مانتی پایتون و جام مقدس
تاریخ به شکلی کمدی دگرگون میشود؛ در انگلستان قرن دهم، شاه آرتور (King Arthur) به سراسر کشور سفر میکند تا شوالیههایی را برای پیوستن به میز گرد در کملوت (Camelot) پیدا کند. گردآوری این مردان خود داستانی مجزاست، اما پس از جشنی کوتاه در کملوت، بسیاری تصمیم به ترک آنجا میگیرند، تا اینکه خداوند مانع آنها شده و مأموریتی به آنها محول میکند: یافتن جام مقدس. پس از مجموعهای از ماجراجوییهای انفرادی، شوالیهها دوباره با هم متحد میشوند اما باید با جادوگری به نام تیم (Tim the Enchanter)، خرگوشهای قاتل و آموزش استفاده از نارنجکهای دستی مقدس روبرو شوند. با این حال، مأموریت آنها زمانی به پایان میرسد که پلیس مداخله میکند - دقیقاً همان چیزی که از فیلمی از گروه مانتی پایتون (Monty Python) انتظار میرود.
سال انتشار: 1975 کارگردان: Terry Gilliam, Terry Jones ژانر: Adventure، Comedy، Fantasy نویسندگان: Graham Chapman، John Cleese، Eric Idle امتیاز: 8.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یکی از قلههای طنز بریتانیایی.** این اولین برخورد من با گروه Monty Python (مانتی پایتون) بود که از قبل آوازهشون رو شنیده بودم و عاشق فیلم شدم. این فیلم به سادگی یکی از نقاط اوج کمدی بریتانیاییه. درک فیلم خیلی راحته؛ در واقع هجویهای از افسانههای آرتوری درباره جستجوی جام مقدسه، اما داستان فقط بهانهای برای شوخیهای پیدرپیه که هر کدوم از قبلی بهترن. من گروه کمدینها رو خیلی خوب نمیشناسم، اما تعدادی از بازیگران بزرگ کمدی بریتانیا رو اینجا میبینم، از جمله John Cleese (جان کلیز)، Terry Jones (تری جونز)، Graham Chapman (گراهام چپمن)، Terry Gilliam (تری گیلیام)، Michael Palin (مایکل پیلین) و Eric Idle (اریک آیدل). اونا به تنهایی عالی هستن، اما کنار هم واقعاً بینظیرن. فیلم لحظات زیادی داره که ارزش ذکر کردن دارن، شاید از محاکمه جادوگر شروع بشه و بعد به مبارزه با شوالیه سیاه یا شوالیههایی که میگن «نی» برسه. فیلم خیلی طولانی نیست، اما واقعاً ارزش دیدن تکتک موقعیتهای کمدی رو داره. دیالوگها پر از لحظات خندهدارن. با این حال، پایان فیلم کمی ضعیفتر از حد انتظار بود، که البته چیزی از ارزشهای فیلم کم نمیکنه. از نظر فنی، فیلم برجستهای نیست. اینجا هیچ دغدغهای برای دقت تاریخی یا بازسازی دقیق قرون وسطی وجود نداره و فیلم هم چنین ادعایی نداره. ما لباسها و وسایل صحنه رو داریم که مشخصاً فیک ولی کاربردی هستن، و لوکیشنهای جالب در قلعهها و جاهایی که نسبتاً خوب انتخاب شدن. یه سری جلوههای ویژه و بصری هم هست، اما چندان قابل توجه نیستن. در هر صورت، این کمدی با وجود گذشت دههها از اکرانش، هنوز هم تازه و سرزندهست.
2023-02-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جدی میگم، ممکنه از خنده زیاد موقع دیدن این فیلم بمیرید. یادمه اولین باری که این فیلم رو دیدم، قدیما که تلویزیونها آنتنی بود و شبکههای آموزشی برفکی بودن، حتی اون موقع هم فکر میکردم از خنده میمیرم. داستان شاه آرتور همیشه پتانسیل یه چنین طنزی رو داشت. تقریباً تمام بخشهای فیلم موندگارن. جرأت نمیکنم حتی به یکیشون اشاره کنم، چون وسوسه میشم صدتا صحنه دیگه و هزارتا دیالوگ دیگه رو هم بگم. فیلم خیلی سبک کمدی بزنبکوب (Slapstick) داره. هیچوقت فکر نمیکردم به بیرحمی بخندم، اما وقتی انقدر تابلویه که نمیشه جدی گرفتش، مثل مردی که دست و پاهاش قطع شده و هنوز فکر میکنه شکستناپذیره، مخصوصاً وقتی اجرا انقدر بینقصه، نمیتونم جلوی خندهام رو بگیرم. یه سری آدم هستن که این فیلم رو دوست ندارن، ولی اون آدمها کلاً از مرحله پرتن!
