پاپیون

پاپیون

روایتی نیمه‌تخیلی از دوران حبس آنری شاریر (Henri Charrière) در سیستم قضایی گویان فرانسه که بخشی از آن در جزیره بدنام شیطان سپری شد. داستان در اوایل دهه ۱۹۳۰ می‌گذرد. شاریر که به دلیل خالکوبی پروانه‌اش به «پاپیون» معروف است، به همراه لوئیس دگا (Louis Dega) در میان محکومانی هستند که به گویان فرانسه منتقل می‌شوند تا دوران حبس خود را بگذرانند؛ جایی که حتی در صورت آزادی، هرگز به فرانسه باز نخواهند گشت. پاپیون که یک گاوصندوق‌زن حرفه‌ای است، به جرم قتل یک دلال به حبس ابد محکوم شده، جرمی که او با قاطعیت می‌گوید برایش پاپوش دوخته‌اند. دگا نیز یک جاعل ثروتمند است که انتظار دارد همسر بانفوذش در نهایت او را آزاد کند. به پیشنهاد پاپیون، این دو وارد یک معامله می‌شوند: پاپیون از دگا محافظت می‌کند و دگا در عوض، هزینه تلاش پاپیون برای فرار را تأمین می‌کند. با گذشت زمان، دوستی عمیقی بین آن‌ها شکل می‌گیرد که نقشه‌های اولیه‌شان را تغییر می‌دهد.

سال انتشار: 1973 کارگردان: Franklin J. Schaffner ژانر: Biography، Crime، Drama نویسندگان: Dalton Trumbo، Lorenzo Semple Jr.، Henri Charrière امتیاز: 8.0

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

روایتی تلخ و واقعی از دوران حضور آنری «پاپیون» شاریر در جزیره شیطان. فیلمی به کارگردانی فرانکلین جی. شافنر (کارگردان سیاره میمون‌ها و پاتون) که توسط دالتون ترامبو و لورنزو سمپل جونیور از روی رمان خودِ شاریر اقتباس شده. استیو مک‌کوئین (Steve McQueen) در نقش پاپیون و داستین هافمن (Dustin Hoffman) در نقش لوئیس دگا بازی می‌کنن. فیلم بیشتر توی جامائیکا و اسپانیا فیلمبرداری شده و موسیقی متن فوق‌العاده‌اش هم کار جری گلداسمیت هست. آنری شاریر یه خلافکار بود که به خاطر قتلی که انجام نداده بود به زندان گریزناپذیر جزیره شیطان فرستاده شد. فیلم، مثل کتاب، یه روایت داستانی از دوران حبس اونه. بهترین توصیف برای فیلم اینه: یه درام تکان‌دهنده درباره دوستی در شرایط سخت، استقامت و فرصت‌طلبی که با روحیه‌ای ماجراجویانه ترکیب شده. شافنر با مهارت فنی بالایی فیلم رو کارگردانی کرده؛ توی فیلمی که دیالوگ‌های خیلی کمی داره، اون موفق شده با یه اتمسفر گرم و عرق‌کرده، بیننده رو کاملاً تحت فشار قرار بده. این حس برای اینکه بتونیم محدودیت‌های زندگی توی این تبعیدگاه رو درک کنیم، حیاتیه. این مردها دارن دوران سختی رو می‌گذرونن و شافنر برخلاف سبک‌های لطیف هالیوودی، واقعیت رو همون‌طور که هست نشون می‌ده؛ کاری که دان سیگل هم سال ۷۹ توی فیلم «فرار از آلکاتراز» به خوبی انجام داد. بازی‌های درخشان مک‌کوئین و هافمن هم کمک بزرگی به فیلم کرده. مک‌کوئین توی نقش پاپیون در اوجه. اون همیشه بازیگری بود که بدون حرکات اضافی و اغراق‌آمیز صحنه رو مال خودش می‌کرد. صحنه‌های انفرادی اون بی‌نظیره، بدون اینکه حتی یه کلمه حرف بزنه. وقتی پاپیون داره با گرسنگی، جنون و بیماری دست و پنجه نرم می‌کنه، حضور مک‌کوئین اونقدر قوی و باورپذیره که انگار ما رو هم با خودش توی اون سلول تنگ می‌کشونه. فوق‌العاده است! باز هم آکادمی بازی درخشان مک‌کوئین رو نادیده گرفت و فیلم فقط یه نامزدی اسکار برای موسیقی متن گرفت. بازی هافمن هم که طبق معمول دقیق و حساب‌شده بود. اون مکمل بی‌نقصی برای مک‌کوئین بود و رابطه‌شون خیلی لطیف و واقعی دراومده. بازیگرهای مکمل مثل آنتونی زربی و ویکتور جوری هم عالی بودن. تولید فیلم خیلی پرهزینه بود و بودجه‌اش از ۴ میلیون به ۱۴ میلیون دلار رسید که اون رو به گرون‌ترین فیلم سال ۱۹۷۳ تبدیل کرد. در ابتدا منتقدها روی خوشی به فیلم نشون ندادن، ولی مردم عاشقش شدن و فیلم توی کل دنیا حدود ۵۰ میلیون دلار فروخت. از اون زمان تا حالا طرفدارهای زیادی پیدا کرده و منتقدهای جدید هم نگاه خیلی مثبتی بهش دارن. اون ایرادهای قدیمی که می‌گفتن فیلم خیلی غم‌انگیز یا طولانیه اصلاً منطقی نیست. فقط کافیه به تم و جوهره داستان دقت کنید تا بفهمید با چه شاهکاری طرفید. ۹ از ۱۰

