که بیش از ۲ ساعت پای فیلم نشسته‌اند، پاداش دهد.
اما من چه می‌دانم؟ فیلم ۱۴۱ میلیون دلار خیره‌کننده در گیشه فروش داشت! و تعصبی که با «گلدفینگر» شروع شده بود، اکنون به ابعاد حماسی رسیده بود. رویکرد «هر چه بیشتر، بهتر» برای سازندگان جواب داد و تضمین کرد که باند فعلاً در همین مسیر حماسی و پر از جلوه‌های گجتی باقی بماند.
البته کانری خوشحال نبود، او نگرانی‌های خود را در مورد بی‌شخصیت شدن باند ابراز کرده بود، در حالی که از جنون پیرامون فیلم‌ها و نقش خود در آن‌ها متنفر بود. او برای قسمت بعدی، «فقط دو بار زندگی می‌کنی» (You Only Live Twice)، بازگشت، اما سؤال این بود که آیا این آخرین اجرای او در نقش باند خواهد بود؟ ۷/۱۰

2015-10-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

مقایسه فیلم‌های اولیه جیمز باند با فیلم‌های بعدی می‌تواند سخت و نه چندان مفید باشد. شخصیت‌های زن فراتر از صرفاً تزئینی و جالب‌تر می‌شوند، داستان‌ها پیچیده‌تر، شرورها کمتر کلیشه‌ای و جلوه‌های ویژه بهتر و بهتر می‌شوند.
با گفتن همه این‌ها، باید اعتراف کنم که من «گلوله آتشین» را از هرگونه انتقاد یا مقایسه‌ای معاف می‌کنم، به یک دلیل نسبتاً عجیب و شخصی، و نه فقط به این دلیل که شان کانری را دوست دارم!
در دوران نوجوانی، آلبوم موسیقی متن «گلوله آتشین» را به نوعی به ارث بردم، یا از پدرم یا برادر بزرگترم. این خیلی قبل از آن بود که فیلم را ببینم. به جز آهنگ اصلی تام جونز (Tom Jones)، آلبوم کاملاً بی‌کلام است و من هنگام انجام تکالیف مدرسه، یا مطالعه، یا نوشتن داستان‌های کوتاه و بعداً رمان، آلبوم را پخش می‌کردم. تعجب می‌کنم که شیارهای صفحه را از بین نبردم. بعداً سلیقه من به سمت موسیقی بی‌کلام نیو ایج و در نهایت موسیقی امبینت (Ambient) رفت.
کجا بودم؟ آهان، پس وقتی بالاخره «گلوله آتشین» را تماشا کردم، هر وقت موسیقی پس‌زمینه پخش می‌شد، آن را می‌شناختم. بنابراین، من این فیلم را به شکلی دوست داشتم که هرگز در مورد سایر فیلم‌های جیمز باند تجربه نکردم.
اعتراف می‌کنم که نمی‌دانم این موضوع چقدر به بینندگان احتمالی کمک می‌کند، بنابراین اضافه می‌کنم که اگر فیلم‌های جدیدتر باند برای سلیقه شما بیش از حد براق و شبیه به هم به نظر می‌رسند، «گلوله آتشین» حیوان کمی متفاوتی است، بنابراین ممکن است از آن لذت ببرید. و آیا اشاره کردم که شان کانری در آن بازی می‌کند؟

