پرتقال کوکی

پرتقال کوکی

شخصیت اصلی، الکس دلارج (Alex DeLarge)، جوانی «فوق‌خشن» در بریتانیای آینده است. اما شانس او بالاخره تمام می‌شود و به جرم قتل دستگیر و محکوم می‌گردد. الکس در زندان درباره یک برنامه آزمایشی می‌شنود که در آن محکومان به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌شوند که از خشونت متنفر شوند. اگر او این برنامه را پشت سر بگذارد، دوران محکومیتش کاهش می‌یابد و زودتر از حد انتظار به خیابان‌ها بازمی‌گردد. اما مصائب الکس پس از ورود به خیابان‌های بریتانیا هنوز تمام نشده است...

سال انتشار: 1971 کارگردان: Stanley Kubrick ژانر: Crime، Sci-Fi نویسندگان: Stanley Kubrick، Anthony Burgess امتیاز: 8.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

هر چی زمان می‌گذره، بیشتر قدر کلاس انگلیسی سال دهمم (سال ۸۴-۸۵) رو می‌دونم که آقای تری درس می‌داد. الان که نگاه می‌کنم، اون سالی بود که با بهترین آثار ادبی عمرم آشنا شدم. توی برنامه درسی اون سال، شاهکار پادآرمان‌شهری آنتونی برجس یعنی «پرتقال کوکی» هم بود. از همون لحظه‌ای که با سبک خاص زبان، «فوق‌خشن» بودن و البته سوال ابدی درباره اراده آزاد و رابطه‌اش با خیر و شر آشنا شدم، مسحور این کتاب شدم. نبوغ برجس این بود که تونست این همه مسائل اخلاقی و فلسفی رو جوری سرگرم‌کننده بیان کنه که اگه هر کس دیگه‌ای سراغش می‌رفت، احتمالاً یه موعظه خسته‌کننده از آب درمی‌اومد. این اثر اصلاً قدیمی نشده. خیلی‌ها فکر می‌کردن این کتاب غیرقابل‌فیلمبرداریه، ولی اقتباس‌های کوبریک (Kubrick) عالی جواب می‌دن، مخصوصاً این فیلم و «۲۰۰۱: ادیسه فضایی». کوبریک خیلی راحت می‌تونه استعاره‌های بصری فراموش‌نشدنی برای ایده‌هاش پیدا کنه و طنز رو با مباحث سنگین فلسفی ترکیب کنه. اگه این فیلم دست آدم نابلدی می‌افتاد، یه شکست مفتضحانه می‌شد. ولی این فیلم یه پیروزی بزرگه و نشون‌دهنده اوج هنر یکی از بزرگترین کارگردان‌های تاریخه. هیچ عشقِ سینمایی نباید این فیلم رو از دست بده. پیشنهاد می‌کنم کتابش رو هم بخونید، هرچند کوبریک اونقدر خوب حق مطلب رو ادا کرده که برای لذت بردن از فیلم، خوندن کتاب اصلاً لازم نیست.

2016-04-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

جلوه‌های بصری و کارگردانی عالی بود، بازی مالکوم مک‌داول هم حرف نداشت، ولی من زیاد با فیلم حال نکردم. نیمه اولش مخصوصاً خیلی خسته‌کننده بود جوری که وسطش قطع کردم و چند روز بعد بقیه‌اش رو دیدم. بقیه‌اش خوب بود و بیشتر درگیر شدم ولی در کل فیلمی نبود که منو بگیره. ۳.۵/۵

2021-09-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

با این فیلم که جزو میراث جهانی سینماست، استنلی کوبریک به سطحی از استادی رسیده که میکل‌آنژ هم پیشش کم میاره. برای اینکه یه فیلم تبدیل به هنر بشه، باید نوآوری‌های چاپلین یا گدار رو داشته باشه. علاوه بر این، یه شاهکار باید موسیقی، کارگردانی و بازی‌های عالی داشته باشه. این فیلم همه این‌ها رو داره و به طرز معجزه‌آسایی یه اثر هنری کامله. توی ۱۳۶ دقیقه، حس می‌کنید وارد یه نمایشگاه نقاشی یا عکس شدید که به طرز عجیبی زنده، زیبا، گاهی خشن و گاهی دیوانه‌واره. دوربین کوبریک بی‌نظیره. هر صحنه‌ای از فیلم، حتی اگه ثابت باشه، می‌تونه یه عکس درجه یک باشه. بدون شک بهترین فیلمیه که سال ۱۹۷۱ تو کل دنیا ساخته شده.

