۲۰۰۱: اُدیسهی فضایی
«۲۰۰۱» داستانی درباره تکامل است. در گذشتهای دور، موجود یا چیزی با قرار دادن یک تکسنگ (Monolith) روی زمین (و احتمالاً جاهای دیگر جهان)، به روند تکامل شتاب میبخشد. تکامل در نهایت به بشر اجازه میدهد تا به سطح ماه برسد؛ جایی که تکسنگ دیگری پیدا میشود که به سازندگانش سیگنال میدهد که بشریت تا این حد تکامل یافته است. اکنون رقابتی بین کامپیوترها (HAL) و انسان (Bowman) برای رسیدن به سازندگان این تکسنگها آغاز میشود. برنده این رقابت، به مرحله بعدی تکامل دست خواهد یافت، هر چه که باشد.
سال انتشار: 1968 کارگردان: Stanley Kubrick ژانر: Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Stanley Kubrick، Arthur C. Clarke امتیاز: 8.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
توی کل فیلم کلی پیشبینی عالی وجود داره که به نوآوریهای آینده اشاره میکنه (باورتون میشه فیلم مال سال ۱۹۶۸ باشه؟). شاید همهشون رو پیدا نکرده باشم چون هر دفعه موقع دیدنش خوابم میبره، ولی بازم تلاشم رو میکنم که همهشون رو کشف کنم.
2013-12-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به نظر من باید به این فیلم گفت یک نمایش مدرنیستی، هرچند در قالب فیلم ارائه شده. با اینکه ممکنه «خستهکننده» به نظر بیاد، اما مجبورتون میکنه دوباره فکر کنید که یک فیلم دو ساعته تا چه سطح فلسفیای میتونه پیش بره. تمرکز روی سوالاتی درباره زندگی، هوش و زمان، خیلی بیشتر از بخش علمی-تخیلی فیلم ارزش توجه داره (هرچند جلوههای ویژه این فیلم همین الانش هم فرسنگها از زمان خودش جلوتره).
2017-09-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هشتمین مورد از عجایب هفتگانه جهان. از وقتی بچه بودم تا حالا راحت بالای ۳۰ بار دیدمش. حرف جدیدی برای گفتن نیست؛ فقط میخواستم من هم به اقیانوس تشویقها برای محبوبترین اثر عمرم اضافه بشم. تنها فیلمی که بدون شک بینقصه، پاسخی به این سوال که آیا زندگی ارزش زیستن داره، بزرگترین دستاورد بشر؛ ۲۰۰۱ یک ادیسه فضایی معرکه.
2018-05-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تازگیها که نسخه Ultra HD Blu-ray این فیلم اومد خریدمش، صرفاً چون توی کلکسیونم نبود و برای منی که طرفدار علمی-تخیلی هستم، نداشتن ۲۰۰۱ اصلاً پذیرفتنی نبود. این فیلمی هست که تقریباً تماماً روی جلوههای بصری تکیه داره. میشه گفت یه سمفونی بصریه، اگه منظورم رو متوجه بشید. برای همین هم روی فیلم ۷۰ میلیمتری و با صدای استریو ۶ کاناله ضبط شده که اون زمان اتفاق خیلی بزرگی بود. به خاطر همین کیفیت بالا، انتقالش به Ultra HD واقعاً جواب داد، چون نسخههای اصلی حتی با اینکه فیلم مال ۱۹۶۸ بود، واقعاً کیفیت خوبی داشتن. یادمه بچه که بودم این فیلم رو دیدم و بدجوری تو ذوقم خورد. با خودم میگفتم بابا پس ماجراجوییش کو؟ اکشنش کجاست؟ امروز بیشتر میتونم درکش کنم. یه فیلم بصری خیرهکننده. همچنین الان بیشتر قدر این رو میدونم که فیلم سعی کرده از نظر علمی دقیق باشه، به جای اینکه فقط روی بخش تخیلی مانور بده. اون قسمتهایی که جاذبه (یا بهتر بگم نبودنش) رو نشون میدادن، برای اون زمان واقعاً تکنولوژی بالایی توی فیلمسازی محسوب میشد. الان که دوباره دیدمش متوجه شدم تمام مانیتورها تخت هستن، که اون موقع یه چیز خیلی آیندهنگرانه بود. در واقع حتی سال ۲۰۰۱ هم هنوز مانیتورها کاملاً