Küß mich, Monster
کمپانی «بلو آندرگراند» با افتخار این هجویه جاسوسی سایکدلیک را با حضور زوج کارآگاه جذاب و جسور، «لبهای سرخ»، تقدیم میکند! در فیلم «مرا ببوس هیولا»، این دو دختر در حین کار در تور جهانی استریپتیز دیده میشوند؛ اما هنوز پایشان به استیج نرسیده که تا خرخره درگیر جنازهها، شیطانپرستان و سادیسمیها میشوند که همگی به دنبال فرمولی محرمانه برای شبیهسازی انسان هستند! اما حتی اگر «لبهای سرخ» زودتر به این فرمول برسند، آیا باز هم میتوانند از خطراتی که در هر گوشه کمین کرده جان سالم به در ببرند؟
سال انتشار: 1969 کارگردان: Jesús Franco ژانر: Adventure، Horror، Mystery نویسندگان: Jesús Franco، Luis Revenga، Gert Günther Hoffmann امتیاز: 4.4راهنمای والدین Küß mich, Monster
نقدها و نظرات
Wuchak (منتقد)
این فیلم که در سال ۱۹۶۹ منتشر شده و خسوس فرانکو (Jesús Franco) نویسندگی و کارگردانیاش را به عهده داشته، با بازی ژانین رینو (Diana) و روزانا یانی (Regina) در نقش دو کارآگاه گروه «لبهای سرخ» روایت میشود که به دنبال دکتر بلتران مفقودشده هستند؛ دکتری که فرمولی برای شبیهسازی ابرانسانهایی با هوش سگ درست کرده است. مخبرهای اصلی مدام کشته میشوند، بنابراین دخترها با هویت مبدل به عنوان اجراکنندههای کلاب شبانه به جزیرهای در سواحل اسپانیا میروند و دل یکی از کلهگندهها به نام اریک ویکاس (Adrian Hoven) را به دست میآورند که گمان میکنند دستی در این قتلها و ناپدید شدن دکتر دارد.
فرانکو، که فیلمهایش را فلهای و سریع میساخت، فقط در سال ۱۹۶۹ هفت تا فیلم داد بیرون؛ از جمله همین اثر که در عرض ۲۴ روز در ماههای اوت و سپتامبر ۱۹۶۷ فیلمبرداری شد. این دومین قسمت از یک مجموعه دوگانه با محوریت این زوج کارآگاه است (اولی «اروتیکای سادیست» بود که اوایل همان سال اکران شد). از بس فیلم سرهمبندیشده و با عجله جمع شده، پیرنگ داستانی تقریباً غیرقابل فهم است، مگر اینکه از قبل بدانید ماجرا چیست (مثل خلاصهای که بالا گفتم). مشکل دیگر، دوبله بسیار افتضاح است که اولاً اصلاً با لب و دهان بازیگرها هماهنگ نیست و ثانیاً لحنش با اتفاقات روی پرده نمیخواند.
اما اگر بتوانید از این ایرادها چشمپوشی کنید، چیزهایی برای لذت بردن در این پارودی/ماجراجویی جاسوسی پیدا میشود؛ فیلمی که شبیه ترکیبی از آثار اواخر دهه ۶۰ مثل «فاثوم» (Fathom) با بازی راکوییل ولش و «فراتر از دره عروسکها» (Beyond the Valley of the Dolls) است، هرچند به خاطر مشکلاتی که گفتم از هر دوی آنها ضعیفتر عمل میکند. از نقاط مثبتش میتوان به لوکیشنهای ساحلی اسپانیا، موسیقی متن ریتمیک و باحالِ مبتنی بر سازهای کوبهای، حسوحال جذاب اواخر دهه ۶۰ و چند بازیگر زن خوشچهره آن دوران اشاره کرد. راستی رینو موقع فیلمبرداری ۳۷ سالش بود و یانی ۲۹ سال. راستش هیچکدام خیلی نظر من را جلب نکردند، اما از نظر جذابیت قطعا رینو را ترجیح میدهم. متأسفانه بهجز چند دست لباس خاص، لباسهای دهه شصتی تنشان چندان به دل نمینشیند.
مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه است و در اسپانیا فیلمبرداری شده (به جز بخشی که در مونیخ آلمان ضبط شد).
نویسندگان همکار: لوئیس رِوِنگا و کارل هاینز مانشن.
نمره: -C