2022-10-02


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

این یه فیلم واقعاً چالش‌برانگیزه که خشونت رو (مخصوصاً علیه زنان) به تصویر می‌کشه و ارزیابی ترسناکی از همکاری دولت و علم بهمون میده. ۵۰ سال بعد از اکرانش، هنوز دیدنش روی پرده بزرگ عالیه. با اینکه تصاویرش شاید به اندازه سال ۱۹۷۱ شوکه‌کننده نباشه، ولی بازی مالکوم مک‌داول هنوزم به طرز ترسناکی جذابه. داستان حول محور اون و سه تا دوست سادیستی‌اش می‌چرخه که همه جا رو به وحشت می‌ندازن تا اینکه بالاخره زیاده‌روی می‌کنن و الکس دستگیر می‌شه. به ۱۴ سال زندان محکوم می‌شه ولی بعد از دو سال، داوطلب یه روش درمانی آزمایشی و جنجالی می‌شه که نتایجش اونجوری که انتظار می‌رفت پیش نمی‌ره. فیلم اولش یه سری سناریوهای وحشتناک نشون میده تا تهدید علیه زندگی عادی رو بزرگ جلوه بده و بعدش سراغ ایده ترسناک‌ترِ شرطی‌سازی آدم‌ها می‌ره. کوبریک این تهدید رو جوری نشون میده که همه ببینن و ارزیابی کنن. من یه کم با اون زبون ساختگی فیلم مشکل داشتم، به نظرم یه جاهایی لوس بود و از جنبه‌های فکری داستان کم می‌کرد. شاید برای کم کردن شدت موضوع بوده ولی به نظر من لازم نبود. کتاب اجازه میده خودمون اون وحشت رو تصور کنیم، ولی به عنوان یه اقتباس، این فیلم یه الگوی نوآورانه ارائه میده که با موسیقی کلاسیک بتهوون ترکیب شده و یه اثر موندگار خلق کرده.

2023-05-29


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

فیلم بر اساس رمان آنتونی برجس درباره الکس دلارج جوان و دار و دسته‌اش ساخته شده که می‌رن ملت رو لت‌وپار می‌کنن و از «فوق‌خشن» بودن لذت می‌برن. آره، زبون فیلم ترکیبی از روسی، اسلنگ و کلمات ساختگیه که برجس ابداع کرده تا هیچ‌وقت قدیمی به نظر نیاد. اسمش رو گذاشته «نادسات». تا آخر فیلم، چه بخواید چه نخواید، این زبون رو یاد می‌گیرید. **نکته: این متن ممکنه برای کسایی که فیلم رو ندیدن جزئیات رو لو بده، پس بهتره بعد از دیدن بخونیدش.**

الکس عاشق خشونت، سکس و بتهوونه. اون رئیس یه بانده و تو بخش اول فیلم شاهد یه شب معمولی از زندگیشون هستیم: کتک زدن یه پیرمرد کارتن‌خواب، حمله به خونه یه نویسنده و کتک زدنش و مجبور کردنش به تماشای آزار همسرش، و بعدش هم رفتن به پاتوقشون. اتاق الکس پر از وسایل مدرنه، حتی یه مار خونگی هم داره! یه سیستم صوتی خفن هم داره که باهاش بتهوون گوش می‌ده. توی گروهشون اختلاف پیش میاد و الکس با خشونت جوابشون رو می‌ده. اما بعد از یه شب دیگه از وحشی‌گری‌هاشون، الکس یه زن رو تو خونه‌اش می‌کشه ولی دوستاش بهش خیانت می‌کنن و گیر می‌افته. به ۱۴ سال زندان محکوم می‌شه. دو سال بعد، دولت برای حل مشکل شلوغی زندان‌ها یه تکنیک جدید به اسم «لودویکو» رو امتحان می‌کنه که باعث می‌شه مجرم با فکر کردن به خشونت حالش بد بشه. الکس داوطلب می‌شه تا زودتر آزاد بشه. بعد از درمان، اون رو جلوی زندانبان‌ها امتحان می‌کنن تا نشون بدن چقدر موثره، هرچند کشیش زندان مخالفه چون می‌گه این کار اراده آزاد آدم رو از بین می‌بره. الکس آزاد می‌شه ولی می‌بینه خونش رو اجاره دادن و مارش مرده. بی‌خانمان و بی‌پناه، با دوتا از دوستای قدیمیش روبرو می‌شه که حالا پلیس شدن و ازش انتقام می‌گیرن. الکس زخمی و خونی به یه خونه پناه می‌بره که از قضا خونه همون نویسنده‌ایه که زنش رو آزار داده بود. نویسنده اولش اون رو نمی‌شناسه ولی بعد که می‌فهمه، سعی می‌کنه انتقام بگیره و از الکس به عنوان ابزاری علیه روش‌های علمی دولت استفاده کنه. الکس که دیگه نمی‌تونه از خودش دفاع کنه، حالا خودش قربانی شده. زنده موندن الکس جای تعجب نداره چون خودش داره داستان رو تعریف می‌کنه. دولت برای اینکه گندش درنیاد، مجبور می‌شه درمان الکس رو برعکس کنه تا دوباره بتونه از خشونت لذت ببره. سخته الان این فیلم رو ببینی و بفهمی چرا موقع اکرانش اینقدر جنجال به پا شد. صحنه‌های خشن داره ولی من تو فیلم‌های امروزی بدترش رو هم دیدم. به نظرم چون الان روی دی‌وی‌دی در دسترس همه هست، نشون می‌ده که تعریف «قابل قبول» عوض شده. مثل همه کارهای کوبریک، اینم یه داستان مهندسی‌شده‌ست با ترکیبی از موسیقی کلاسیک و آهنگ «آواز در باران». فیلم پر از هجو و پیام درباره اراده آزاد در برابر حق امنیت دیگرانه. من این فیلم رو پیشنهاد می‌کنم.

2023-08-06