تخت نشده بودن. با این حال، حتی امروز هم باید بگم که فیلم به طرز زجرآوری برام خستهکنندهست. دو ساعت و نیم زمانشه و خیلی خیلی کند پیش میره. مثلاً ۵۰ دقیقه طول میکشه تا واقعاً به بخش اصلی فیلم برسیم و وارد سفینه Discovery بشیم. هر چقدر هم جلوههای بصری عالی باشه، تحمل من برای خستگی هم حدی داره. توی ۳۰ دقیقه آخر، فیلم دیگه خیلی حالت روانگردان (Psychedelic) پیدا میکنه. اون قسمتی که Bowman (بومن) وارد گرداب یا همون دروازه ستارهای میشه، انگار تا ابد طول میکشه و آخرش هم فقط میشه یه مشت افکت رنگی که آدم رو سردرد میکنه. بخشهای پایانی فیلم با اون سه تا بومن در سنهای مختلف هم که کلاً عجیبه. خلاصه چون این یه نظر شخصی و غیرحرفهایه، نمیتونم بیشتر از ۳ از ۵ ستاره بهش بدم. اصلاً قصد نداشتم برای این فیلم نقد بنویسم، چون قبلاً همه حرفها دربارهش زده شده، اما بعد از خوندن اون اراجیف توی سایت Rotten Tomatoes نتونستم جلوی خودم رو بگیرم. اونجا نوشته: «یکی از تأثیرگذارترین و بحثبرانگیزترین فیلمهای علمی-تخیلی؛ ۲۰۰۱ استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) یک مراقبه ظریف و شاعرانه درباره نبوغ و حماقت بشریت است.» همه میدونن که راتن تومیتوز بدترین سایت امتیازدهی فیلمه و این به اصطلاح «منتقدها» یه مشت احمق از طبقه الیت فرهنگی هستن که در بهترین حالت دچار خودبزرگبینیان و در بدترین حالت یه مشت آدم با انگیزههای سیاسیان. آخه کجای این فیلم بحثبرانگیزه؟ واقعبین باشیم، اصلاً چیز جنجالیای نداره. فقط یه داستان تخیلی در آیندهست. بعد اون مزخرف «حماقت» دیگه چیه؟ اگه فیلم چیزی رو نشون بده، اون یه آینده خیلی بهتر از چیزیه که نصیبمون شد. آیندهای که سیاستمدارهاش ظاهراً دنبال پیشرفت علم و اکتشافات فضایی بودن، دقیقاً برعکس این آدمهایی که امروز فقط پول و اکسیژن هدر میدن. البته اگه بیش از حد قارچ سمی مصرف کرده باشید یا انگیزههای سیاسی داشته باشید، احتمالاً میتونید از هر فیلمی هر «تفسیر» و پیامی که دلتون میخواد دربیارید، ولی همهش چرنده. خب، اینم از نظر (بحثبرانگیز؟) من درباره ۲۰۰۱.
2019-01-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**علمی-تخیلی فضاییِ رمزآلود در قالب هنر سینما**_
کشف یک تکسنگ باستانی فرازمینی روی ماه منجر به ماموریتی به سمت مشتری میشود، اما فضانوردان با کامپیوتر سفینه یعنی HAL 9000 دچار مشکلات غیرمنتظرهای میشوند. William Sylvester (ویلیام سیلوستر) در ساعت اول نقش یکی از مقامات فضانوردی آمریکا را بازی میکند، در حالی که Keir Dullea (کیر دوله) و Gary Lockwood (گری لاکوود) در نیمه دوم نقش دو فضانورد فعال را ایفا میکنند.
فیلم «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» (۱۹۶۸) ساخته استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) (کارگردان و نویسنده) و آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke) (نویسنده)، یک اثر علمی-تخیلی هنری درباره تکامل انسان، تکنولوژی پیشرفته، شگفتیهای فضا، روزمرگی سفرهای فضایی، هوش مصنوعی و معمای حیات فرازمینی است. این فیلم عناصری از «سیاره میمونها» (Planet of the Apes) را که شش هفته زودتر اکران شده بود، با جنبههایی از «پیشتازان فضا: فیلم» (Star Trek: The Motion Picture) که یازده سال بعد آمد و مشخصاً از این اثر تأثیر گرفته بود، ترکیب میکند.