2020-08-29


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

_**ماجراجویی زیر آب جیمز باند با بهترین بازیگران زن**_
پس از دزدیده شدن چند بمب اتمی از نیروی هوایی سلطنتی، مأمور ۰۰۷ (شان کانری) به ناسائو، باهاما سفر می‌کند تا با امیل لارگو (آدولفو چلی)، مأمور SPECTRE، و همدست زن فتنه‌گرش (لوسیانا پالوتزی/Luciana Paluzzi) درگیر شود. کلودین اوژه (Claudine Auger) نیز در نقش زن ساده‌دل لارگو حضور دارد.
«گلوله آتشین» (۱۹۶۵) به دلیل دسیسه‌های جالب، آهنگ اصلی که توسط تام جونز خوانده شده، و بهترین گروه بازیگران زن در این مجموعه، یکی از فیلم‌های مورد علاقه من در دوران بازی کانری است. علاوه بر لوسیانا پالوتزی (فیونا) و کلودین اوژه (دومینو)، مولی پیترز (Molly Peters) در نقش یک ماساژور جذاب در یک کلینیک بهداشتی بازی می‌کند، در حالی که مارتین بسویک (Martine Beswick) خوش‌اندام در نقش یک مأمور MI6 در باهاما حضور دارد (بسویک قبلاً در «از روسیه با عشق» در نقش یکی از زنان کولی مبارز ظاهر شده بود).
تعجب کردم که بخش عمده فیلم در باهاما اتفاق می‌افتد، زیرا «دکتر نو» (Dr. No) (۱۹۶۲) بیشتر در جامائیکا، که ۴۰۰ مایل در جنوب دریای کارائیب است، جریان داشت. برای کسانی که علاقه‌مند هستند، «گلوله آتشین» در سال ۱۹۸۳ به صورت غیررسمی با عنوان «هرگز نگو هرگز دوباره» (Never Say Never Again) بازسازی شد که آخرین حضور کانری در نقش ۰۰۷ بود. من این نسخه را ترجیح می‌دهم، که موفق‌ترین فیلم باند در دهه ۶۰ (در گیشه) بود، اما «هرگز نگو هرگز دوباره» ارزش دیدن دارد، حتی اگر به اندازه «اختاپوسی» (Octopussy) پویای راجر مور (Roger Moore) جاه‌طلب نباشد.
مدت زمان فیلم ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه است و در شاتو دانه (Château d'Anet)، آنه (صحنه آغازین) و پاریس، فرانسه؛ انگلستان؛ و باهاما فیلمبرداری شده است. نمره: A-

2021-05-25


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

**«گلوله آتشین» تمام تلاش خود را می‌کند و جیمز باند را با سکانس‌های اکشن بزرگ‌تر، گجت‌های جدید، شرورهای مرگبار و مکان‌های زیبا به اوج‌های جدیدی (و اعماق) می‌برد. «گلوله آتشین» اوج باند دهه ۶۰ است!**
«گلوله آتشین» فیلم مورد علاقه من از مجموعه جیمز باند با بازی شان کانری است. چطور می‌تواند نباشد؟ با فرمول باند که بالاخره تثبیت شده، «گلوله آتشین» همه چیز را به سطح بالاتری می‌برد! با بازگشت شان کانری در نقش مأمور مخفی خوش‌تیپ، زن فتنه‌گر شرور فیونا، دختر باند خیره‌کننده کلودین اوژه در نقش دومینو، یک آدم بد با چشم‌بند، نبردهای اوج‌گیرنده زیر آب، جت‌پک‌ها، تله‌های کوسه شیطانی، سواحل زیبای باهاما، و تام جونز که آهنگ «گلوله آتشین» را می‌خواند، چهارمین قسمت کانری در نقش باند یک سواری پر از هیجان، پر زرق و برق و عالی است. تمام جذابیت و زرق و برق دهه ۶۰ در هر جنبه‌ای از فیلم نفوذ کرده و مقدار زیادی جذابیت کلاسیک احمقانه (و چند اظهارنظر ناجور که امروزه خیلی از نظر سیاسی درست نیستند) ایجاد می‌کند. «گلوله آتشین» همه چیز را تا یازده بالا برد و کلی سرگرمی و کلی کلیشه فیلم‌های جاسوسی برای دهه‌های آینده خلق کرد.

2022-11-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

این قطعاً آخرین فیلم از فیلم‌های کلاسیک ۰۰۷ است. این آخرین باری است که ۰۰۷ را به عنوان قاتل سنگدلی که هست، می‌بینیم. آخرین باری که باندی را می‌بینیم که تنها دلیل خوب بودن او این است که در کدام طرف قرار دارد، نه اینکه واقعاً چه کسی است. در فیلم‌های بعدی او را ابزاری کُند می‌نامند، اما در این فیلم او واقعاً هنوز همان است. او هنوز ماشه‌کش است. او هنوز هیچ احترامی برای جان انسان‌ها قائل نیست و تنها دغدغه‌اش مأموریت است. پس از این، وارد دوران ۰۰۷ احمق می‌شویم، با یک وقفه برای لیزنبی (Lazenby) که در مرز حرکت کرد و بیشتر شبیه کانری بود تا مور (Moore). و در حالی که باندهای احمق هنوز جذابیت خود را دارند (و به من اعتماد کنید، من هنوز آن‌ها را دوست دارم)، این مجموعه هرگز دوباره به این اندازه کشنده یا باحال به نظر نرسید.
اما، مطمئن باشید، این همچنین ۰۰۷ است که در آن جلوه‌های ویژه و بدلکاری‌های اغراق‌آمیز معرفی شدند و بعداً به یک کلیشه بسیار محبوب ۰۰۷ تبدیل شدند. بنابراین این فیلم به عنوان پلی بین ۰۰۷ کلاسیک و معاصر عمل می‌کند، و هر چقدر هم که هر دوی آن‌ها را دوست داشته باشم، ۰۰۷ کلاسیک را کمی بیشتر دوست دارم.