2019-01-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

روایتی تلخ و واقعی از دوران حضور آنری «پاپیون» شاریر در جزیره شیطان. فیلمی به کارگردانی فرانکلین جی. شافنر که از روی رمان خودِ شاریر اقتباس شده. استیو مک‌کوئین و داستین هافمن ستاره‌های فیلم هستن. آنری شاریر یه خلافکار بود که به خاطر قتلی که مرتکب نشده بود به قلعه گریزناپذیر جزیره شیطان فرستاده شد. فیلم یه درام تکان‌دهنده درباره دوستی، استقامت و فرصت‌طلبی در شرایط سخته. شافنر با مهارت فنی بالایی تونسته اتمسفر خفقان‌آور و گرم زندان رو به بیننده منتقل کنه. این حس برای درک سختی‌های زندگی توی تبعیدگاه خیلی مهمه. مک‌کوئین توی نقش پاپیون عالیه؛ مخصوصاً توی صحنه‌های سلول انفرادی که بدون هیچ حرفی، حس گرسنگی و جنون رو به بهترین شکل منتقل می‌کنه. داستین هافمن هم مثل همیشه با دقت و وسواس نقشش رو بازی کرده و رابطه بین اون و مک‌کوئین خیلی خوب دراومده. تولید فیلم خیلی پرهزینه بود و در نهایت به موفق‌ترین فیلم کمپانی Allied Artists تبدیل شد. با اینکه منتقدهای قدیمی بهش سخت گرفتن، ولی زمان ثابت کرد که پاپیون یه اثر موندگاره. ۸ از ۱۰

2019-01-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

با اینکه آنری شاریر موقع فیلمبرداری حضور داشت، ولی زنده نموند تا اکران «پاپیون» (۱۹۷۳) رو ببینه. از همون زمان انتشار کتاب در سال ۱۹۶۹، خیلی‌ها در مورد واقعی بودن خاطراتش شک داشتن و فیلم هم تغییرات زیادی توی داستان داده، برای همین آدم شک می‌کنه که این یه داستان واقعیه یا تخیلی. اما چیزی که جای شک نداره، کارگردانی فوق‌العاده شافنر، موسیقی متن بی‌نظیر جری گلداسمیت، فیلمبرداری عالی فرد کوئنکمپ و بازی‌های درخشان استیو مک‌کوئین و داستین هافمن هست.

