روزی روزگاری در غرب
جیل مکبین (Jill McBain) به مرزهای وحشی یوتا سفر میکند، جایی که قصد داشت با همسر جدیدش در آنجا ساکن شود، اما پس از رسیدن، او و فرزندانش را مرده مییابد. زمینهای زیادی با پتانسیل بالا در آنجا وجود دارد، اما کسانی هم هستند که میخواهند به هر قیمتی آنها را به دست آورند؛ حتی اگر به قیمت کشتن یک مرد و فرزندانش تمام شود.
سال انتشار: 1968 کارگردان: Sergio Leone ژانر: Drama، Western نویسندگان: Sergio Donati، Sergio Leone، Dario Argento امتیاز: 8.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هر چیزی که از یک فیلم وسترن انتظار دارید.
2012-10-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با عذرخواهی از طرفدارایی که مخالفن (البته نه واقعاً!)، این فیلم یه وسترن کلاسیک واقعیه. یه جایی خوندم که بعضی صحنهها با نماهای نزدیک خیلی طولانی و کلافهکننده کش میان، اما به نظر من فیلمبرداریش خیلی جذاب بود. اون نماها به اندازه دیالوگهای وسترنهای سنتی، شخصیت آدمها رو لو میدن. گاهی توی وسترنهای اسپاگتی با خودم میگم «آخه چرا اون آدم بیگناه باید میمرد؟»، اما خب لابد توی غرب وحشی واقعاً بیگناهان میمردن. مطمئنم اون موقع هم مثل الان کلی خشونت بیدلیل وجود داشته. برانسون (Bronson) اولش برام انتخاب عجیبی برای نقش قهرمان بود، هرچند کی میتونه به کارگردانی که نبوغ داشت تا هنری فوندای (Henry Fonda) همیشه مثبت رو تبدیل به یه شرور تمامعیار کنه، شک کنه؟ خدایی توی این نقش عالی نبود؟ حداقل اینجا یه پیشزمینهای از شخصیت برانسون و سازدهنی زدنش میفهمیم، برخلاف شخصیت «بلوندی» توی فیلم «خوب، بد، زشت» لئونه. اگه از موسیقی متن خوشتون میاد، ویدیوی ارکستر سمفونیک ملی دانمارک رو توی یوتیوب ببینید که چطور بخشهای مختلف موسیقی رو بازسازی کردن. خیلی جالبه و کلاً هشت دقیقهست. خلاصه که آره، به نظر من «روزی روزگاری در غرب» یه کلاسیک وسترنه؛ یه تراژدی یونانی با مهمیز. حالا اگه مخالفید، من رو بکشید (از فاصله ده قدمی!).
2020-04-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نمیتونم بگم فیلمنامه از شخصیت «مرد بدون نام» کلینت ایستوود (که اون رو هم سرجیو لئونه کارگردانی کرده بود) الهام نگرفته، اما مهم نیست. اگه طرفدار وسترن اسپاگتی هستید، این فیلم یه پله بالاتره. ایده گذاشتن فوندا در نقش آدم بده و برانسون در نقش ضدقهرمان اولش شوکهکننده بود. اما در نهایت میبینیم که چطور به نفع فیلم تموم شد و شخصیتها رو پیچیدهتر، مبهمتر و واقعیتر کرد. اگه طرفدار کلینت ایستوود بودید، عاشق این فیلم میشید.
2022-07-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بدترینِ بدترین وسترنهای لئونه. لئونه با این آشغالهاش ژانر وسترن رو نابود کرد، اما تقصیر اصلی گردن منتقداییه که از بیانگیزگی، بیهدفی، عدم باورپذیری و نبودِ ارزش سرگرمی توی کارش تعریف کردن. این احمقانهترین و ساختگیترین وسترنشه. باز هم یه داستان «قهرمان کلاسیک یونانی» از خدایان و نیمهخدایان و گوشت دم توپ. هرچی روانیتر و آدمکشتر باشی، بیشتر شبیه خدایانی. چه پیام بزرگی! اینجا یه نیمهخدای یونانی داریم که دنبال انتقامه، همون فرمول همیشگی هالیوود. میخواد فرانک رو بکشه (چون فرانک برادرش رو کشته)، فرانکی که تنها انگیزهاش کشتن از روی سادیسمه. حالا قهرمان ما چیکار میکنه؟ همه رو میکشه به جز فرانک! حتی کسایی که دارن سعی میکنن فرانک (هنری فوندا) رو بکشن رو هم میکشه. بهتون گفتم که احمقانهست و هیچ راهی برای باور کردن انگیزه شخصیتها وجود نداره. این یکی از احمقانهترین وسترنهای تاریخه. بدتر از همه اینه که کلی استعداد هدر رفته. چرا باید بازیگرایی مثل فوندا، روباردز، برانسون و استرود رو برای این فیلمنامه احمقانه هدر داد؟
2023-04-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یکی از بزرگترین فیلمهای وسترن.**
وسترنهایی که با همکاری ایتالیاییها و آمریکاییها ساخته شدن (که بهشون وسترن اسپاگتی میگن) جزو بهترینهای این ژانر هستن؛ چون اکشن خشن هفتتیرکشهای غرب وحشی رو با رئالیسم عریان و جزئیاتنگری فیلمسازهای ایتالیایی ترکیب کردن. فکر میکنم این موضوع ممکنه به مذاق آمریکاییها خوش نیاد، چون اونها گاوچران رو یه نماد کاملاً آمریکایی میدونن. سرجیو لئونه اینجا یه چهره غیرقابلانکاره که مسئول ساخت بهترین اسپاگتیهای تاریخه. توی این فیلم، اون دوباره یه کار درخشان و پر از کیفیت به ما تحویل میده. نمیگم بهترین فیلم دوران کاریش یا بهترین وسترن اسپاگتی تاریخه، اما قطعاً روی سکوی افتخاره.