فیلم با «سپیدهدم بشر» به عنوان یک مقدمه کنجکاوکننده شروع میشود و بعد به قرن بیست و یکم پرش میکند؛ چیزی که طولانیترین «فلاشفوروارد» تاریخ سینما نامیده شده است. تصویرسازی سفرهای فضایی و زندگی در فضا کاملاً واقعی به نظر میرسد. اما «۲۰۰۱» از این جهت خاص است که تکنیکهای سنتی روایت سینمایی را رد میکند و اغلب یک تجربه غیرکلامی است، که باعث میشود برخی بینندگان مبهوت شوند و برخی دیگر حوصلهشان سر برود. این فیلم درباره هیجانهای معمول نیست، بلکه درباره یک حیرت دلهرهآور است. یک سرگرمی ساده نیست، بلکه هنری متعالی و متفکرانه است.
دنباله سال ۱۹۸۵، یعنی «۲۰۱۰: سالی که تماس برقرار میکنیم»، استانداردتر است و ابهام کمتری دارد، اما همراه خوبی برای این فیلم محسوب میشود. موسیقی متن ترکیبی از قطعات کلاسیک مثل «چنین گفت زرتشت» اثر ریچارد اشتراوس (Richard Strauss) با چهار قطعه مدرنیستی و ترسناک از گیورگی لیگتی (György Ligeti) است. بخشهایی از فیلم که از آثار لیگتی استفاده میکنند، واقعاً حس ناخوشایندی از ناشناختهها را القا میکنند. بخش مورد علاقه من تقابل فضانوردان با HAL است که تقریباً یک ساعت از زمان فیلم را میگیرد و تنها بخشی است که تعلیقی آرام و زیرپوستی ایجاد میکند.
شخصاً اعتقادی ندارم که نسل بشر از میمونها شروع شده (چشمغره میروم). اما حتی اگر این درست باشد، میمونها از کجا آمدند؟ همینطوری تصادفی ظاهر شدند؟ اگر اینطور است، کی؟ چطور؟ «زیستزایی» یک اصل علمی است به این معنی که «زندگی از زندگی به وجود میآید». پس چه موجود زندهای در ابتدا میمونها یا ارگانیسمهای سادهای را که مثلاً به میمون تبدیل شدند، خلق کرده است؟
زمان فیلم ۲ ساعت و ۲۹ دقیقه است. نمره: -A/B+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اولین بار وقتی راهنمایی بودم دیدمش. فکر میکردم بدترین فیلم تاریخیه. بعداً در بزرگسالی دوباره دیدمش و از اینکه چقدر فوقالعاده بود شگفتزده شدم. آنقدر زیبا و با شکوه بود که باورم نمیشد سال ۱۹۶۸ ساخته شده باشه. به نظرم یک اثر تاریخی بیسابقه و باوقار بود، مثل «فاوست» گوته در ادبیات؛ یکی از بزرگترین شاهکارهای سینما که بشریت تا به حال داشته. قبل از هر چیز، این فیلمیه که دیالوگ در اون به حداقل رسیده و حتی اگه سیاه و سفید هم بود، میتونستم ده بار بدون خسته شدن تماشاش کنم، فارغ از اینکه بتونم اون «سکوت» رو تحمل کنم یا نه. این جادوی کوبریکه که میتونی این فیلم رو بدون هیچ افکت صوتی آزاردهندهای (مثل فیلم آروارهها) تماشا کنی، اما با موسیقی کلاسیک و ضربان قلبی که مثل فیلمهای صامت چارلی چاپلین تنظیم شده. نمیدونم این فیلم اون زمان در آمریکا چطور استقبال شد، اما در ژاپن خیلیها ازش دوری میکنن و میگن درکش سخته.