2020-04-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

جهنم زنده در یک تبعیدگاه در آمریکای جنوبی استوایی در دهه ۳۰. خاطرات آنری شاریر از تجربیاتش بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ در زندان کایین در گویان فرانسه به تصویر کشیده شده؛ از جمله انفرادی، تلاش برای فرار و زندگی در جزیره شیطان. استیو مک‌کوئین نقش آنری ملقب به پاپیون رو بازی می‌کنه و داستین هافمن هم نقش دوستش لوئیس دگا رو داره. «پاپیون» (۱۹۷۳) یه فیلم زندان واقع‌گرایانه است و شاید حتی از خاطرات خود شاریر هم دقیق‌تر باشه. یادتون باشه که شاریر به قصه‌گویی معروف بود و خیلی از بخش‌های کتابش زیر سوال رفته. فیلم فقط اصل مطلب رو روایت می‌کنه. با اینکه عشقِ فیلم‌ها معمولاً ازش تعریف می‌کنن، ولی بعضی‌ها هم به شوخی می‌گن آدم دعا می‌کنه پاپیون زودتر فرار کنه تا فیلم تموم بشه! فکر کنم دلیلش سکانس‌های طولانی انفرادی در نیمه اول فیلم باشه که البته برای درک اون جهنم لازمه. نیمه دوم فیلم خوشبختانه ماجراجویانه‌تره، پس اگه انفرادی خسته‌تون کرد، تحمل کنید و ادامه بدید. فیلم ۲ ساعت و ۳۱ دقیقه است و توی اسپانیا و جامائیکا فیلمبرداری شده. نمره من: B

2022-05-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

استیو مک‌کوئین در نقش آنری «پاپیون» شاریر، گاوصندوق‌زن بدشانسی که بی‌گناه محکوم شده، فوق‌العاده است. اون توی زندان خیلی زود می‌فهمه که هیچ بویی از انسانیت در اونجا به مشام نمی‌رسه. با «دگا» (داستین هافمن) که یه جاعل ثروتمنده متحد می‌شه. مک‌کوئین قبول می‌کنه از هافمن محافظت کنه و در عوض هافمن هزینه فرارشون رو بده. در طول دوران حبس، اون‌ها تبدیل به دوست‌های صمیمی می‌شن و با هم علیه رژیم وحشیانه زندان می‌جنگن. من خیلی طرفدار هافمن نیستم، چون به نظرم بیشتر تقلید می‌کنه تا بازی، اما باید بگم این بهترین و خشن‌ترین بازی مک‌کوئین هست. حس درد و امیدی که منتقل می‌کنه واقعاً تماشاییه. آخر فیلم هم تصاویری از بقایای واقعی اون زندان نشون داده می‌شه که یادآور بی‌رحمی اون مکان‌هاست.

2023-05-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

یه فیلم کلاسیک با یه داستان فوق‌العاده و بازیگرهای عالی. این اثریه که تقریباً هر کسی اگه بحث فیلم‌های زندان باشه، یادش می‌آد. یه اثر کلاسیک که ما رو به دنیای درد، رنج و مبارزه با ظلم می‌بره. داستان بر اساس کتاب آنری شاریر هست که ادعا می‌کرد خاطرات خودشه، ولی اونقدر تخیل قاطیش شده که بیشتر شبیه یه داستان تخیلی الهام گرفته از واقعیت می‌مونه. البته این موضوع برای فیلم مهم نیست؛ بیاید خودِ مرد رو فراموش کنیم و روی شخصیتش تمرکز کنیم. فیلم به کارگردانی شافنر در سال ۱۹۷۳ اکران شد. موسیقی متن جری گلداسمیت هم به تنهایی یه شاهکاره که ارزش گوش دادن داره. فیلم روی شرایط بد زندان و بدرفتاری با زندانی‌ها تمرکز داره. فکر کنم دلیل موفقیتش در اون زمان، همزمانی با جنبش‌های اعتراضی و آزادی‌خواهانه بود؛ دیدن مردی که تنهایی جلوی یه سیستم ظالم می‌ایسته همیشه جذابه. استیو مک‌کوئین کلید موفقیت این فیلمه و یکی از بهترین بازی‌های عمرش رو ارائه داده. داستین هافمن هم در کنارش عالی کار کرده. شاید منتقدها و داورهای اسکار اون زمان فیلم رو تحویل نگرفتن، ولی موندگاری فیلم ثابت کرد که اون‌ها اشتباه می‌کردن.

2024-04-10