2023-04-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خوشبختانه برای من، این سفر به دنیای سورئال مانتی پایتون کوتاه بود، و با اینکه لحظات خوبی داشت، اما واقعاً تحت تأثیر مسخرهبازیهای آرتوریشون قرار نگرفتم. داستان با شاه آرتور (Graham Chapman) شروع میشه که توی انگلستان میچرخه تا چند نفر لایق رو برای میز گردنش پیدا کنه. بعد از اینکه کارش تموم میشه، نشانهای از خدا دریافت میکنه که باید به مقدسترین مأموریت برن و جام مسیح رو پیدا کنن. حالا نوبت اون سه نفر دیگه - Cleese، Idle و Gilliam - میرسه که زره بپوشن و توی قلمرویی پر از کنایههای جنسی دنبال جام بگردن. توی مسیر با شوالیه سیاه، یه قلعه پر از دخترای تشنه رابطه، و یه سری راهب روبرو میشن - در واقع هر کسی که انتظار دارید توی جامعه قرون وسطایی ببینید، قبل از اون پایان واقعاً رو مخ با «شوالیههای نی» که فقط یه باغچه کوچیک میخوان... بعد از حدود پنجاه سال، شاید منصفانه نباشه با نگاه سال ۲۰۲۴ بهش نگاه کنیم، اما این اولین بار بود که میدیدمش و واقعاً با خودم میگفتم چرا پلیس زودتر وارد عمل نشد؟ نه اینکه شوخیها جواب ندن، خب همهشون نه، ولی مسئله اینه که خیلی روی یه شوخی کلید میکنن و طولش میدن. انگار یکی یه نمایش کوتاه ۳۰ دقیقهای رو برداشته و تصمیم گرفته یه ساعت دیگه بهش آب ببنده. قطعاً اگه کوتاهتر بود بهتر میشد. چند تا نقش کوتاه جالب هم داشت - «زوت» با بازی Carol Cleveland و جادوگر با بازی Connie Booth خوب بودن، اما در کل حس کردم قربانی یه سری تبلیغات اغراقآمیز قدیمی شدم. ازش متنفر نبودم، ولی واقعاً این همه سر و صدا برای چی بود؟
2024-03-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
## **نقد فیلم Monty Python and the Holy Grail (1975): یک شاهکار بینقص ۱۰/۱۰**
اینکه فیلم *Monty Python and the Holy Grail* رو فقط یه «کمدی» صدا کنیم، مثل این میمونه که به جواهرات سلطنتی بگیم «چند تا سنگ قشنگ». این فقط یه فیلم نیست؛ یه بمب اتم فرهنگیه، یه ستون اصلی برای طنز ابزورد، و به سادگی یکی از کاملترین، خلاقانهترین و خندهدارترین فیلمهاییه که تا حالا ساخته شده. از تیتراژ ابتدایی که داد میزنه بودجه نداشتن تا پایانبندی عجیبش، این یه سمفونی کمدی بینقصه که توسط چند تا دیوونه رهبری شده.
### مأموریتی شبیه هیچکدام
«داستان» فیلم، تا جایی که بشه بهش گفت داستان، شاه آرتور (Graham Chapman) رو در مأموریت الهیاش برای پیدا کردن جام مقدس دنبال میکنه. اما روایت فقط بند رختیه که گروه پایتونها مجموعهای از درخشانترین و آنارشیستیترین آیتمهای نمایشی تاریخ رو روش پهن کردن. این اولین ضربه استادانه فیلمه: ساختارش اجازه میده شوخیها، تیکهها و حاشیهرویهای بیوقفه و پشتسرهمی بیان که هیچوقت خستهکننده نمیشن. شما از قلعه فرانسویهایی که فحش میدن به غاری میرید که یه هیولای کارتونی نگهبانشه، از عروسیای که توسط دهقانهای آنارکو-سندیکالیست بهم میخوره به دره خطرناک «هلاکت ابدی» پرتاب میشید. سرعت فیلم نفسگیره و نرخ موفقیت شوخیها ۱۰۰ درصده.