2022-10-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یک فیلم باشکوه با موسیقی زیبا و جلوههای بصری عالی... اما متظاهرانه، توخالی و به طرز نابخشودنیای بیش از حد تحویل گرفته شده.**
استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) برای من از اون کارگردانهایی هست که همونقدر که سریع با یک فیلم عالی آدم رو تحت تأثیر قرار میده، با یک اثر آشغال و رقتانگیز آدم رو به تواناییهاش شک میاندازه. میدونم طرفدارهای این کارگردان من رو مصلوب میکنن، اما نظر من اینه و حتی بیشتر هم میگم: با هر فیلمی که از کوبریک میبینم، بیشتر متقاعد میشم که یک هاله «کالت» و نبوغ کاذب دور اسمش ساخته شده. من عاشق بعضی از فیلماش مثل «اسپارتاکوس»، «دکتر استرنجلاو»، «درخشش» و «چشمان کاملاً بسته» هستم، اما فکر کردن به اونها و مقایسهشون با «پرتقال کوکی» و «غلاف تمامفلزی» عجیبه. اصلاً شبیه کار یک کارگردان به نظر نمیرسن.
فیلم که در دهه ۶۰ میلادی اکران شد، یعنی زمانی که رقابت فضایی در اوج بود و آینده بشریت بیشتر و بیشتر خارج از سیاره زمین تصور میشد، به سوال تکامل گونه بشر به شکلی خاص میپردازه: از میمونها شروع میشه و به اولین تماسها با موجودات فرازمینی میرسه. فیلم یکی از نقاط عطف ژانر علمی-تخیلی در سینما به حساب میآد و فکر میکنم این موضوع غیرقابلانکار باشه. همچنین یکی از معدود فیلمهای علمی-تخیلیه که به نظر میرسه دغدغه باورپذیری علمی داره، هرچند خالی از ایراداتی نیست که یک دانشمند ممکنه متوجه بشه. فیلم در یک آینده فرضی، اکتشافات فضایی و زندگی در کلونیهای فضایی و روی ماه رو نشون میده. با این حال، جالبه که بعد از دهههای ۶۰ و ۷۰، اکتشافات فضایی آنقدر حاشیهای شد که هنوز هم خیلیا میپرسن آیا واقعاً باید این همه پول و منابع براش خرج کنیم یا نه. آیندهای که کوبریک در سال ۲۰۰۱ تصور کرده بود، در سال ۲۰۲۲ حتی تخیلیتر و دور از دسترستر از زمان اکران فیلم به نظر میرسه. البته بعضی چیزها واقعاً اتفاق افتادن و امروز عادی هستن، مثل تماسهای تصویری و پیشرفتهای فوقالعاده در رباتیک و هوش مصنوعی.
در میان مزایای مختلف این فیلم، باید به زیبایی بصری فوقالعاده، نحوه کار کارگردان با جلوههای ویژه و فیلمبرداری عالی اشاره کرد. در زمانی که CGI (جلوههای کامپیوتری) حتی در خواب فیلمسازها هم نبود، این فیلم تصاویری به ما میده که انگار همین امسال ساخته شدن. فیلم اصلاً پیر نشده: تصاویر شفاف، نورپردازی و جزئیات معرکه، افکتهای صوتی عالی و موسیقی متن باشکوهی که قطعات «دانوب آبی» و «چنین گفت زرتشت» رو محبوب کرد.
با وجود این مزایا، فکر میکنم این فیلم لایق اینه که در لیست «بیش از حد تحویل گرفته شدهترین» فیلمهایی که دیدم باشه. و این تا حد زیادی به خاطر بقیه چیزهایی هست که نگفتم و برای یک فیلم خوب ضروریه. اول از همه نبود فیلمنامه و ریتم افتضاح: برای تقریباً سه ساعت، فیلم در صحنههایی زیبا اما بدون هیچ حرفی، به طرز غیرقابلتحملی کش میآد. واقعاً کلافهکننده است. تنها لحظاتی که فیلم واقعاً جذاب میشه زمانیه که ابرکامپیوتر سفینه علیه فضانوردان میشه، و حتی اون بخش هم انگار وصله ناجوره. اشارات به فضاییها هم اصلاً من رو جذب نکرد، یه کلیشه معمولی در فیلمهای فضاییه. نبود بازیگرهای خوب یا حداقل نقشی که بتونن توش بازی کنن هم کمکی نکرده. کوبریک زندگی در ایستگاههای فضایی رو جوری نشون میده که انگار اقامت در یک هتل لوکسه. و اما اون حس غرور و خودبزرگبینی عجیبی که فیلم منتقل میکنه؛ این ما هستیم که باید تشخیص بدیم فیلم خوبه یا نه، فیلم نباید هر لحظه این رو به ما دیکته کنه!
