Night of the Living Dead
باربرا و جانی برای سر زدن به قبر پدرشان به یک گورستان دورافتاده میروند که ناگهان مورد حمله زامبیها قرار میگیرند. باربرا موفق میشود فرار کند و به یک خانه مزرعهای به ظاهر متروکه پناه میبرد. کمی بعد، بن (Ben) که برای بنزین به آنجا آمده بود، به او ملحق میشود. در حالی که مردگان متحرک آنها را از هر طرف محاصره کردهاند، بن تمام تلاشش را میکند تا درها و پنجرهها را ایمن کند. گزارشهای خبری حاکی از وضعیت وخیم و بازگشت موجودات به زندگی در همه جا است. باربرا و بن وقتی متوجه میشوند که پنج نفر دیگر در زیرزمین پنهان شدهاند، شگفتزده میشوند: هری، هلن و کارن کوپر، و یک زوج جوان به نام تام و جودی. اختلاف نظر تقریباً بلافاصله شروع میشود، زیرا هری کوپر میخواهد رهبری گروه را به دست بگیرد. با بدتر شدن وضعیت، شانس آنها برای زنده ماندن از آن شب دقیقه به دقیقه کمتر میشود.
سال انتشار: 1968 کارگردان: George A. Romero ژانر: Horror، Thriller نویسندگان: John A. Russo، George A. Romero امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«شب مردگان زنده» بدون شک یک فیلم فوقالعاده نوآورانه است؛ این فیلم تعبیر مدرن زامبی را خلق کرد و ژانر را برای همیشه تغییر داد. چیزهای زیادی در این فیلم هست که میشود دوست داشت، اما متأسفانه محدودیتهای زمان ساختش جلوی آن را میگیرد و در نتیجه تجربه تماشای نسبتاً خستهکنندهای را رقم میزند. برای شروع، داستان نسبتاً خوب بود. من واقعاً از اینکه چطور داستان روی یک گروه بازمانده متمرکز بود و فرآیند فکری آنها در تلاش برای مقابله با وحشت و هراس ناشی از زنده شدن مردگان را نشان میداد، لذت بردم. حجم عظیمی از اطلاعات پسزمینهای از طریق پخش رادیویی و تلویزیونی ارائه شد که به نظرم کاملاً به فیلم کمک کرد. بازیها ناهماهنگ بودند؛ برخی عالی بودند، به ویژه دوین جونز (Duane Jones) و کارل هاردمن (Karl Hardman). اما جودیت اودیا (Judith O’Dea) واقعاً بد بود. مطمئن نیستم مشکل از بازی او بود یا نحوه نگارش شخصیتش، اما دیدن زبان بدن و حرکات او در طول فیلم عجیب بود. صحنه تعقیب و گریز ابتدایی با حضور او، با فیلمبرداری عالی، فوقالعاده بود. اما بعد از آن، نحوه به تصویر کشیدن شوک توسط او خندهدار بود. صحنههای اکشن در این فیلم ضعیف بودند، مشتها خیلی کند و ناشیانه بودند. تصور میکنم این فیلم در زمان خودش بسیار ترسناک بوده، اما با توجه به پیشرفت مداوم ژانر وحشت مدرن، من به ندرت احساس نگرانی کردم. در مجموع، این فیلم یک کپسول زمان برای ژانر وحشت است و این ژانر در طول سالها چیزهای زیادی از این فیلم گرفته است، اما متأسفانه میراث آن بسیار بیشتر از سرگرمیای است که فیلم ارائه میدهد. امتیاز: ۵۴٪ | نظر نهایی: متوسط.