2023-01-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

این دوران اوج باند است. ما همه چیز را داریم. زنان خیره‌کننده، گجت‌های عالی، اکشن بدون توقف، شوخ‌طبعی، و مناظر عجیب و غریبی که فیلم‌های ۰۰۷ را بسیار نمادین می‌کنند. ما همچنین دو مورد از بهترین مرگ‌های دستیاران شرور در تاریخ فیلم‌های ۰۰۷، و شاید در تاریخ سینما، را داریم. ترور در اتاق هیئت مدیره برجسته است، زیرا ما از روی رفتار یکی از آن دو مرد می‌فهمیم که کدام یک اختلاس‌گر است. مردان بی‌گناه نمی‌دانند چگونه بی‌گناهی خود را ثابت کنند، و بنابراین عرق می‌کنند. این مرد گناهکار است که فکر می‌کند رد پایش را پوشانده است. مرگ دستیار دیگر، «کوئیست» (Quist) ماهی کوچک، در صحنه‌ای وحشیانه و درخشان اتفاق می‌افتد.
صحنه نبرد زیر آب تا به امروز به عنوان پر اکشن‌ترین و بهترین صحنه اکشن زیر آب در تاریخ سینما باقی مانده است. چیزهای دیگری هم در این فیلم وجود دارد که توضیح دادنشان ده صفحه طول می‌کشد. همین بس که بگویم این فیلم جزو پنج فیلم برتر ۰۰۷ است. من آن را تقریباً هم‌رده «گلدفینگر» قرار می‌دهم. «گلدفینگر» جذابیت بیشتری دارد، در حالی که «گلوله آتشین» هیجان و اکشن بیشتری دارد. معمولاً «گلدفینگر» را چهارم و این یکی را سوم رتبه‌بندی می‌کنم، اما مدام نظرم عوض می‌شود.

2023-04-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

اگرچه او به اندازه «اوریک گلدفینگر» (Auric Goldfinger) جاه‌طلب نیست؛ آدولفو چلی (Adolfo Celi) در اینجا در نقش «لارگو» – مأمور اسپکتر که مسئول جاه‌طلبانه‌ترین مأموریت آن‌ها تا به امروز است – عالی است. برنامه‌ریزی دقیق زیادی برای طرح آن‌ها برای ربودن یک هواپیمای RAF حامل موشک‌های هسته‌ای انجام شده است که قصد دارند با آن دنیا را باج‌خواهی کنند. «اِم» (برنارد لی/Bernard Lee) مأمور «۰۰۷» (شان کانری) را برای تحقیق اعزام می‌کند، سفری جهانی که در نهایت به دریای کارائیب ختم می‌شود.
فیلم سرشار از سرعت و جذابیت جنسی است؛ داستان احتمالاً بهترین اقتباس از آثار اصلی یان فلمینگ (توسط ریچارد مایبام) است و نیم ساعت آخر ما را با کوسه‌ها و غواصان مجهز به نیزه‌های مرگبار؛ جت‌های زیر آب و در نهایت یک تعقیب و گریز قایقی عالی با سوپرقایق اصلی – «دیسکو ولانته» (Disco Volante) – درگیر می‌کند. کلودین اوژه در نقش «دومینو» یکی از دختران باند مورد علاقه و سرسخت من است – با کلی نگرش و جذابیت و فقط کمی شیطنت از جانب خودش؛ و شخصیت‌پردازی‌ها در کل به اندازه کافی غنی هستند تا یک ماجراجویی اکشن واقعاً برتر و خوش‌ساخت را به ما ارائه دهند که با یک تم موسیقی هیجان‌انگیز از جان بری، دان بلک (Don Black) و تام جونز فوق‌العاده تکمیل شده است.

2024-05-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

«گلوله آتشین» قطعاً یکی از بدترین فیلم‌های باند است، بعد از پرده اول هیچ اتفاق هیجان‌انگیزی نمی‌افتد و نسبتاً خسته‌کننده است.

2024-11-15