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از همون نتهای ابتدایی «چنین گفت زرتشت» ریچارد اشتراوس، میفهمید که قرار هست با چیزی منحصربهفرد روبرو بشید - و واقعاً هم همینطوره. میمونهایی که کنار یک گودال آب بازی میکنن و گهگاهی با همسایههاشون سر قلمرو میجنگن، تا اینکه یک روز صبح، این تکسنگ سیاه بزرگ ظاهر میشه. کمی بعد، این موجودات میفهمن که استخوانهای قدیمی میتونن سلاحهای جدیدی باشن - و این سلاحها میتونن بکشن! مرحله بعدی چهار میلیون سال به جلو میپره، به ماموریتی در مشتری که پنج فضانورد تحت نظارت کامپیوتر «HAL» در حال عبور از فضا هستن. دو نفر از اونها، «Poole» (پول با بازی گری لاکوود) و «Bowman» (بومن با بازی کیر دوله) بیدار هستن و مدام با همراه دیجیتالیِ به ظاهر مهربونشون در تعاملن. طولی نمیکشه که انسانها به این نتیجه میرسن که «HAL» ممکنه هم دچار نقص فنی شده باشه و هم بدجنس شده باشه، و ناگهان زندگی همه افراد داخل سفینه به خطر میافته. آیا HAL خراب شده یا داره طبق برنامهریزیش عمل میکنه و خدمه از هدف اصلی خبر ندارن؟ اون هدف چی میتونه باشه؟ میدونیم که تکسنگ از زمان میمونها دیده شده، این یعنی چی؟ نمادگرایی این لوح گرانیتی صیقلی چیه؟ کوبریک با این اثر یک رویاپرداز بود. این داستانی از تکامل، پیشرفت و هوش هست. همیشه در نگاه اول معنای مستقیمی نداره، اما بعد از چند بار تماشا، لایههای جدیدی از این ترکیب قدرتمند ماجراجویی و تفکر بیرون میزنه. پایان فیلم برای ذهن غیرانتزاعی من کمی سورئال بود، اما سفری که اونها میرن و سفری که ما باهاشون تجربه میکنیم، پر از اتفاق و تاملبرانگیزه. البته سال ۱۹۶۸، سال ۲۰۰۱ خیلی دور به نظر میرسید و مشخصه که هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاد، اما اگه اسمش رو میذاشتیم ۳۰۰۱ و زمان رو جابجا میکردیم، شاید میشد بهش فکر کرد...! کار عالیای بود.
2023-06-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک کلاسیک مطلق، حتماً باید ببینید، یکی از بهترین فیلمهای علمی-تخیلی که تا حالا ساخته شده.
2023-06-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این متظاهرانهترین آشغالیه که تا حالا ساخته شده - اما آیا فیلم شگفتانگیزیه؟ نه. ولی یک **_اثر هنری_** شگفتانگیزه. این کار لایق برچسب «فیلم» هست، اما برچسب فیلم لایق این اثر نیست. کوبریک یک تجربه خیرهکننده و سورئال خلق کرده، یکی از بزرگترین **_آثار هنری_** تاریخ. میپرسید چرا بهش نمیگم فیلم؟ چون واقعاً فیلم نیست، یک تجربه حسیِ غلبهکننده است. اگه حس میکنید دارم پرت و پلا میگم، بذارید رک بگم: این اثر فراتر از یک فیلمه. نمیگم لذتبخش یا سرگرمکنندهست، اما یک تجربه خیرهکنندهست. یکی از بزرگترین **_آثار هنری_** که تا حالا ساخته شده. من فقط یک امتیاز ازش کم کردم چون فیلم نیست. کوبریک همیشه به خاطر نگاه سردش به احساسات انسانی نقد میشه و اینجا هم فرقی نداره. طنز ماجرا اینجاست که تاثیرگذارترین و انسانیترین سکانس فیلم (خطر لو رفتن داستان) مربوط به مرگ یک ماشینه. حتماً ببینیدش، شاید سرگرمکننده نباشه، اما ارزشش رو داره.