فیلم خیلی خوب شروع میشه، با قتلعام یه مهاجر ایرلندی و خانوادهاش، که چند هکتار بیابون بیآب و علف رو برای زن دومش باقی میذاره... اما کسایی هستن که حاضرن برای اون زمین آدم بکشن. نگو که اون مرد ایرلندی باهوش تنها زمین مناسب برای عبور راهآهن رو خریده بوده! این وسط یه هفتتیرکش دنبال انتقام شخصی و یکی دیگه هم در خدمت راهآهنه. بیاید رک باشیم: فیلم خوبیه. خودش یه کلاسیکه که تماشاش برای هر عشق سینمایی واجبه، اما معنیش این نیست که حتماً باید ازش خوشتون بیاد! فیلم بینقصی نیست و مشکلاتی داره که میگیم، اما ویژگیهایی داره که لایق تحسینه. فیلمبرداری خیلی شیکه، با نور و رنگ عالی. طراحی صحنه و لباس زیباست، هرچند تشخیص زمان دقیق داستان سخته چون ترکیبی از لباسها و اشیاء دهههای ۱۸۶۰ تا ۱۸۸۰ رو میبینیم. آیا این یه مشکل کوچیکه؟ بله، اما نشونه بیدقتی به جزئیات تاریخیه. جلوههای ویژه خوب استفاده شدن و موسیقی متن انیو موریکونه (Ennio Morricone) یکی از قدرتمندترین کارهای اونه. متأسفانه تدوین فیلم بهترین نیست و کاتهای ناگهانی و خشنی داره. شاید بزرگترین مشکل، ریتم بیش از حد کند و خستهکننده فیلم باشه؛ هر صحنه انگار سه دقیقه بیشتر از چیزی که لازمه طول میکشه و زمان سه ساعته فیلم واقعاً غیرضروریه.
درباره بازیگرها فقط میشه تعریف کرد: چارلز برانسون یه آدمحسابیِ خشنه با یه کاریزمای هیولایی که هر وقت توی کادره، چشمها رو به خودش خیره میکنه. هنری فوندا در نقش شرور عالیه و تطبیقپذیری خودش رو نشون میده. کلودیا کاردیناله هم با اون زیبایی و کاریزمای خیرهکنندهاش هنوز هم تو یادها مونده. جیسون روباردز هم وظیفه سخت بازی در نقش آدم خوبه رو داشت که به خوبی از پسش براومد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه وسترن عالی که با وجود داشتن دیویدی قدیمیش، هیچوقت ندیده بودمش. اما حالا که پارامونت (Paramount) نسخه 4K UHD رو منتشر کرد، تصمیم گرفتم پای این اثر ۱۶۵ دقیقهای بشینم و واقعاً تجربه فوقالعادهای بود. بازیها همه عالی بودن، مخصوصاً جیسون روباردز و چارلز برانسون. یه موفقیت بزرگ دیگه از سرجیو لئونه، هرچند فکر کنم هنوز «خوب، بد، زشت» رو ترجیح میدم، ولی رقابتشون خیلی نزدیکه. **امتیاز: ۴.۵ از ۵**
2024-06-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم یه شاهکار در داستانپردازی، صدا و تصویره. نماهای طولانی و پرجزئیات و صحنههایی که تعلیق رو ذرهذره میسازن، پادزهر فیلمهای امروزی هستن که انگار هر ۳ دقیقه حتماً باید یه اتفاق بزرگ توشون بیفته! سکانس افتتاحیه محبوبترین بخش منه. کی فکرش رو میکرد تماشای این همه اتفاقِ کم در این مدت طولانی (۱۱ دقیقه تا اولین دیالوگ چارلز برانسون)، اینقدر جذاب باشه؟ فیلمبرداری، صدای جیرجیر آسیاب بادی، و اون تعلیق و انتظاری که ساخته میشه... و بعدش اکشن. واقعاً جادوییه.
2025-04-13