2023-02-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلمی که عملاً زیرژانر زامبی را پایهگذاری کرد.** همانطور که در موارد دیگر گفتهام، من اصلاً طرفدار فیلمهای زامبی و موجودات مشابه نیستم. این نوع سینمای وحشت با جذابیت گرافیکی قوی، واقعاً مرا جذب نمیکند. با این حال، اعتراف میکنم که این فیلم را دوست داشتم. رویکرد آن به این نوع هیولاها بسیار معتدلتر است و در ایجاد تنش و تعلیق مؤثر عمل میکند. ترسناک نیست (باور دارم در آن زمان بسیار ترسناک بوده، اما زمانه عوض شده است)، اما سرگرمکننده است. داستانی که روایت میشود توضیح زیادی به ما نمیدهد: ما دو خواهر و برادر را میبینیم که از قبری در یک قبرستان دورافتاده بازدید میکنند و هنگام بازگشت به ماشین، توسط کسی که شبیه یک مرد بسیار آشفته است، تعقیب میشوند. واضح است که او یک زامبی است، و ما میدانیم، اما شخصیتها نمیدانند و از اتفاقاتی که در ادامه میافتد بسیار گیج میشوند: گروه رو به رشدی از زامبیها به آنها حمله میکنند و مجبورشان میکنند در خانهای نزدیک پناه بگیرند، جایی که کمی بعد متوجه میشوند تنها نیستند و به لطف رادیو و تلویزیون، میفهمند که مشکل فقط در آنجا نیست، بلکه در سطح ملی است. جرج رومرو (George Romero) در نحوه طراحی و نگارش فیلم بسیار باهوش بود. این یک تولید کاملاً مستقل و نتیجه نبوغ همه افراد درگیر است. این یک اثر نوآورانه است، یکی از اولین فیلمهایی بود که زامبیها را وارد دنیای وحشت کرد و تأثیر «کارناوال ارواح» (Carnival of Souls) در فیلمبرداری و نحوه کار روی صدا و موسیقی متن کاملاً مشهود است. بودجه کم، تولید را مجبور کرد بسیار عملگرا و کارآمد باشد، با کمترین امکانات کارهای زیادی انجام دهد و اعتبار و اصالت را در اولویت قرار دهد. مایلم برخی از جلوههای مؤثر مانند گوشت خورده شده توسط زامبیها، خون جعلی و کوکتل مولوتفها را برجسته کنم. طراحی صحنهها و انتخاب مکانهای فیلمبرداری نیز شایسته تقدیر است. بازیگران چند نکته مثبت دارند، اما اساساً آماتور هستند و فقط سعی میکنند کاری را که باید انجام دهند. با وجود اینکه این یک مسئله جزئی است و معمولاً مورد تأمل قرار نمیگیرد، به نظرم مهم است که انتخاب یک بازیگر سیاهپوست برای نقش اصلی را برجسته کنم. دوین جونز، در فیلم زندگیاش، کاری بسیار خوب و با تعهد زیاد انجام میدهد و تمام نیازها را برآورده میکند. کارل هاردمن (Karl Hardman) فقط آزاردهنده است و دو بازیگر زن، جودیت اودیا و مریلین ایستمن (Marilyn Eastman)، واقعاً نکته مثبتی به فیلم اضافه نمیکنند و تمام مدت فقط درمانده به نظر میرسند.
2024-04-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«باربرا» (جودیت اودیا) و برادرش در حال گذاشتن گل روی یک قبر هستند که مردی را میبینند که بیهدف پرسه میزند. او میگوید که این واقعاً یک زامبی است و چقدر هم حق با اوست. باربرا موفق میشود به سمت ماشینشان فرار کند، اما ای کاش میتوانست فقط ماشین را هدایت کند – شاید آن وقت فیلمی نداشتیم! او به یک درخت میزند و حالا که گیج شده و از شوک رنج میبرد، باید در یک خانه نزدیک پناه بگیرد، جایی که کمی از آنچه در بیرون در حال غارت است، سر در میآورد. خوشبختانه، «بن» (دوین جونز) نیز خانه را پیدا میکند و با بیرون آمدن چند نفر از امنیت زیرزمین، آنها شروع به مستحکم کردن مکان میکنند و منتظر میمانند. به زودی از گزارشهای تلویزیونی و رادیویی مشخص میشود که این یک اپیدمی است و آن موجودات در حال زنده شدن و خوردن قربانیان خود هستند. «تام» (کیت وین) و دوست دخترش «جودی» (جودیت ریدلی) تصمیم میگیرند بهترین امیدشان این است که کامیون پارک شده در بیرون را بنزین بزنند تا بتوانند همگی به نزدیکترین شهر فرار کنند – اما آیا این کار جواب میدهد؟ این فیلم تقریباً همسن من است، و متأسفانه باید بگویم که خیلی بهتر از من پیر نشده است. بخش زیادی از حس خطر از دیالوگهای آشفته در ابتدا ناشی میشود و عناصر ترسناک اکنون بیشتر مضحک هستند تا تهدیدآمیز – به خصوص در اواخر فیلم. استفاده منظم از گزارشهای تلویزیونی در ابتدا مفید است، اما بعداً به نظر میرسد بیشتر برای پر کردن این داستان کممایه تا نود دقیقه طراحی شده که به نظرم بیشتر شبیه یک فیلم تلویزیونی بیش از حد ساختگی بود. دیدن آن روی پرده بزرگ خوب بود، اما واقعاً فکر نمیکنم دوباره زحمت تماشای آن را به خودم بدهم.
2024-04-30