2023-10-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از نظر فنی لذتبخش بود، حتی با اینکه از نظر داستانی تقریباً چیزی برای ارائه نداشت. «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» ظاهر و صدای فوقالعادهای داره و برای فیلمی محصول ۱۹۶۸ واقعاً تحسینبرانگیزه. اما اگه بخوام کاملاً صادق باشم، این تنها دلیلیه که از من نمره قبولی میگیره. خودِ پیرنگ داستان ناامیدکننده بود و محتوای خاصی نداشت. میفهمم که مشخصاً دنبال یک رویکرد هنری بوده، که از نبود دیالوگ و روایت منسجم در کنار کلی ابهام کاملاً معلومه. بالاخره این فیلم استنلی کوبریکه، هرچند من کارهای زیادی ازش ندیدم (در واقع این اولین فیلمی بود که ازش دیدم) و بیشتر چیزهایی بود که اینور و اونور شنیده بودم. همچنین کلی نماهای طولانی و پوچ (که احتمالاً عمدی بوده) داشت که در طول فیلم اذیتم میکرد. کلاً من رو جذب نکرد، همین. با این حال هنوز هم براش احترام قائلم. با توجه به چیزهایی که گفتم، بازیگرها عملاً نقش خاصی ندارن - هرچند ممکنه بیرحمانه به نظر بیاد. Douglas Rain (داگلاس رین) انصافاً کارش خوب بود و William Sylvester (ویلیام سیلوستر) هم بد نبود. نمیتونم بازیگرها رو زیاد مقصر بدونم چون واقعاً فرصتی برای نشون دادن خودشون نداشتن. مثل چند تا فیلم دیگه که در طول این سالها دیدم، این یکی رو هم میذارم توی پوشه «مشخصه که من درکش نکردم و با این موضوع مشکلی ندارم». باز هم خوشحالم که دیدمش. قدرش رو میدونم، حتی اگه فقط از نظر فنی باشه، و طبیعتاً خوشحالم که بقیه دوستش دارن.
2024-01-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دیدن «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» روی پرده بزرگ سینما برای اولین بار، واقعاً چشم آدم رو باز میکنه. وسعت فضا، نماهای دقیق و دلهرهآور سفینه و ریتم حسابشده فیلم، جوری زنده میشن که توی تلویزیون اصلاً امکانپذیر نیست. طراحی صدای غرقکننده، از اون وزوز ابتدایی گرفته تا موسیقی ارکسترال معروف، و مخصوصاً اون سکوتهای مهندسیشده که فضای سینما رو پر میکنه، باعث میشه حس کنید بخشی از این سفر هستید. جزئیاتی که ممکنه توی صفحه کوچیک محو بشن، اینجا کاملاً واضح و خیرهکنندهان: بافت لباسهای فضایی، تضاد رنگها و مقیاس دیدگاه کوبریک. این تجربه بصری و شنیداری منحصربهفرد در سینما برای هر عشقِ فیلمی واجبه، چون واقعاً اجازه میده شکوه و رمز و راز فیلم به عمق وجودتون نفوذ کنه.
2024-11-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این دومین فیلم استنلی کوبریک بود که دیدم و اصلاً ازش لذت نبردم. اولی «درخشش» (The Shining) بود که به نظرم به طرز دردناکی کند و بیمزه بود و کلافهام کرد. نه به خاطر اینکه بد بود، بلکه چون همه جوری باهاش رفتار میکنن که انگار یک شاهکاره. من انتظار یک کار نبوغآمیز، پر از تنش و جذاب رو داشتم، اما هیچکدوم رو ندیدم. این فیلم فضایی هم فرقی نداشت. جایی که لازمه باید تعریف کرد: فیلم خوشساختیه. جلوههای بصری و فیلمبرداری خیرهکنندهست. افکتها و موسیقی واقعاً تحسینبرانگیزن. کاملاً مشخصه که فیلمهایی مثل جنگ ستارگان، میانستارهای و اینسپشن چطور ازش الهام گرفتن. اما تعریفها همینجا تموم میشه. فیلم بیهدفه، به طرز زجرآوری کنده و پر از نماهای بیش از حد طولانیه. فقط تیتراژ اولش چهار دقیقه طول میکشه؛ چهار دقیقه فقط موسیقی و صفحه سیاه! هدفش چی بود؟ بعد بیست دقیقه باید تماشای یه مشت میمون توی بیابون رو تحمل کنیم. بعدش هم گیر دو تا کاراکتر میافتیم که در سکوت مطلق غذا میخورن و یه ویدیو روی تبلتشون میبینن که انگار تا ابد طول میکشه. هیچ شخصیتی که ارزش یادآوری داشته باشه وجود نداره. داستان به هیچجا نمیرسه و آخرش حس میکنی فیلم اصلاً حرفی برای گفتن نداشت. انتظار داشتم حداقل یه داستانی داشته باشه که بشه دنبالش کرد. فکر نکنم دیگه فیلمی از کوبریک ببینم. برام مهم نیست چقدر ازشون تعریف میکنن. دیگه تموم شد.