### ماشینآلات دیوانگی
چیزی که *Holy Grail* رو به یه ۱۰ کامل تبدیل میکنه فقط شوخیها نیست، بلکه نبوغ خالص در اجرا و تنوع اونهاست.
* **منطق ابزورد:** فیلم بر اساس یه منطق درونی رویاگونه پیش میره که بینقصه. استفاده از نارگیل به جای صدای سم اسب (چون پول خرید اسب واقعی رو نداشتن) فقط یه راه حل ارزون نیست؛ تبدیل به یه شوخی تکرار شونده میشه که خود شخصیتها هم زیر سوال میبرنش. خرگوش کایربانوگ فقط ترسناک نیست؛ با چنان جدیت تاریکی مثل یه شرور فیلمهای ترسناک معرفی میشه که شکست نهاییاش توسط نارنجک دستی مقدس رو فوقالعاده لذتبخش میکنه.
* **دیالوگهایی که مثل کتاب مقدسن:** فیلمنامه یه اثر هنریه، پر از جملاتی که وارد فرهنگ عامه شدن. از رساله دهقان درباره آنارکو-سندیکالیسم گرفته تا تیکهی جاودانه مرد فرانسوی که میگه: «مادرت یه همستر بود و پدرت بوی تمشک میداد!»، هر خط دیالوگ طلاست. شوالیههایی که میگن «نی!» و ترس بعدیشون از کلمه «آن»، کلاس درسی در زمینه کمدی ابزوردِ فزایندهست.
* **نبوغ بصری و شنیداری:** جذابیت کمهزینه فیلم بخشی از جادوی اونه. فیلمبرداری روی دست و مستندگونه در سکانسهای «فرار کنید!»، انیمیشنهای عمداً بیکیف Terry Gilliam و حضور ناگهانی و بیربط پلیس؛ همه این انتخابها محدودیت نبودن، بلکه مواد اولیه این آش کمدی بودن.
### تیمی از هزاران نفر (که توسط ۶ نفر بازی شدن)
کل گروه پایتون در اوج قدرت خودشون هستن و هر عضو به راحتی بین دهها نقش جابجا میشه. Graham Chapman لنگرگاه بینقص فیلم در نقش آرتوره که آشوب دورش میچرخه. John Cleese خشم خالص رو در نقش شوالیه سیاه و مرد فرانسوی به نمایش میذاره. Terry Jones معصومیت، Michael Palin جذابیت موذیانه و Eric Idle میانپردههای موزیکال (با آهنگ باشکوه «سر رابین شجاع») و طنز کنایهآمیز رو اضافه میکنن. و سلیقه بصری Terry Gilliam به عنوان کمککارگردان، به فیلم اون بافت کثیف و قرون وسطایی منحصربهفرد رو میده.
### حکم نهایی: جام مقدس کمدی
**۱۰ از ۱۰ - حتی یک فریم هم هدر نرفته**
*Monty Python and the Holy Grail* فراتر از یک فیلمه؛ یه آیین گذره. فیلمیه که با هر بار دیدن پاداش جدیدی بهتون میده و هر بار لایه جدیدی از نبوغ رو در یه دیالوگ گذرا یا یه شوخی پسزمینه پیدا میکنید. هم از نظر فکری تیزه و هم به طرز بچهگانهای احمقانه؛ در تاریخ روایت میشه اما طنزش زمان نمیشناسه. این فیلم معیاریه که بقیه کمدیها باهاش سنجیده میشن و دههها بعد، هنوز شکستناپذیر باقی مونده. این فیلمی به ما یاد میده سرعت پرواز یه پرستوی سبکبار چقدره، راه درست سرکوب یه جادوگر چیه و اینکه گاهی اوقات وقتی با مشکلات غیرقابل حل روبرو میشید، منطقیترین کار اینه که یه نارنجک دستی مقدس بخواید... و بعد ناگهان بازداشت بشید. یک شاهکار واقعی و تزلزلناپذیر.