M*A*S*H

M*A*S*H

بیمارستان صحرایی ارتش ۴۰۷۷ در بحبوحه جنگ کره گرفتار شده است. آن‌ها که در شرایط سختی قرار دارند، مجبورند خودشان راهی برای سرگرمی پیدا کنند. پزشکان، پرستاران، مدیران و سربازان که به شوخی‌های عملی و انتقام‌جویی علاقه دارند، اغلب راه‌هایی برای تحمل‌پذیر کردن زندگی در زمان جنگ می‌یابند. با این حال، جنگ همچنان ادامه دارد.

سال انتشار: 1972–1983 کارگردان: ژانر: Comedy، Drama، War نویسندگان: Larry Gelbart امتیاز: 8.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

قبل از سریال Cheers، سریال M*A*S*H یه سیت‌کام طولانی بود که یه دهه پخش شد (جالب اینجاست که از خودِ جنگ هم بیشتر طول کشید). لحظات خنده‌دار زیادی داشت و در کنارش لحظات جدی و دلخراش هم کم نبود. ما با هنری بلیک خداحافظی کردیم و به شرمن پاتر سلام دادیم، با ترپر خداحافظی کردیم و بی.جی اومد، و با فرانک برنز خداحافظی کردیم (که واقعاً راحت شدیم!) و چارلز وینچستر وارد شد. و یه خداحافظی قطعی هم با رادار داشتیم. اما همیشه لحظات نمادینی مثل نوشیدن در «مرداب» تا لباس زنونه پوشیدن‌های کلینگر در یادها می‌مونه! M*A*S*H واقعاً یه سیت‌کام فوق‌العاده و درخشان بود. خوشحالم که کل مجموعه رو روی دی‌وی‌دی دارم!

2020-03-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 4

این تیم پزشکی جنگ کره در واقع دو تا سریال مختلفه، برای همین نمره‌اش رو دو بخش می‌کنم. MASH انگار چهار تا فرمت مختلف داره. من کتابش رو خوندم، فیلمش رو دیدم و دو تا فرمت مختلف سریال تلویزیونی‌ش رو هم تماشا کردم. کتاب خیلی شبیه به بخش اول سریاله، جایی که سرگرد برنز کاملاً قربانی و بلاگردان بقیه است. اصلاً قابل باور نیست که هاک‌آی یه خدا باشه و برنز مسئول هر اتفاق بدی که می‌افته. این فضای کتاب و اون بخشی از سریاله که لری لینویل بازی می‌کرد. خود لینویل می‌دونست که این نقش می‌تونه به دوران کاریش پایان بده و شخصیت برنز مضحکه. لحظات خنده‌داری داشت، اما از اون مدل خنده‌هایی که نازی‌ها وقتی یه یهودی رو قربانی می‌کردن، بهش می‌خندیدن. بخش اول MASH صرفاً یه کتاب آموزشی برای انتخاب یک قربانیه. وقتی مردم چیزی مثل این رو تماشا می‌کنن، دنبال «واقعیت» نیستن، دارن یه الگو یاد می‌گیرن. چیزی که آموزش داده می‌شه این نیست که آدم‌های عجیب رو به خاطر کارهای عجیب‌شون سرزنش کنیم، چون هیچ‌کس واقعاً اونقدرها بقیه رو نمی‌شناسه. چیزی که آموزش داده می‌شه، و نویسنده‌ها و کارگردان‌ها هم این رو می‌دونن، نگاه سطحی به ماجراست. پیامی که در MASH قبل از اومدن استایرز داده می‌شه اینه که: فقط یه قربانی انتخاب کن. همین. برای همین با اینکه طنز فیزیکی‌ش خنده‌داره، من به دوره اول سریال نمره ۱ از ۱۰ می‌دم. چون داره تبعیض و نفرت بی‌دلیل رو یاد می‌ده. در بخش اول، دکترها در یک محیط واقع‌گرایانه کار می‌کنن و همین بدترش می‌کنه، چون نمی‌شه به سادگی از کنارش گذشت. همچنین سریال خیلی «تاریخ‌گذشته» است، چون زمان رو در نظر نمی‌گیره. طرفدارها معنی «تاریخ‌گذشته» رو اشتباه متوجه می‌شن. فکر می‌کنن یعنی شخصیتی در سال ۱۹۵۲ که مثل سال ۱۹۵۳ رفتار می‌کنه. فکر می‌کنن شخصیت سال ۱۹۵۲ باید درباره نوار کاست و دی‌وی‌دی و ترامپ بدونه. اما «تاریخ‌گذشته» بودن یعنی دقیقاً همین؛ یعنی کسی در سال ۱۹۵۲ چیزهایی رو بدونه که مال اون زمان نیست. مشکل MASH همینه. یه آدم «لیبرال» در سال ۱۹۵۲ بیشتر شبیه ترپر جان می‌شد. هاک‌آی با اون رفتارهاش، هر چقدر هم دکتر خوبی بود، به عنوان خائن تیرباران می‌شد. بخش‌های بعدی سریال جاییه که نویسنده‌ها می‌فهمن چیکار کردن. استایرز در نقش وینچستر، باورپذیرترین شخصیت کل سریاله. یه دکتر در سال ۱۹۵۲ واقعاً باید اینطوری می‌بود. همینطور هانی‌کات و پاتر. شخصیت‌ها خیلی باورپذیرتر شدن، هرچند طنز سریال خشک‌تر شد. به بخش‌های بعدی سریال نمره ۹ از ۱۰ می‌دم. هنوز رگه‌هایی از پروپاگاندا وجود داشت اما خیلی ظریف‌تر بود. شخصیت پرستار «لب‌داغ» (Hot Lips) حتی از برنز هم بدتر بود؛ یه هیولای واقعی که به هیچ‌کس وفاداری نداشت و نمی‌شد بهش اعتماد کرد. او سعی می‌کرد زیردست‌هاش رو در منطقه جنگی عصبی کنه، جایی که عصبی بودن می‌تونه باعث مرگ یا نقص عضو بشه. شخصیت پدر مالکی هم اصلاً با اون دوران همخوانی نداشت؛ یه کشیش لیبرال دهه نودی در سال ۱۹۴۲! از نظر باورپذیری، اون هم به اندازه برنز بد بود. در اواخر سریال بود که به شخصیت‌های فرعی بیشتر توجه شد. همیشه رادار و کلینگر بودن، اما اونا دو قطب کاملاً مخالف بودن. اضافه شدن ریزو و ایگور تعادل بیشتری ایجاد کرد. در نهایت، چون دوره «قربانی‌سازی» خیلی فاسد بود، نمره کل رو پایین میاره و میانگین من ۴ از ۱۰ هست.

2023-04-20