2025-10-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از دید هنری، قطعاً میتونم جذابیت این فیلم رو درک کنم. همینطور از نظر تأثیری که روی رسانهها گذاشته. اما برای من شخصاً، کل ماجرا همینجا تموم میشه. خلاصه خیلی کوتاه:
- یک فیلم کاملاً هنری با جلوههای بصری خیلی زیبا، استفاده عالی از موسیقی کلاسیک و استفاده هوشمندانه از صدا (یا نبود صدا) برای ایجاد یک اتمسفر دلهرهآور.
- اما متأسفانه، همه چیز به شدت کنده. اگه این کندی به یک پایان رضایتبخش و غافلگیرکننده ختم میشد، مشکلی نبود. اما در نهایت پایان فیلم هم فقط یک پایان هنریه و تمام پتانسیلهای داستانی حول محور HAL که میشد ازشون استفاده کرد... بلااستفاده میمونن.
توضیح بیشتر: جلوههای بصری، مخصوصاً با توجه به سن فیلم، تحسینبرانگیزه. جزئیات ریز، مخصوصاً در ابتدا، که نشون میده ارتباطات، غذا و اینجور چیزها در این دیدگاه از آینده چطور کار میکنن، خیلی جالب بود و من رو امیدوار کرد که ببینم به کجا ختم میشه. البته ریتم فیلم از همون اول کند بود؛ مطمئنم ساعت اول فیلم رو توی دنیای امروز میشد در ۲۰ دقیقه جمع کرد، اما خب، من با شروع کند مشکلی ندارم و به ریتم فیلمهای قدیمی عادت دارم. بعد میرسیم به بخش میانی، یعنی همه چیزهایی که مربوط به HAL میشه، که فکر کنم معروفترین بخش فیلمه، حتی برای کسایی که ندیدنش. کنده، اما جالبه. کلی پتانسیل داره: آیا HAL اشتباه میکنه؟ آیا همه چیز طبق نقشه است؟ اگه اشتباه میکنه، چرا؟ هدفش چیه؟ و آیا این هدفِ خودشه؟ کلی پتانسیل در کنار اون لحن آروم و یکنواختش وجود داشت. چیزهای خیلی جالبی میتونست از دل این دربیاد. اما متأسفانه... درنمیآد. بخشهای خطرناک خیلی سریع حل میشن، «رازها» بیشتر گیجکنندهان تا شوکهکننده و ۲۰-۳۰ دقیقه آخر فیلم عملاً فقط یک اثر هنریه که انتظار داری توی موزه یا تئاتر ببینی. هم از نظر خوب و هم بد. همونطور که اول گفتم، از دید هنری این فیلم رو دوست دارم. طراحیهای واقعاً زیبا، استفاده قوی از موسیقی کلاسیک و اون اتمسفر «خلاء بیپایان فضا». اگه دنبال این هستید، واقعاً خیرهکنندهست. اما اگه دنبال داستان، چرخشهای داستانی و حقایق پیچیده یا جالب هستید... من چیزی ندیدم. همه چیز درباره HAL و تکسنگ پتانسیل کلی داستان رو داشت، اما در نهایت سازندگان تصمیم گرفتن فیلم رو با یک صحنه هنری و در عین حال گیجکننده تموم کنن که هیچ جواب واقعیای به هیچچیز نمیده و رسیدن بهش هم خیلی طول میکشه. حیف شد، دوست داشتم داستان بیشتری درباره HAL ببینم. خلاصه... اگه اهل هنر و جنبههای هنری سینما هستید ببینیدش، اما اگه مثل من هستید، انتظار نداشته باشید داستان فیلم تکونتون بده.