The Texas Chain Saw Massacre
پنج نوجوان در راه سفر برای زیارت قبر پدربزرگشان (که ظاهراً به شکلی آیینی مورد هتک حرمت قرار گرفته)، از کنار یک کشتارگاه عبور میکنند، یک مسافر بینراهی مرموز را سوار (و خیلی زود پیاده) میکنند و در یک پمپبنزین بینراهی مقداری گوشت لذیذ خانگی میخورند؛ اما در نهایت سر از خانه قدیمی خانوادگی در میآورند... جایی که با ملاقات با خانوادهای از آدمخوارها، در کابوسی بیپایان غرق میشوند؛ خانوادهای که کمبود مهارتهای اجتماعیشان را با ابزارهای برقی جبران میکنند...
سال انتشار: 1974 کارگردان: Tobe Hooper ژانر: Horror نویسندگان: Kim Henkel، Tobe Hooper امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
***یه اسلشر نمادین و آزاردهنده درباره یه خانواده روانی در روستاهای تگزاس***
بعد از اینکه یه ون پر از جوون، یه مسافر روانی رو در شرق تگزاس سوار میکنن، گذارشون به یه مزرعه میافته که پر از آدمهای دیوونهست؛ از جمله یه مرد تنومند و لال که ماسکی از پوست انسان به صورتش زده. فیلم «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» (The Texas Chainsaw Massacre) محصول ۱۹۷۴ ساخته توبی هوپر (Tobe Hooper)، یه اثر پیشرو و نمادین در سبک اسلشره که واقعاً آزاردهنده و ترسناکه، چون فضایی خشن و واقعگرایانه داره. با اینکه ممکنه بعضی صحنهها برای بعضیها خندهدار به نظر بیاد (مثل صحنهای که فرانکلین با ویلچرش اتفاقی از تپه پایین میره یا اون حرکات اغراقآمیزش تو اون ساختمون مخروبه)، اما این واقعیت رو عوض نمیکنه که با یه فیلم ترسناک جدی و دلهرهآور طرف هستیم.
در مقابل، فیلم «خانه ۱۰۰۰ جسد» (House of 1000 Corpses) محصول ۲۰۰۳ که ادای دینی (یا شاید هم تقلیدی) از راب زامبی (Rob Zombie) به این اثره، اصلاً آزاردهنده یا ترسناک نبود چون رویکردی اغراقآمیز و کارتونی داشت. اون فیلم رنگارنگ و سرگرمکننده بود، آره، ولی دلهرهآور نبود. از نقاط مثبت دیگه فیلم میشه به لوکیشنهای روستایی، سکانسهای شبانه باحال (مثل بوتههای خار) و فیلمبرداری خوب از بازیگرهای زن بدون استفاده از صحنههای رکیک اشاره کرد: تری مکمین (Teri McMinn) در نقش پم و مریلین برنز (Marilyn Burns) در نقش سالی. اونا تیپ دخترهای معمولی همسایه رو دارن ولی به اندازه کافی جذاب هستن.
در کل، این یه فیلم شاخص در ژانر وحشت اسلشر جدیه و درک میکنم چرا خیلیا بهش امتیاز بالا میدن، اما فیلمهای ترسناک فقط برای ترسوندن و اذیت کردن بیننده نیستن. به نظر من، پرده آخر فیلم خیلی تکبعدی بود و بیش از حد روی اون خانواده کثیف و شیطانی و جیغ و دادهای دختری که در حال فراره تمرکز کرده بود. واقعاً جنونآمیز بود، اما در عین حال توخالی و بیروح. زمان فیلم ۱ ساعت و ۲۳ دقیقهست؛ یه نسخه بدون سانسور ۸۸ دقیقهای هم داره. فیلم در شرق تگزاس و در این مناطق فیلمبرداری شده: راند راک (خانه)، باسترپ (پمپبنزین)، لیندر (قبرستان) و واترسون (کشتارگاه). اون خونه هم از اون موقع به کینگزلند منتقل شده و بازسازی شده تا به عنوان رستوران استفاده بشه.
نمره: B-/C+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
شاید منصفانه نباشه که یه فیلم رو ۵۰ سال بعد از ساختش خیلی سختگیرانه نقد کنیم، اما به نظر من این فیلم واقعاً بیش از حد تحویل گرفته شده و رو اعصابه. پنج تا مسافر یه آدم رو تو ونشون سوار میکنن ولی زود میفهمن که طرف عشقِ چاقوئه و خلاصه عقلش درست کار نمیکنه. به هر حال یه جوری از شرش خلاص میشن و میرسن به یه تعمیرگاه که بنزین نداره، اونم نزدیک قبر پدربزرگ «فرانکلین» (Paul A. Partain) که رو ویلچره و خواهرش «سالی» (Marilyn Burns). اونا با دوستپسر سالی یعنی «جری» (Allan Danziger) و دوستاشون «کرک» (William Vail) و دوستدخترش «پم» (Teri McMinn) همسفرن. کرک و پم میرن شنا کنن و دیگه برنمیگردن. جری که نگران شده میره دنبالشون و بعدش هم... آره، اون دو تای دیگه هم تو تاریکی میزنن به دل بیابون که ببینن چه خبره.
خیلی زود میفهمیم چه بلایی سر اون دو نفر اول اومده و کاملاً منتظر اتفاقات پیشبینیشده هستیم... اما خب، قضایا اونجوری که فکر میکنیم پیش نمیره، وگرنه اصلاً چطوری این داستان به گوش بقیه میرسید؟ کل فیلم خلاصه شده در ۲۰ دقیقه آخر که اونم به نظر من خیلی بیروح و پر از سر و صدا بود. بخش زیادی از حس خطر فیلم فقط از جیغهای بیپایان، دویدن تو بوتهها در تاریکی و رفتارهای احمقانه کاراکترهایی میاد که اصلاً بویی از غریزه بقا نبردن. آخه کی وقتی سه تا از دوستاش غیب شدن، وسط تاریکی مطلق یه آدم ویلچری رو هل میده و میره تو یه مسیر ناشناخته؟ وقتی هم که بالاخره با قاتلها روبرو میشیم، همهچیز شبیه فیلمهای کمدی-ترسناک سطح پایین به نظر میاد؛ بین اون همه خونبازی مصنوعی و جیغ و دادهای هیستریک، اصلاً حس ترس منتقل نمیشه. معلومه که با بودجه خیلی کمی ساخته شده و کیفیت تولید هم همینو نشون میده؛ سوتیهای تداوم فیلم هم که دیگه خندهداره، مثلاً یه زخم یه لحظه هست و لحظه بعد غیب میشه یا پنجرههایی که خودبهخود تعمیر میشن... نه، شاید من سر حال نبودم ولی واقعاً ناامیدکننده و خندهدار بود، البته نه اون خندهای که خوب باشه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یکی از بهترین و جذابترین فیلمهای ترسناکی که تا حالا ساخته شده.**
همونطور که از اسمش پیداست، بدون شک یکی از بهترین و تاثیرگذارترین فیلمهای ترسناک تاریخه. تاریخچه ساختش هم خیلی جالبه. اگه اهل فیلمهای ترسناک یا اسلشر هستید، حتماً باید این فیلم رو ببینید و تجربهاش کنید. دیگه حرفی باقی نمیمونه.